English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده ـ راهنما بهترین حس‌ها و خوبی‌ها را انتقال می‌دهد

گروه خانواده ـ راهنما بهترین حس‌ها و خوبی‌ها را انتقال می‌دهد

سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر

هفته راهنما را به راهنماهای عزیزم تبریک عرض می کنم، که توسط کمک‌های راهنما من توانستم از تاریکی‌ها عبور کنم و به سمت نور حرکت کنم. راهنما یعنی کسی که بهترین حس ها و خوبی ها را به رهجویش انتفال می دهد؛ کسی که حال حال خوب رهجویانش بهترین حس دنیا است. من وقتی وارد لژیون شدم مانندبهشتی بود و شما راهنمای عزیزم همیشه با عشق به من آموزش می دادید؛ با جان، دل حرف های من را گوش می دادید و به سوالات من جواب می دادید. همیشه با خودم فکر می کردم مگر می شود یک نفر بدون حقوق از زندگی خود بگذرد و به من آموزش بدهد.نمی دانم چه بنویسم از این همه مهربانی،عشق بلا عوض، آ رامش و آسایش. امروزم را مدیون شما راهنمای عزیزم می‌باشم و از خداوند برای شما شادی، سلامتی و هر آنچه نیکی و خیر هست می‌خواهم؛ امیدوارم بتوانم رهجوی خوبی برایتان باشم و در راه کنگره خدمت کنم. 

آموزگارم توباغبانی 

می پرو انی بذر وجودم با مهربانی 

با درسهایت دیو جهالت از من گریزد 

اندز هایت بهر وجودم شد پاسبانی 

من غرقه بودم در بحر غفلت 

دستم گرفتی ای ناجی من   

من همچو قایق، تو بادبانی 

بر خوان دانش من میهمانم 

تو ای معلم خود میزبانی  

کار تو باشد ارشاد انسان 

همکار خوب پیغمبرانی

سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر

هفته راهنما را به راهنمای عزیزم خانم عاطفه راهنمای dst و خانم زینب راهنمای تغذیه سالم تبریک و شادباش عرض‌ می‌کنم.

سال‌ها پیش که من وارد کنگره شدم؛ جسم و جانم را غبار فرا گرفته بود، نه چیزی می‌دیدم و نه چیزی می‌شنیدم و نه امیدی به زندگی داشتم. من همچون ساعت شنی بودم، که نفس‌های آخر را می‌کشیدم و منتظر بودم تا کسی پیدا شود و دست مرا بگیرد؛ از تاریکی بیرون بیاورد. لحظه‌ها را ثانیه به ثانیه می‌شمردم، و در پس هر ثانیه بیهودگی زندگیم را ورق می‌زدم. و آنگاه تو آمدی......

چراغی در دست گرفتی و مرا از سرزمین تاریکی به طرف سرزمین نور و عشق هدایت کردید. آرامش آغوشت و گرمای دستان مهربانت مرا از خواب عمیق بیدار کرد. و آمدی مرا دلگرم کردی تا جاده پر پیچ خم زندگی را با امید طی کنم. راهنمای عزیزم، ابری هستی که جان تشنه کویری مرا با باران دانش سیراب و مانند چشمه‌ای، هستی که زلال بودن آن زیر سایه درخت دانایی، به من صبر را آموختی. حتی قلم هم از قادر به توصیف کرامت شما نیست شما مانند یک آموزگار عشق را سرمشق زندگیم کردی وجود شما تنها هدیه گرانبهایی است، که خداوند من را لایق آن دانست. با اینکه اذن ورود مسافرم به کنگره هنوز از طرف حق تعالی صادر نشده است؛ ولی با این حال در آرامش خوبی به سر می‌برم. این‌ها همه در سایه عشق به کنگره به من داده شده است. الان با چندین سال پیش خود را مقایسه می‌کنم، می‌بینم که چقدر خوشبخت هستم که مسافرم بلیط ورود من را به کنگره نصیبم کرده است؛ از خداوند متعال می‌خواهم هرچه زودتر اذن ورود مسافرم را صادر کند.

تو از جنس نوری تو را می‌شناسم 

شمیم حضوری تو را می‌شناسم

تو از جنس باران تو از جنس دریا

تو عشقی تو شوری تو را می‌شناسم

سلام دوستان شهناز هستم یک همسفر 

خداوند رو سپاسگزار هستم برای حضور در کنگره، دستور جلسه این هفته، راهنما است. راهنما یعنی یه شمع که ما با روشن نگه داشتن، می تواند به ما کمک کند تا مسیر خود رو پیدا کنیم؛ من به نوبه خودم هفته راهنما را تبریک عرض می‌کنم به همه راهنماهای گنکره و آقای مهندس و خانواده محترمش که با آموزش گرفتن از آن ها من به این آرامش رسیدم. اعتماد و اطمینان و اعتقاد کامل دارم که به خواسته های خودم می رسم. کنگره، سلامتی و درست زندگی کردن را به من آموخت. راهنمای عزیزم ازت ممنونم که با آموزش های خوبی به من داده اید، از خداوند منان می‌خوام که سلامت باشی و همیشه مثل خورشید بدرخشید؛ ما هم از نور وجود تون استفاده کنیم. خیلی خوشحالم از اینکه وارد این نور روشنایی شدم و از تاریکی، قهر و ظلمت درون خود بیرون آمده ام؛ صمیمانه از خدا طلب عمر با عزت برای همه راهنماهای مهربونم طلب می کنم.

تایپیست و ویرایش: همسفر میترا رهجوی راهنما عاطفه (لژیون اول)

ارسال: همسفر اعظم (نگهبان سایت)

همسفران نمایندگی گرمسار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .