هفته راهنما؛ مرز میان دانستن و شدن
انسانها را میتوان از زاویهای ساده اما عمیق به دو دسته تقسیم کرد؛ نه خوب و بد به معنای اخلاقیِ سطحی، بلکه از منظر نوع نگاهشان به مسئولیت. انسانی که در مواجهه با هر مسئلهای میپرسد «من چه کاری میتوانم انجام بدهم؟» و انسانی که پیش از هر حرکتی میسنجد «اگر کاری بکنم، چه چیزی عایدم میشود؟» همین تفاوت ظریف، سرنوشت یک فرد و حتی یک جامعه را رقم میزند.
جامعه از همین انسانها ساخته میشود و هرگاه تعداد کسانی که بهدنبال افزودن باشند بیشتر شود، آن جامعه به سمت رشد و تکامل حرکت میکند؛ زیرا نگاهشان بر پایه اضافه کردن، ساختن و سهم داشتن است، نه صرفاً دریافت کردن. اما چنین انسانی بهصورت اتفاقی شکل نمیگیرد.
برای پرورش انسانهایی مسئولیتپذیر و رو به رشد، به معلمان راستین و راهنمایان واقعی نیاز است؛ چراکه انسان فقط جسم نیست، روح نیز دارد و این روح در سایهٔ آموزش صحیح و هدایت درست به علم، معرفت و بلوغ میرسد.
در مسیر تکامل روح، اصلی اساسی وجود دارد: شاگرد باید خود را در اختیار آموزش قرار دهد. باید بپذیرد که تا زمانی که نمیداند، نیاز به راهبری دارد. فرمانبرداری در اینجا به معنای کورکورانه بودن نیست، بلکه به معنای اعتماد کردن به دانشی است که پیش از او آزموده شده است. شاگرد اولهای واقعی لزوماً باهوشترین افراد نیستند؛ آنها کسانیاند که دقیقترین اجراکنندگان آموزشاند. آنچه گفته میشود را بدون تفسیر شخصی و بدون کموکاست به کار میبندند، زیرا نتیجه متفاوت حاصل اجرای متفاوت است.
در کنار مسئولیت شاگرد، کیفیت آموزش معلم نیز اهمیت اساسی دارد. یک راهنمای واقعی چند ویژگی مهم دارد: نخست، عشق. معلمی که عاشق آموزش و عاشق شاگردانش نباشد، هرچقدر هم دانش داشته باشد، نمیتواند اثربخش باشد؛ زیرا آموزش بدون عشق صرفاً انتقال اطلاعات است، نه انتقال حیات. دوم، متناسب بودن آموزش با نیاز شاگرد؛ هر مطلبی اگر در جای درست و زمان درست ارائه نشود، کارایی خود را از دست میدهد و آموزش باید دقیقاً همان حلقه مفقوده شاگرد را هدف بگیرد. سوم، حقیقی بودن مطالب؛ ممکن است موضوعی با مسئلهای مرتبط باشد، اما لزوماً حقیقت درمان را بیان نکند. برای مثال، U.R.D یا سمزدایی ممکن است با اعتیاد ارتباط داشته باشند، اما الزاماً بیانگر حقیقت درمان نیستند. آموزش حقیقی آن چیزی است که ریشه را هدف میگیرد، نه صرفاً ظاهر مسئله را. و چهارم، سادهگویی. ساده بیان کردن با خلاصه کردن تفاوت دارد. اگر علم را دریایی با عمق ده متر در نظر بگیریم، معلم موفق کسی نیست که ما را تا چهار متری ببرد و بازگرداند؛ بلکه کسی است که ابزار غواصی را در اختیارمان قرار میدهد تا بتوانیم با امنیت تا عمق ده متر پیش برویم. او از عمق کم نمیکند، بلکه توان ما را برای رسیدن به عمق افزایش میدهد.
خوشبختانه در کنگره، از نعمت استادان و راهنمایانی برخورداریم که این اصول را در عمل اجرا میکنند؛ راهنمایانی که با عشق آموزش میدهند، حقیقت را منتقل میکنند، متناسب با نیاز شاگرد حرکت میکنند و مفاهیم عمیق را به زبانی ساده و قابل فهم بیان میکنند. شاید راز رشد و پربارتر شدن درخت کنگره نیز همین باشد؛ افزایش تعداد راهنمایانی که نهفقط آموزش میدهند، بلکه انسان میسازند.
هفته راهنما یادآور این حقیقت است که اگر امروز میتوانیم قدمی در مسیر رشد برداریم، به دلیل حضور کسانی است که پیش از ما راه را رفتهاند و چراغی در دست گرفتهاند. قدردانی از راهنما، قدردانی از مسیر رشد خودمان است.
اینجانب صمیمانه و از اعماق قلبم این هفته را به آقای مهندس و خانواده محترم ایشان، سپس به تمامی راهنمایان کنگره و بهویژه راهنمای دلسوز و عزیزم تبریک عرض میکنم.
نویسنده: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نمایندگی یحیی زارع میبد، رشته ورزشی والیبال
رابط خبری: مرزبان خبری همسفر شهناز پارک غدیر میبد
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم) نمایندگی پرستار رشته ورزشی شطرنج دبیر سایت
گروه ورزش همسفران کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
46