English Version
This Site Is Available In English

باز شدن بند‌های نامرئی ضدارزشی با قرار گرفتن در مسیر نور

باز شدن بند‌های نامرئی ضدارزشی با قرار گرفتن در مسیر نور

با زوج خدمتگزار نمایندگی عطار نیشابوری گفت‌و‌گویی ترتیب داده‌ایم. مسافر جلال و راهنما همسفر اسما با ۱۰ سال تخریب و آنتی‌ایکس شیره خوراکی و کشیدنی وارد کنگره شدند. مدت ۱۳ ماه ۲۰ روز سفر کردند به روش DST، با داروی OT و با راهنمایی مسافر حسین، همسفر نرگس و در ادامه با راهنمایی مسافر مهدی سفر نیکوتین را به پایان رساندند. اکنون ۲ سال ۹ ماه است از بند مواد و نیکوتین آزاد و رها هستند. شما را به خواندن این گفت‌وگو دعوت می‌کنیم.

آیا کمک کردن به کنگره فقط می‌تواند مالی باشد؟ لطفاً توضیح دهید.

راهنمای تازه‌واردین همسفر اسما
من تمام زندگی‌ام را به آقای مهندس و کنگره مدیون هستم. مگر می‌شود بهای جانی دوباره را با پول و ثروت پرداخت کرد؛ اما وقتی امسال توانستیم من و سه مسافر‌هایم در لژیون سردار عضو شویم حس خیلی خوبی داشتم؛ ولیکن در جواب شما باید بگویم خیر خدمت نه‌تنها مالی؛ بلکه دلی و عشقی هم می‌تواند باشد. من بهای حال خوب زندگی‌ام را با خدمت به انسان‌ها می‌توانم پرداخت کنم و با عشق دادن به آن‌ها هر لحظه که وارد کنگره می‌شوم و تازه‌واردی را جذب کنگره می‌کنم حس پرنده‌ای را دارم که در اعماق آسمان آواز‌کنان در حال پرواز است. گویی که با انجام این خدمت‌ها توانسته‌ام ذره‌ای از دینم را به انجام برسانم و هر بار در دعای کنگره۶۰ در حالی که اشک در چشمانم جاریست زمزمه می‌کنم: خداوندا اجازه بده تا لحظه‌ای که جان در بدنم دارم خدمت کنم.

مرزبان مسافر جلال
خدمت کردن در کنگره می‌تواند به سه طریق باشد خدمت مالی، مادی و معنوی. در حقیقت مانند مثلثی هست که باید سه ضلع آن در حال رشد باشد و امروز خیلی خوشحال هستم که در نمایند‌گی‌های نیشابور به‌عنوان گچ‌کار از خود اثری بر جای گذاشته‌ام، دو سال عضو لژیون سردار بوده‌ام و الان در جایگاه مرزبانی ابتدا به خودم و سپس به هم‌نوعان خود خدمت می‌کنم و از خداوند می‌خواهم همیشه لطفش شامل زندگی من باشد تا بتونم از تک‌تک جایگاهای کنگره‌۶۰ آموزش بگیرم و به‌عنوان یک عضو کوچک من و خانواده‌ام در کنگره حضور داشته باشیم.

بزرگترین درس یا تحول شما از حضور در کنگره چیست؟

راهنمای تازه‌واردین همسفر اسما
بزرگترین درسی که از حضورم در کنگره گرفته‌ام تغییر و تحول خودم بود. من در گذشته تمام لحظاتم گنگ و مبهم بود، گویی به دنبال چیزی بودم و نمی‌دانستم آن چیست. از روزی که وارد کنگره شدم خودم را پیدا کردم و هر لحظه بیشتر تغییرات را در درون خودم حس می‌کنم و این تغییرات از روزی که شال سبز را گرفته‌ام بیشتر و بیشتر شد؛ زیرا تحول عمقی را در انجام خدمت‌ها بیشتر می‌توان پیدا نمود.

مرزبان مسافر جلال
بزرگترین درسی گرفته‌ام این است که همه ما در این بعد هستی مسافریم چه در بیرون از کنگره و چه در فضای کنگره۶۰ و انسان چیزی نیست جز سعی و تلاش خودش. من هر چه جلو‌تر می‌روم می‌بینم چیزی بلد نیستم و این بلد نبودن بیشتر مرا جذب این مکان مقدس می‌کند. من یاد گرفته‌ام بدی، بد است و خوبی، خوب. امیدوارم با خدمت به خلق بتوانم اثری از خود به‌جای بگذارم.

از داشتن دو مسافر ایکس چه حسی دارید؟ آیا ترسی در این مسیر داشتید؟

راهنمای تازه‌واردین همسفر اسما
با پرسیدن این سؤال یادآور گذشته می‌شوم؛ زیرا قبل از کنگره تمام پزشکان بیماری فرزندان من را ژنتیکی اعلام کردند که هیچ درمانی ندارد. وقتی برای رهایی عازم تهران شدیم و به دیدار آقای مهندس رفتیم با دیدن آزمایش‌ بچه‌ها بعد از چند ماه اجازه سفر را از آقای مهندس دریافت کردیم. من نه‌تنها ترسی نداشتم؛ بلکه ایمان داشتم قطعا در این مسیر و این متد فرزندانم درمان خواهند شد. هر بار که از سمت اطرافیان نظرات منفی می‌شنیدم یا خواستم ذره‌ای ناامید شوم حسی قوی از اعماق قلبم، نیرویی مثبت به من وارد می‌کرد؛ بنابراین باید بگویم حسی که دارم فراتر از یک حس است، می‌تواند عشق مادرانه باشد؛ شاید هم قوت قلب یک همسفر، من خود را در کنار دو مسافر ایکس خوشبخت‌ترین و خوشحال‌ترین مادر و همسفر می‌دانم و هر بار خداوند را شکر می‌کنم که به من اجازه داد پرستار دو فرشته بهشتی باشم.

مرزبان مسافر جلال
به‌عنوان یک مسافر و پدر مسافران ایکس در کنگره، هیچ ترس و هراسی نداشتم؛ چرا‌که من ایمان و باور به این سیستم دارم. از آن روزی ایمان و امید در دل من روشن شد که جناب مهندس با اولین دیدار فرزندانم فرمودند: این بیماری ژنتیکی است و مشکل از صور پنهان است. خدا را شکر با دستور جناب مهندس زیر نظر راهنما مسافر حسین، مدت ۲۶ ماه است در حال سفر هستند و ۷۰ درصد پوست‌شان بهبود یافته و ۱۰۰ درصد از آن حالت افسردگی و گوشه‌گیری بیرون آمده‌اند.

به‌نظر شما اولین و مهمترین کمکی که کنگره به ما می‌کند چیست؟

راهنمای تازه‌واردین همسفر اسما
اولین کمکی که کنگره در حق ما همسفران و مسافران می‌کند، همان‌طور که بارها گفتم اجازه می‌دهد بندهای نامرئی ضد‌ارزشی را باز کنیم. بندهایی که قبل از کنگره بر دست، پا و حتی ذهن خود غل و زنجیر ساخته بودیم. کنگره کمک می‌کند این بندها یکی پس از دیگری باز شوند و به‌جای آن نور عشق و محبت وارد قلب‌هایمان شود و این یکی از هزاران هزار معجزات کنگره است.

مرزبان مسافر جلال
بزرگترین لطفی که کنگره به من داشته این است که لقب معتاد را از من گرفته و اسم زیبای مسافر را به من هدیه کرده است. من وقتی به گذشته خود فکر می‌کنم، تخریب زیادی به سیستم بدن خودم وارد کرده‌ام. یک بار سابقه کمپ داشتم و بار‌ها خودم سقوط آزاد رفتم، همسرم و فرزندانم را بسیار اذیت کردم و هر بار شاید به یک ماه نرسیده دوباره برگشت کردم. مهمتر از همه این است که امروز کنگره۶۰ آدرس خودمان را به خودمان باز گردانده؛ چرا‌که در زمان مصرف حس‌های من یخ زده بود و هیچ حسی به زندگی و زنده بودن نداشتم.

چه کنیم که ناسپاس کمک‌ها و زحمات این مسیر نباشیم؟

راهنمای تازه‌واردین همسفر اسما
اگر بخواهیم ناسپاس کسانی که در این مسیر ما را یاری کرده‌اند و کمک‌هایی که این سیستم کرده است نباشیم؛ باید هر لحظه قصه ایاض را که آقای مهندس بارها در سی‌دی‌ها عنوان می‌کنند از یاد نبریم. ایاض فردی بود با این‌که به جایگاه و سمت بالایی رسید؛ اما هر روز به لباس‌ها و پوستین پاره خود سر می‌زد و نگاهی می‌انداخت تا مبادا از یاد ببرد که کجا بوده و حال کجا ایستاده است. وقتی آقای مهندس که خود این سیستم را طراحی کرده‌اند و روز‌به‌روز به لطف خدا شاهد موفقیت‌های روز افزون ایشان هستیم می‌گویند: من نتوانسته‌ام دینم را به کنگره ادا کنم؛ پس ما هرگز نباید انسان فراموشکاری باشیم. به‌دنبال حاشیه نباشیم یا این‌که چه کسی در چه جایگاهی عملکردش چگونه است. خداوند فرصتی به ما داده است که مدت زمانی را خدمت کنیم، آموزش بگیریم و بیاموزیم و در نهایت این جایگاه را به دیگران و آیندگان هدیه کنیم؛ پس انشاالله طوری از این زمان استفاده کنیم که در نزد وجدان خود سربلند باشیم؛ شاید انسان‌ها اعمال ما را نبینند؛ اما خداوند قطعا خواهد دید.

مرزبان مسافر جلال
همان‌طور که گفتید انسان فراموش‌کار است. اکثر مصرف کنندگان که وارد کنگره می‌شوند همه درها را زده‌اند، جواب نگرفته‌اند و با خواست و تلاش خاصی وارد کنگره می‌شوند؛ اگر درست سفر کنند و با آموزش‌های ناب کنگره آشنا شوند و معنی تاریکی و روشنایی را بفهمند، نه کنگره را فراموش می‌کنند و نه راهنمایی که به آن‌ها آموزش داده است؛ چرا‌که بنده یک بار برگشت داشته‌ام و عذاب وجدانی داشتم که هیچ وقت فراموش نخواهم کرد و الان در جایگاه مرزبانی به‌عنوان مرزبان انضباطی خدمت می‌کنم و بیشترین آمار انضباطی کسانی هستند که به پایان سفر نرسیده‌اند و پشیمان با حال خراب برمی‌گردند.

زیباترین کلمه برای سپاسگزاری در وصف آقای مهندس چیست؟

راهنمای تازه‌واردین همسفر اسما
هر بار که به این سؤال می‌اندیشم هزاران هزار کلمه در ذهنم حک می‌شوند. انسانیت، عشق، ایمان و فداکاری‌. انسانیت را برای حس انسان دوستی که هزاران هزار انسان را احیاء نمودند. عشق را برای این‌که نتوانستند درد و رنج بشر را متحمل شوند و بزرگترین بحران‌های بشر که اعتیاد، چاقی و سیگار بود را برای همیشه به اتمام رساندند. ایمان را برای این‌که در زمان تأسیس کنگره با وجود سخت‌ترین بحران‌ها و مشکلات باز هم ایمان به خداوند را در قلب‌شان خاموش نکردند و برای انجام این رسالت بزرگ شانه خالی نکردند و به بهترین نحو این رسالت را به پایان رساندند و انسان ها را از درد و رنج رها ساختند. فداکاری را برای این‌که ایشان تمام وقت و زمان خود را صرف خدمت به انسان‌ها کردند و بارها در سخنان ایشان می‌شونیم که عنوان می‌کنند عبادت به جز خدمت خلق نیست به تسبیح و سجاده و دلق نیست. در پایان سخنانم به‌عنوان رهجوی کنگره می‌گویم خداوند به ما فرصتی داده است که عملی عظیم را به انجام برسانیم و در صراط مستقیم قدم برداریم و کوله‌بار خود را سرشار از عشق و محبت سازیم. امیدوارم در این مسیر به بیراهه نرویم و اگر رفتیم باز به سمت نور برگردیم.

مرزبان مسافر جلال
هرچه فکر می‌کنم چیزی به نظرم نمی‌رسد برای سپاسگزاری از فردی که ۲۸ سال قبل صورت مسئله بیماری اعتیاد را شکافت. آقای مهندس بعد از درمان خود، می‌توانست دنبال زندگی‌اش برود؛ ولی آن‌قدر عشق به مخلوقین خداوند را داشت که تمام زندگی‌اش را وقف کنگره۶۰ کرد و هم‌چنان روزبه‌روز در حال رشد و پیشرفت است. من تمام زندگی‌ام را به کنگره بدهکارم و فقط می‌توانم بگویم با خدمت صادقانه و درست در این مسیر سبز می‌توانم از جناب مهندس سپاسگزاری کنم.

هفته راهنما برای شما چه معنایی دارد و این جشن، شما را یاد چه چیزی می‌اندازد؟

راهنمای تازه‌واردین همسفر اسما
هفته راهنما برای من به‌معنای واقعی هفته قدردانی و شکر‌گزاری است. بارها در هنگام مشاوره تازه واردین، با تعجب آن‌ها روبه‌رو شده‌ام که شما راهنمایان در مقابل این همه وقتی که برای انسان‌ها می‌گذارید، آیا هزینه یا حقوقی دریافت می‌کنید؟ و اما در جواب آن‌ها باید گفت: ما این بخشش را از آقای مهندس آموخته‌ایم. وقتی ایشان بی‌مزد و منت این همه آموزش و خدمت رایگان و حال خوش را به ما هدیه داده است ما نیز از ایشان الگو می‌گیریم و همان‌طور که ایشان بارها فرموده‌اند: بزرگترین خدمت، خدمت به مخلوقین خداوند است؛ پس ما راهنمایان با جان و دل و با انرژی غیر قابل وصف بهای حال خوب خود را با خدمت به انسان‌ها پرداخت می‌کنیم.

مرزبان مسافر جلال
هفته راهنما به من یادآوری می‌کند روز اول با چه حالی وارد کنگره شدم و اولین برخوردم با راهنمای با عشق و محبتی بود به نام راهنمای تازه واردین که شال سبز بر گردن داشت. در همان جلسه اول به من آموخت که کنگره با دیگر مکان‌ها تفاوت دارد و با عشق، محبت و احترام به من آموزش داد. این هفته به من یاد آوری می‌کند تمام راهنمایان کنگره سرشار از عشق محبت هستند چراغ راه تمام درد مندان هستند.

به‌نظر شما هدف آقای مهندس از گذاشتن دستورجلسه هفته راهنما چیست؟

راهنمای تازه‌واردین همسفر اسما
هدف آقای مهندس از گذاشتن این دستور‌جلسه آموزش قدردانی است. ایشان با گذاشتن این دستور‌جلسه به ما یاد دادند؛ اگر کسی حتی به ما یک کلمه بیاموزد؛ باید قدردان و شکر‌گزار  و سپاسگزارش باشیم.

مرزبان مسافر جلال
ما در کنگره ۴ جشن و دستور‌جلسه مهم داریم
هفته دیده‌بان، هفته ایجنت و مرزبان، هفته همسفر و هفته راهنما که این هفته برگزار می‌شود. به‌نظر من آقای مهندس این جشن‌ها و دستور‌جلسات را در طول سال گذاشته‌اند که ما فراموش نکنیم کجای کار قرار داریم. بیشتر هدف هم قدردانی و سپاسگزاری از خودمان و سپس به این سیستم زیبای کنگره است. به‌نظر من هر کسی چه در سفر اول و چه در سفر دوم به اندازه چیزی که فهمیده و درک کرده است قدردانی می‌کند و این دستور‌جلسات هر سال تکرار می‌شود تا ما فراموش نکنیم در چه جایگاهی بودیم و الان در کجای کار قرار داریم.


 

اگر سخنی در دلتان است که دوست دارید در هفته راهنما به راهنمای خود بگویید، آن چیست؟

راهنمای تازه‌واردین همسفر اسما
من تاکنون در طی این سه سال، سه راهنما داشته‌ام و از هر کدام آموزش‌های نابی گرفته‌ام که در مسیر زندگی بسیار کمک کننده و هدایت کننده من بوده است. از راهنمایان عزیزم سپاسگزارم، دستشان را می‌بوسم و قدردان آن ها هستم و اگر اکنون در مرحله‌ای هستم که می‌توانم حال خوب را تجربه کنم به پاس زحمات و آموزش‌های آنان است. امیدوارم بتوانم در ادامه مخلوق خوبی برای خداوند و خدمتگزار شایسته‌ای برای انسان‌ها باشم.

مرزبان مسافر جلال
سخنی که می‌توانم در مورد راهنمای خودم بگویم این است که تا آخر عمر سپاسگزار شما هستم و معنی بخشندگی، عشق و محبت را از شما آموختم.

طراح سؤال: همسفر زهرا رهجو راهنما همسفر صفیه (لژیون یکم) و همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر محبوبه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر سارا رهجو راهنما همسفر صفیه (لژیون یکم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر مهتاب (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی عطار نیشابوری

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .