English Version
This Site Is Available In English

ذره‌ذره تا روشنایی؛ داستان یک خواسته قوی

ذره‌ذره تا روشنایی؛ داستان یک خواسته قوی

شما خود باید معلمی باشید که از استواری شما، انسان‌های دیگر آموزش ببینند و این در اصل یک تصفیه است که ناخالصی‌های هر موجود باید از آن جدا شود تا با حجم کمتر اما محتوای غنی به پرواز درآید. انتخاب با شماست. این کلمه انتخاب با تکرار برای عموم است، راه مشخص شده و تلاش در آن، یاری به دیگران محسوب می‌شود. از این وقت‌های طلایی استفاده کنید تا به عروج نزدیک شوید.

همسفر مهری و مسافرشان عباس با هشت سال تخریب، با آخرین آنتی‌ایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره شدند. به مدت ۱۱ ماه و ۱۵ روز با متد DST و داروی OT، با راهنمایی مسافر ابوالفضل و راهنما همسفر مریم سفر کردند. هم‌اکنون به مدت ۲ سال و ۹ ماه است که با دستان پرتوان آقای مهندس از بند اعتیاد آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر فوتبال و رشته ورزشی همسفر تنیس روی میز می‌باشد. همسفر مهری خدمت دبیری، نگهبانی جلسات خصوصی همسفران و ورزش‌بانی بدمینتون را گذرانده‌اند و هم‌اکنون در جایگاه راهنمای تازه‌واردین خدمت می‌کنند.

در اوایل ورودتان به کنگره فکر می‌کردید که بتوانید یک روز راهنما شوید؟
در ابتدا خداوند منان را سپاسگزارم که یک بار دیگر به من اجازه داد در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. سپس این هفته زیبا را خدمت استاد بزرگ کنگره، آقای مهندس و خانواده محترم ایشان تبریک می‌گویم و از خداوند، عمری باعزت و طولانی برای ایشان خواهانم. همچنین این هفته را به تمام راهنمایان عاشق کنگره۶۰ تبریک عرض می‌کنم.
اما در مورد سؤال شما، حقیقتاً در بدو ورودم به کنگره، هدفم فقط درمان مسافرم بود؛ ولی ذره‌ذره که جلو آمدم، متوجه تخریب‌ها و تاریکی‌های خودم شدم و اینکه چقدر خودم دچار آسیب هستم. هر روز مشتاق‌تر به ادامه مسیر شدم؛ اما شاید باورتان نشود که حتی به جایگاه نگهبانی و دبیری جلسه هم فکر نمی‌کردم، چه برسد به راهنمایی. مسافرم اصلاً برای امتحانات ماهانه شعبه هم مرا نمی‌آورد و همیشه متذکر می‌شدند که خدمت نگیرم، چون امکان آوردن مرا نداشت.
این مسئله را با راهنمای عزیزم خانم طاهره عالمی در میان گذاشتم. ایشان تنها دو جمله به من گفتند: «خواسته‌ات را قوی کن و در ذهنت تصویرسازی کن.» من هم همین کار را کردم؛ با تمام وجود خواستم که بتوانم در کنگره خدمتگزار باشم. با کمک خداوند و آموزش‌های ناب کنگره، جایگاه نگهبانی و دبیری را تجربه کردم و اکنون نیز در جایگاه راهنمای تازه‌واردین مشغول خدمت هستم.

از سه کلمه لژیون، راهنما و رهجو چه چیزی در ذهن شما تداعی می‌شود؟
کنگره برای من دنیای جدیدی بود و لژیون همچون خانواده‌ای جدید؛ جایی که در آن آموزش دیدم و الفبای زندگی، آداب معاشرت، قوانین، حرمت‌ها و دوست‌داشتن را آموختم و رشد کردم.
راهنما، همان‌گونه که از نامش پیداست، با عشق، ایمان و تحمل، راه را نمایان می‌کند؛ همچون کوهی استوار و محکم.
رهجو نیز برای من جوینده راه و فرمان‌برداری را تداعی می‌کند و امیدوارم بتوانم با فرمان‌برداری از آقای مهندس، رهجوی خدمتگزاری برای کنگره باشم.

عکس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
طراح سوالات و مسئول مصاحبه: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)
ارسال: همسفر اکرم (راهنمای تازه‌واردین) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زال‌پارس مشهد 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .