راهنمایان، آینهگران چیرهدستی هستند که به ما نشان میدهند درونمان چه تصویری دارد؛ نه آنچه میپنداریم، بلکه آنچه هستیم. هفته راهنما بر این استادان خودشناسی مبارک باد.
همسفر طاهره و مسافرشان با آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک، به روش DST و با داروی OT به مدت ۱۰ ماه و ۶ روز به راهنمایی راهنما همسفر ناهید و راهنمای مسافرشان مسافر محمد ضیایی سفر کردند. رشته ورزشی مسافرشان باستانی و رشته ورزشی ایشان بدمینتون است و در حال حاضر هم ۴ سال و ۳ ماه است که آزاد و رها هستند.
مهمترین تفاوتی که بین رهجو بودن و راهنما شدن را تجربه کردهاید چه بوده است؟
این سؤال خیلی جالب و عمیقی است! تفاوت بین رهجو بودن و راهنما شدن از نظر شخصی میتواند به تجربههای خاص و رشد فردی بستگی داشته باشد، اما به طور کلی، مهمترین تفاوت این بود که در نقش رهجو، من بیشتر در جستجوی یادگیری و راهنمایی از دیگران بودم و میخواستم با کمک و تجربیات و دانش راهنما، مسیر خودم را پیدا کنم؛ در حالیکه در نقش راهنما، مسئولیت هدایت دیگران و کمک به راه گم کرده در پیدا کردن مسیر درست، بر دوش من است. در این حالت من باید نه تنها دانش و تجربیات خودم را به اشتراک بگذارم بلکه تواناییهای شنیدن، همدلی و تشویق تازهوارد را هم داشته باشم. همچنین ممکن است نیاز باشد که خود را با چالشهای جدیدی روبهرو کنم؛ چراکه راهنما باید با ذهن باز و دیدگاههای مختلف به مسائل نگاه کند و در عین حال از انعطافپذیری کافی برخوردار باشد. ناگفته نماند که در کنگره در هر جایگاهی که باشیم همچنان در حال آموزش هستیم.
تجربه خود را بعد از دریافت شال راهنمایی برای ما بگویید؟
تجربه گرفتن شال راهنمایی از دستان پر از مهر جناب مهندس برای من، لحظهای مهم و پر از احساسات شیرینی بود. این نوع تجربهها معمولاً حسهای متفاوتی ایجاد میکند. احساس رضایت از اینکه توانستهام مسیر بهتری را انتخاب کنم و از تجربیات دیگران بهرهبرداری کنم. با اعتماد به نفس بیشتری به جلو پیش میروم؛ چراکه از تجربیات یک راهنما استفاده کردهام و مسیر درستتری را انتخاب کردهام.
به نظر میرسد که راهنمای تازهواردین به رهجو نزدیکتر است. آیا شما با این حرف موافقید ؟ چرا؟
بله، چون اولین کسی که در یک مکان ناشناخته با او روبرو میشود راهنمای تازه واردین است. او آغوش باز پر از مهر راهنما را هیچ وقت فراموش نمیکند. معمولاً انسان اولین برخورد را هیچ وقت فراموش نمیکند مثل اولین روز مدرسه، اولین دوست، اولین معلم.

آیا تجربهای از سؤال یک تازه وارد داشتهاید که خودتان هم از آن درس گرفته باشید؟ لطفا برای ما بفرمایید.
بله، در طول زمان، سوالات زیادی از افراد مختلف به ویژه تازهواردین دریافت کردهام که باعث شده خودم هم یاد بگیرم و دیدگاههایم گاهی تغییر کند. یکی از این سؤالات در مورد چگونگی مقابله با شکست و ناامیدی در مسیر بود. تازه وارد در دنیای تاریکی اعتیاد بوده و از تجربههای شکست و ترکهای نافرجام مسافرش شکایت میکرد. او میپرسید: چطور میشود بعد از هر بار شکست، دوباره بلند شد و ادامه داد در ابتدا، فکر میکردم که میتوانم به راحتی او را راهنمایی کنم و فرق بین ترک و درمان در کنگره۶۰، را در چند جمله توضیح دهم. وقتی بیشتر به صحبتهایش گوش دادم، متوجه شدم که مشکل اصلی او فقط ناشناخته بودن مسیر بود، انگیزه یا عدم تلاش نبود؛ اینکه در بیرون از کنگره هنوز کسی سیستمایکس را نشناخته و درمانی برای اعتیاد ندارند. جوابی که به او دادم، این بود که نباید خود را به خاطر اشتباهات و شکستها قضاوت کند و باید با تمرکز بر روی درمان و روش و متد جناب مهندس دژاکام، به مدت ده الی یازده ماه درمان، صورت گیرد. گاهی بهترین چیزی که میتوانیم انجام دهیم، پذیرش خطاها و تلاش برای بهبود است.
مهمترین توصیه شما به راهنمایان شال سبز چیست؟
من در اقیانوس بزرگ کنگره کوچکتر از آن هستم که توصیهای برای این عزیزان داشته باشم، اما چیزی که خودم سر لوحه کارم قرار دادم این استکه، با حس و حال خوب و پرانرژی در شعبه حضور پیدا کنم و از تازه واردین استقبال کنم.
در پایان، باز هم هفته راهنما را به تمام آنهایی تبریک میگویم که بیصدا اما بیدریغ، چراغ این راه هستند؛ از جناب مهندس دژاکام که نخستین قدم را در این مسیر نورانی گذاشتند تا تکتک راهنمایانی که امروز با نفسشان، زندگیها را به آگاهی مینشانند. برایتان از خداوند سلامتی میخواهم، سلامتی که نه در تن که در باورها جاری باشد، و دلی که همیشه در مسیر خدمت، استوار و بیخیال خستگی بماند. بتوانید دستگیر بیپناهان باشید و پناه بیدستان سپاسگزارم از اینکه مرا همراهی کردید.
طراح سؤالات: گروه مصاحبهکننده همسفران نمایندگی وحید
مصاحبه کننده: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون پنجم)
عکاس، ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
221