English Version
This Site Is Available In English

راهنماها گره‌ها را باز نمی‌کنند؛ گره‌ها را نشان می‌دهند

راهنماها گره‌ها را باز نمی‌کنند؛ گره‌ها را نشان می‌دهند

جلسه سوم از دوره‌ بیستم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی یحیی زارع میبد یزد به استادی ایجنت همسفر راضیه، نگهبانی همسفر طاهره و دبیری همسفر سعیده با دستور جلسه «راهنمایان (DST، تازه‌ واردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

خداوند بزرگ را بسیار شاکرم که به من توفیق داد تا در این جایگاه در خدمت شما عزیزان باشم و از شما آموزش بگیرم. از مرزبانان سپاسگزارم و از همه خدمتگزاران شعبه که جلسه را می‌چرخانند و این مکان را برای ما فراهم می‌کنند تا بتوانیم آموزش بگیریم، قدردانی می‌کنم. این هفته، هفته دستور جلسه راهنما است؛ هفته راهنما، فرصتی است تا بتوانیم از راهنماهای خودمان تقدیر و تشکر کنیم.

من ابتدا این هفته را به آقای مهندس که اولین و بزرگ‌ترین راهنمای ما در کنگره ۶۰ هستند، تبریک عرض می‌کنم؛ خدمت خانواده محترمشان، اساتید بزرگوارشان و همه راهنماها در سراسر شعبه‌های کشور، اعم از مسافران و همسفران در قسمت‌های مختلف، از جمله راهنماهای DST، راهنمای تازه‌واردین، راهنمای جونز و راهنمای ویلیام که همگی عاشقانه خدمت می‌کنند. همچنین تبریک می‌گویم به کسانی که در انتظار تشکیل لژیون یا گرفتن شال هستند و می‌خواهند در این جایگاه قدم بگذارند و خدمت را آغاز کنند.

و مهم‌تر از همه، تبریک می‌گویم به راهنمای خودم و از ایشان سپاسگزارم؛ دستانشان را می‌بوسم و از همین‌ جا نام می‌برم از فاطمه اشکذری، که هر سال به ایشان زنگ می‌زنم و هفته راهنما را تبریک می‌گویم و منتظر فرصتی هستم تا حضوری عرض ادب کنم. باید بدانیم که خداوند توفیق خدمت را به هر کسی نمی‌دهد؛ فقط بندگان برگزیده‌اش این توفیق را دریافت می‌کنند. پس راهنماها و کسانی که در هر قسمتی، آشکار یا پنهان، خدمت می‌کنند باید قدر خودشان را بدانند؛ چون بندگان برگزیده خداوند هستند.

اولین آیه قرآن بعد از «بسم‌الله الرحمن الرحیم» با ستایش و سپاس از خداوند، پروردگار جهانیان آغاز می‌شود و کلمه «رب» را به کار می‌برد. رب؛ یعنی مربی و مربی در همه مراتب وجود دارد، معلم، آموزگار، استاد، راهنما؛ هر کسی که چیزی را به دیگری آموزش می‌دهد. پدر و مادر من هم مربی من هستند، رب من هستند. به نظر من هر انسان خوبی یا حتی هر انسان بدی می‌تواند آموزگار من باشد و چیزی به من یاد بدهد؛ اینکه بدی بد است و خوبی خوب است.

در کنگره۶۰، در بخش آموزش، راهنمایان محترم هستند که امور را می‌گردانند و به درمان اعتیاد کمک می‌کنند. اولین بهانه ما برای اینکه اینجا دور هم جمع شدیم، درمان اعتیاد بود. الان می‌گوییم بهانه؛ اما وقتی وارد شدیم، همه ناامید، خسته و درمانده بودیم و می‌خواستیم کسی به دادمان برسد و اعتیاد را درمان کند. آمدیم و دیدیم انسان‌هایی خالص و مخلص هستند که از تمام وقت و خیلی چیزهای دیگرشان می‌گذرند تا به ما آموزش بدهند و در درمان کمکمان کنند.

راهنماها در کنگره۶۰ هم درمان اعتیاد را انجام می‌دهند و هم آموزش‌هایی به ما می‌دهند که مسیر درست زندگی را یاد بگیریم؛ از هر نظر که فکرش را بکنیم. آن‌ها ما را با صور پنهان و آشکار وجودمان آشنا می‌کنند. ما آمده‌ایم اعتیاد را درمان کنیم؛ پس باید چه چیزی را می‌دانستیم؟ باید هم انسان را می‌شناختیم، هم مواد مخدر و تأثیر آن بر انسان را. راهنما با شناساندن من به خودم و یاد دادن اینکه مواد مخدر چه تأثیری روی مسافرم گذاشته است، دیدگاه مرا نسبت به مسئله اعتیاد کاملاً تغییر داد.

راهنما در رهجوی خودش تاریکی‌ها، گره‌ها و مجهولاتی را می‌بیند که خود رهجو متوجهشان نیست. کم‌ کم دانش کنگره، تجربه‌ای که خودش به دست آورده و آموزش‌هایی که گرفته، این مجهولات را به رهجو نشان می‌دهد و یادش می‌دهد که باید ایرادات خودش را ببیند، متوجه شود و بپذیرد. اگر پذیرفت، می‌تواند در مسیر قدم بگذارد و حرکت کند. رهجو با سفر کردن، با حضور در لژیون طی حدود یازده ماه و با فرمانبرداری از راهنما می‌تواند به درمان برسد و از تاریکی‌های درون خودش رها شود و نفس راحتی بکشد.

راهنماها گره‌ها را باز نمی‌کنند؛ گره‌ها را نشان می‌دهند. در واقع کلید را به دست رهجو می‌دهند تا خودش مسیر اصلی را پیدا کند و راه درمان را طی کند. خداوند این گره‌ها و مشکلات را در وجود انسان‌ها قرار داده؛ هیچ انسانی را نمی‌بینیم که بدون مشکل باشد. این‌ها برای آن است که انسان‌ها گره‌های خودشان را باز کنند و مشکلاتشان را حل کنند تا به تکامل نزدیک شوند. در کنگره، راهنما بدون هیچ مزد و منتی خدمت می‌کند و چیزی که دریافت می‌کند، برکات معنوی حاصل از خدمت است. همین باعث می‌شود تشنه‌تر شود و بیشتر بخواهد خدمت کند.

چهار سال لژیون تمام می‌شود؛ اما او دنبال فرصتی است تا در جای دیگری و به شکل دیگری دوباره خدمت کند. یک خدمت که تمام می‌شود، خدمت دیگری را آغاز می‌کند؛ چون تشنه خدمت می‌شود. آن چیزی که راهنما دریافت می‌کند و هر کسی که خدمت می‌کند، تا خودش تجربه نکند، متوجه نمی‌شود چیست. کسی که می‌خواهد راهنما انتخاب کند باید او را از هر جهت قبول داشته باشد؛ نگوید سنش از من کمتر است، یا تحصیلاتش کمتر است، یا طبقه اجتماعی‌اش پایین‌تر یا بالاتر است. ما فقط رابطه استاد و شاگردی، رابطه راهنما و رهجو داریم. راهنما راه را نشان می‌دهد و رهجو در همان راهی که او نشان داده حرکت می‌کند.

حالا در هفته راهنما وظیفه من چیست؟ در مقابل این همه ایثار و گذشتی که راهنما برای من انجام داده، وظیفه من احترام گذاشتن و تکریم اوست؛ اینکه همیشه هر جا راهنمایم هست، به احترامش برخیزم و جلوتر از او حرکت نکنم. هر کسی که به گردن من حقی دارد همین‌طور است؛ حتی پدر و مادرمان که در گذشته جلوی آن‌ها پا دراز نمی‌کردند. امروز هم باید همین‌طور باشد. پدر و مادر فرقی نکرده‌اند؛ همان مراحل و زحمات طی شده تا فرزندی بزرگ شود. درباره راهنما هم همین است؛ فرقی نمی‌کند سنش کم باشد یا موقعیتش متفاوت باشد، من رهجو وظیفه دارم به او احترام بگذارم و قدردان باشم؛ هم زبانی، هم قلبی و هم عملی؛ حتی در پاکتی که برای راهنمایم می‌گذارم، دلنوشته کوچکی قرار بدهم تا احساس قلبی‌ام را نشان بدهم.

بخش دیگر، راهنمایان تازه‌واردین هستند که حق بزرگی به گردن ما دارند. در جلسات اولیه که حالمان بد است، پیش آن‌ها می‌رویم و انگار تمام بارمان روی دوش آن‌ها می‌افتد. با هنری که دارند ما را جذب کنگره می‌کنند. راهنمای جونز هم همین‌طور است؛ وقتی کسی اضافه‌ وزن دارد و به او مراجعه می‌کند، باید راهنما را قبول داشته باشد و گام‌ به‌ گام همراهش حرکت کند و دستورها و برنامه‌ها را دقیق اجرا کند. اکنون وقت تشکر و قدردانی است. در این هفته خدا را شکر می‌کنیم که آقای مهندس این فرصت را در اختیار ما قرار داده‌اند تا بتوانیم سالی یک‌بار هم که شده درست و حسابی از راهنماهای خود تقدیر کنیم.

به ماه مبارک رمضان نزدیک می‌شویم و هفته آینده افطاری‌ها شروع می‌شود. قرعه‌کشی انجام شده تا مشخص شود کدام لژیون در چه روزی مسئول تهیه افطاری است. امیدواریم با خاطره‌ای شیرین، خاص و دلنشین این ماه مبارک را به پایان برسانیم و برداشت‌های خوبی داشته باشیم. پیامی هم از آقای مهندس داده شده بود که فرمودند: کسانی که به‌ عنوان آشپز برای تهیه افطاری خدمت می‌کنند؛ باید سی‌ دی آشپزی را نوشته باشند و همه کارکنان آشپزخانه موظف‌اند از دستکش استفاده کنند و افرادی که در آشپزخانه خدمت می‌کنند اجازه ندارند در امور آشپزی نظر بدهند. از این‌ که به صحبت‌های من گوش دادید، بسیار سپاسگزارم.

برگزاری جشن هفته راهنما

مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر مصطفی
تایپیست: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر حمیده (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد یزد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .