English Version
This Site Is Available In English

کاری درست است که خیرش به دیگران هم برسد

کاری درست است که خیرش به دیگران هم برسد

هفتمین جلسه از دور نهم جلسات لژیون سردار نمایندگی نیمایوشیج بهشهر با استادی مسافر محمد باقر و نگهبانی راهنمای محترم رضا و دبیری مسافر رحمان و خزانه داری مسافر ابوالفضل  با دستور جلسه  " هفته راهنما "در روز یکشنبه تاریخ 404/11/26 راس ساعت 15/30 آغاز به کار کرد

 

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان محمدباقر هستم یک مسافر،خدا را شکر می‌کنم که یک‌بار دیگر در جمع شما دوستان عزیزم هستم و سپاسگزار خداوندم که راه کنگره را به من نشان داد،اذن مرا صادر کرد تا بتوانم در این مسیر به درمان برسم و از روزهای سخت و سیاهی که داشتم نجات پیدا کنم. تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان بابت این اتفاق بزرگی که رقم زدند و امکاناتی که در نظر گرفتند. از همه ی خدمتگزاران کنگره،راهنمای درمانم آقا جعفر خیلی تشکر می کنم که زحمات زیادی برای من کشیدند.

هفته ی راهنما را به همه ی راهنمایان کنگره ۶۰ و به آقای مهندس  و استاد امین و همه اساتید کنگره 60 تبریک عرض می‌نمایم. در زندگی عادی ما هرزمانی که دچار مشکل می‌شویم اگر علمی داشته باشیم که آن را حل کنیم با آن به‌خوبی مواجه می‌شویم. اما در بسیاری مواقع اطلاعاتی درزمینهٔ ای نداریم به سراغ شخصی می‌رویم که متخصص امر است و از او راهنمایی می‌گیریم.
اگر آن فرد آن علم و تجربه را داشته باشد یا به قول کنگره  آن دانایی را داشته باشد می‌تواند در این مسیر ما را درست هدایت کند و مشورت مفیدی به ما ارائه دهد تا بتوانیم در آن مسیر موفق باشیم . اما اگر در نزد شخص اشتباهی باشیم و مشورت بگیریم به‌طورقطع اوضاعمان خراب خواهد شد.

راهنمای تازه‌وارد یکی از بزرگ‌ترین مسئولیت‌های کنگره را دارد چون  شخصی که وارد کنگره می‌شود،اضطراب ، نگرانی،ترس و تجربیات تلخ گذشته به همراه دارد و می‌خواهد با ورود به کنگره در همان گام اول از این‌ها رهایی یابد درصورتی‌که هیچ شناختی از کنگره ندارد و فرقی بین ترک و درمان مواد نمی‌بیند. مصرف مواد و نیاز به مصرف مواد را نمی‌شناسد،نمی‌داند معتاد کیست و تصور می‌کند اینجا که می‌آید قرار است او را در این مکان مانند کمپ نگه‌دارند. اما آن رفتار خوش راهنمای تازه‌وارد هست که آن  فرد را جذب می‌کند.

راهنما در کنگره ۶۰همین‌طوری انتخاب نمی‌شود،شخص باید زحمت بکشد تا راهنما شود و علم راه را کسب کند. در این مسیر مطالعه کند و از آزمون خیلی سخت و کشوری که نوعی کنکور است عبور کند و در بین تعداد زیادی افراد که شرکت می‌کنند انتخاب می‌شود. از نظارت و فیلتر و آزمون های مختلفی عبور می‌کند تا بتواند به‌عنوان راهنما بتواند در کنگره خدمت کند . و شخص در وهله‌ی اول باید عشق به راهنمایی داشته باشد .


 راهنما با عقل،عشق و ایمان‌ خدمتی عظیم انجام می دهد یعنی بر  پایه عشق و علم راه را به رهجو نشان می دهد و بادانشی که کنگره به او داده است و آموزش‌هایی که از راهنمای قبل خود گرفته می‌آید و در این مسیر به فردی که مصرف‌کننده است کمک می‌کند تا به درمان برسد. روزهای اولی که من به کنگره آمدم آقا جعفر به من گفتند که شما بیا اگر به درمان نرسیدی،در کارگاه حاضر شو و در بین همه اعضای نمایندگی بگو راهنمای  من دروغ‌گفت به ما می‌گفتند شما در این مسیر اگر کاری را که از شما خواسته‌شده انجام بدهید و گوش به فرمان باشید تغییر می کنید و به درمان قطعی می‌رسید. 

حال من خیلی خراب بود و استرس زیادی داشتم بنابراین اوایل می‌گفتم تصور نمی‌کنم این راه را ادامه دهم اما اولین پله‌ای که برایم تیپر شد تازه آنجا متوجه شدم که نه واقعاً جواب می‌دهد . به امید خداوند و راهنمایی آقا جعفر توانستم این مسیر را به انتها برسانم درمان شوم. در طول مسیر هم افرادی بودند که حالشان خراب بود و تصور کنید یک راهنما در یک لژیون ممکن است بابش از ده رهجو سروکار داشته باشد. به‌مرور بر روی راهنمای خود شناخت پیدا می‌کنند. اما راهنما وظیفه‌ی سنگینی دارد . چراکه باید پانزده نفر را کنترل کنید و تشخیص دهد حال و هوای آن‌ها چطور است. و مدیریت کند

 

ازآنجایی‌که دارو در اختیار رهجوست و افراد خلقیات متفاوتی دارند،کار بسیار سختی دارد و این مسئولیت راهنما به‌مراتب سخت‌تر از هر مسئولیت دیگری چه در کنگره چه در خارج از کنگره است.اوایل فکر می‌کردم فقط باراهنمای خودم می‌توانم ارتباط برقرار کنم اما با پایان سفر اول و ورود به سفر دوم احساس کردم تمام راهنمایانی که در کنگره هستند یک مدل هستند .در مهربانی و آرامش و اخلاق‌مداری مشابه هم هستند.از تک‌تک آن‌ها خیلی آموزش‌ها گرفتم.یادم می‌آید یکی از راهنمایان عزیز به من گفت میدانی راهنما چه کسی است و چه زمانی راهنما می‌شود.پاسخ دادم خب زمانی که راهنما می‌شود که شال را دریافت کند.گفت خیر،راهنما زمانی که دوران چهارساله خود را تمام می‌کند تازه می‌شود راهنما،یعنی آن تجربه را کسب می‌کند.من روی این قضیه خیلی فکر کردم و دیدم که درست در خاتمه از تمامی راهنمایان کنگره ۶۰ متشکرم و سپاسگزار زحمات آنها هستم امیدوارم این جشن راهنمایی که در پیش‌روی ماست بتوانیم به نحو احسن آن را برگزار کنیم و آن قدردانی لازم را از راهنمایان خود صورت دهیم .ممنونم که با سکوت خود به صحبت های من گوش کردید.. یا اینکه کاری ارزشمند است که خیرش به جماعتی برسد . خیلی چالش‌ها را انسان باید عبور کند.برفرض من در یک‌رشته تحصیلی فنی وارد می‌شوم،بلافاصله که وارد محیط می‌شوم که کاره‌ای نمی‌شوم مگر اینکه یک دوره‌ای را بگذرانم و مدرکم را بگیرم تا بتوانم به آنجا برسم . 

 

در ادامه  گزارش تصویری  تجلیل و قدر دانی از راهنمای محترم آقا محمود عموزاد را باهم مشاهده می کنیم

در پایان جلسه با دعای کنگره 60 به پایان رسید 

گروه سایت نمایندگی نیمایوشیج بهشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .