دوازدهمین جلسه از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی وکیلی یزد، به استادی ایجنت همسفر زهرا، نگهبانی همسفر فریده و دبیری همسفر اکرم با دستور جلسه «هفته راهنمایان (DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش و موسیقی)» روز دوشنبه ۲۷ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزارم که در این روز و هفته زیبا، توفیق پیدا کردم تا در این جایگاه خدمت کنم و إنشاءالله از این جایگاه و انرژیهای شما عزیزان بهرهمند شوم.
این هفته زیبا را در رأس خدمت استاد راهنمای کنگره۶۰، آقای مهندس و اساتید بزرگوارشان؛ همچنین بزرگترین و اولین راهنمای بخش همسفران، سرکار خانم آنی بزرگ تبریک عرض میکنم و درادامه خدمت تمامی راهنمایان کنگره۶۰؛ راهنمایان شال نارنجی، بخش تازهواردین، ویلیام، تغذیه سالم و همینطور در بخشهای دیگر؛ ازجمله موسیقی و ورزش، تبریک عرض میکنم و به آنها خداقوت میگویم؛ بالاخص راهنمایان عزیزمان در نمایندگی وکیلی که افتخار داشتم در این مدت، در خدمت این عزیزان باشم.
همه ما که در کنگره حضور داریم و ماندگار شدهایم، یک حقیقتی را دریافت کردهایم و آن حقیقت این است، با توجه به شرایطی که داریم، هرکدام از ما در مقاطع مختلف زندگی، با توجه به شرایطمان، یکسری از مشکلات باعث شده، این مطلب را خوب حس کنیم و لازم بدانیم وجود یک راهنما، استاد یا یک مربی، وجود کسیکه وقتی به مشکلی برمیخوریم، ما را هدایت کند و این چهقدر برای ما ضروری و مهم است و متوجه این موضوع شدهایم که نقش این عزیزان در کیفیت زندگی ما تا چه اندازه تأثیرگذار میباشد.
وقتی فردی وارد تاریکی میشود یا مشکلی برایش پیش میآید، دیگر قادر به دیدن نور نیست و همهچیز برایش تاریک میشود که دیگر نمیتواند مسیر را تشخیص دهد؛ درواقع راه خودش را گم میکند، بهخصوص تاریکی اعتیاد که بهنظر من بزرگترین نوع تاریکی است. وقتی کسی در تاریکی اعتیاد قرار میگیرد؛ درواقع تاریکی اعتیاد، مثل لیل میماند، به همان ظلمت و تاریکی است و اگر کسی بخواهد از تاریکی خارج شود و به روشنایی و فجر برسد، نیازمند یک شفیع است؛ شفیع باید باشد تا او را از ظلمت رها کند. در کنگره، راهنماها همه مصداق آن شفیع هستند و یک استاد و راهنما برای رهجو حکم یک شفیع را دارد. استاد خیلی قشنگ اشاره میکنند و میفرمایند: «تمام یادگیری ما انسانها بر مبنای شفع و وتر است.» منظور این است که من به تنهایی نمیتوانم و باید راهنما شفیع من شود. چهطور یک راهنما میتواند شفیع رهجویش باشد تا او را از تاریکی و ظلمت درآورد؟ رهجویی که در سفر قرار میگیرد و مراحل سفرش را میگذراند، باید در تمام طول مسیر فرمانبردار راهنمایش باشد. باید در این مسیر چشم مطلق باشد و در لژیون، تمام صحبتهایی که راهنما میکند را فرمانبرداری کند، چشم بگوید و پا جای پای راهنمایش بگذارد تا راهنما بتواند شفیع او شود و آن رهجو را از تاریکی درآورد و به روشنایی برساند.
در جای دیگری استاد میفرمایند: «راهنماها موتور تولید در کنگره هستند.» درواقع ورودیهای ما، راهنمای تازهواردین و عملیاتیهایمان، لژیون DST و راهنمایان شال نارنجی هستند. این عزیزان آموزش سختی دیدهاند؛ بهعبارتی پروسه راهنمایی، یک پروسهای است که مثل یک گذرگاه سخت میماند؛ اگر شعبهای را درنظر بگیرید که مثلاً ۴۰۰ یا ۵۰۰ رهجو دارد، وقتی زمان امتحان راهنمایی میشود، از این تعداد، حدود ۷ الی ۸ نفر شال نارنجی و ۷ الی ۸ نفر یا نهایتاً ۱۰ نفر، شال مغز پستهای قبول میشوند و این نشان میدهد که پروسه راهنمایی چهقدر سخت است و این عزیزان باید از فیلترهای مختلفی عبور کنند تا به این جایگاه دست پیدا کنند؛ یعنی چیز آسانی نیست که خیلی راحت بهدست بیاید و آنها از مراحل مختلفی عبور داده میشوند تا بتوانند درواقع راهنمایی بشوند که بتوانند یک رهجو را از تاریکی بیرون آورند.
راهنماهای کنگره۶۰ که در حوزه درمان اعتیاد فعالیت مینمایند، مثل یک متخصص عمل میکنند. استاد امین میفرمایند: یک راهنما برای اینکه راهنمای خوبی باشد، باید دو ویژگی داشته باشد:
۱- داشتن عشق؛ یک راهنما باید عشق داشته باشد.
۲- دیدن رنج دیگران؛ ویژگی دیگر اینکه باید رنج دیگران را ببیند.
در کنگره، تمام خدمات راهنماها رایگان است؛ آنها با هزینه خودشان میآیند و میروند. تمام وقت و انرژی خود را بدون هیچ چشمداشتی، توقعی و منتی میگذارند و خدماتشان را به رهجو ارائه میدهند تا بتوانند یک رهجو را به رهایی برسانند.
بهنظر من، این همان صحبت استاد امین است که میفرمایند: «داشتن عشق» این عزیزان حسابشان با عشق است، با معشوق یا با رهجو هیچ صحبت و منتی ندارند و تمام انرژیشان را میگذارند تا او به رهایی برسد.
مجدداً این هفته را خدمت همه راهنمایان کنگره۶۰ تبریک عرض میکنم، به آنها خداقوت میگویم و سر تعظیم در مقابل همه این عزیزان فرود میآورم. از آنها بابت انرژیها و وقتی که برایشان ارزشمند است، میگذارند و در کنگره خدمت میکنند، صمیمانه تشکر میکنم.
امروز بر همه ما واجب است که بهنحو شایستهای، با کلام، قلب و عملمان از این عزیزان به بهترین شکل تشکر و قدردانی کنیم و سپاسگزار و قدردان آنها باشیم. قطعاً میدانم همه شما به این موضوع، آگاه و واقف هستید و إنشاءالله بعد از کارگاه، در لژیونهای خود، میتوانید به بهترین شکل از راهنماهای خودتان تقدیر و تشکر کنید؛ هرچند که اهدای پاکت و قدردانی، نمیتواند جبران خدمات این عزیزان را نماید؛ ولی بهنظر من، بهترین کادو برای یک راهنما، این است که رهجویش بهموقع در لژیون حضور داشته باشد، غیبت نداشته و در آزمون شرکت کند، چشم مطلق باشد، سیدی بنویسد، در زمین ورزش شرکت کند و یک سفر با کیفیت داشته باشد تا إنشاءالله به رهایی برسد و درادامه در سفر دوم، راهنما رهجویش را خدمتگزار ببیند؛ این بهنظر من، میتواند بهترین کادو برای راهنمایتان باشد؛ اگر میخواهید راهنمای خودتان را خوشحال کنید، باید در سفر دوم خدمتگزار باشید. إنشاءالله همه شما جایگاه راهنمایی را تجربه کنید و شال مقدس آن را داشته باشید و از انرژی آن بهرهمند شوید. متشکرم که گوش کردید.

قبل از شروع کارگاه آموزشی، آزمون شماره ۱۰ و ۱۱ بهصورت حضوری برگزار شد.

برگزاری جشن هفته راهنما








مرزبانان کشیک: همسفر سمیه و مسافر محسن
تایپیست: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر ناعمه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر سمیه
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
381