جلسه چهاردهم از دوره پنجاه و دوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سلمان فارسی اصفهان به استادی ایجنت محترم همسفر نرگس و نگهبانی همسفر زهره و دبیری همسفر مونا با دستورجلسه: «هفته راهنما» در روز دوشنبه ۱۴۰۴/۱۱/۲۷ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
خداوند را هزاران بار شکر میکنم و خوشحال هستم که برای بار دوم در این جایگاه قرار گرفتم تا از تکتک شما آموزش، عشق و محبت بگیرم و خدمت کنم، امروز یک روز خاص و جشن بسیار زیبا است که به واسطه این جشن حس و حالِ دل همه ما خوب است؛ البته برای کسانی که بیدار و هوشیار هستند.
این هفته، هفته قدردانی از راهنمایان عزیز است، ۱۰ الی ۱۱ سال پیش با حال بسیار بد، پر از استرس، ناامیدی، حسهای منفی، کینه، حسادت، قضاوت، قیاس وارد کنگره شدم، زمان ورود فکر میکردم اطرافیان من را قبول ندارند؛ اما در شعبه شیخ بهایی کنار عزیزی نشستم که امروز شال سبز رنگ دارد، من به وجود تکتک این عزیزان افتخار میکنم؛ چرا که اولین جلسه حال من بسیار بد بود و حال آشفته من را راهنما خریدار بود، او با تمام پوست، گوشت و استخوان خود من را درک میکرد، تا آن لحظه کسی من را این طور بغل نکرده بود، آن روز پیوند من با کنگره گره خورد.
بعد از سه جلسه وارد لژیون شدم، راهنمای دیگر با شال نارنجی من را آغوش گرفت که هم حس و هم جنس من بود، تمام تاریکیهای من را تجربه کرده بود او راه و روش را به من یاد داد، این حال خوب را مدیون راهنمایی هستم که معلم واقعی من بود، تمام راهنماها سه ویژگی را قطعاً دارند یک مطالب را بسیار روان، ساده آموزش میدهند. ساده کردن این نیست که سیدی را در پنج خط برای من باز کند، ساده کردن؛ یعنی مسیر طولانی دانش را کوتاه میکند تا من بتوانم در سختترین قسمتهای زندگی از آموزشی که به من داده استفاده کنم.
دوم مطالبی که راهنما بیان میکند حقیقی و راستین است، امروز بسیاری از رهجوها قرار است که بیدار شوند یک راهنما بیداری من را از نوع پاکت، دل نوشته و مبلغی که در پاکت قرار میدهم، متوجه میشود، آیا من آموزش گرفتم که کجا قرار دارم؟ چه کار میکنم؟ آیا من قدردان هستم؟ مطالبی که آقای مهندس در سیدیها میگویند را باید سرلوحه زندگی قرار دهم، فکر نکنید همه میتوانند در این مکان قرار بگیرند به والله، روزی هر کسی نمیشود که روی این صندلیها بنشیند، شما بسیار بها دادهاید که امروز اینجا باشید.
امروز شاید بسیاری خواب باشند؛ اما با کلام تکتک ما قرار است بیدار شوند، شاید چندین بار به این جهان آمدیم، رفتیم تا امروز بتوانیم اینجا بنشینیم و آموزش بگیریم قدر این صندلی را با قدردانی باید بدانم، من میگویم راهنما، آقای مهندس را دوست دارم؛ اما آیا کلامی که از آقای مهندس و راهنماها جاری میشود را میتوانم عملی کنم؟ امروز روز عمل است و هفته دیگر ماه رمضان روز عمل کردن است.
راهنمایان کنگره به پول من و شما نیاز ندارند، این من هستم که؛ باید با بخشیدن، بخشش را در وجود خود به وجود بیاورم. هفته راهنما یک هفته خاص است، همه ما قبل از کنگره شاید راهنمایانی همچون پدر، مادر، دوست، رفیق داشتیم؛ اما راه آنها بسیار متفاوتتر از کنگره بود، پیش از کنگره به دلیل نافرمانی و نقض فرمان جن درون من فعال شد و کمکم وارد تاریکیها شدم.
اما با ورود به کنگره راهنما مفهوم دروغگفتن، قضاوت و قیاس را برای من باز کرد؛ زمانیکه مطلب به دل من نشست و کار برای من لذت بخش شد، راهنما مفاهیم را برای من ساده کرد تا آن مفاهیم برای من لذت بخش شود، فرمانبردار شدم و صدای روح خود را شنیدم و بسیاری از کارها را انجام ندادم همه ما فکر میکنیم که دانش و آگاهی کافی را داریم؛ اما برای بیراهه نرفتن در هر جایگاهی نیاز به راهنمایی داریم، ما امروز آقای مهندس را به عنوان بزرگترین و بهترین راهنمای راستین داریم، من امروز را به آقای مهندس، خانم آنی، خانم آنی کماندار، استاد امین، خانم شانی و به تکتک راهنماها تبریک میگویم، خداوند به این خانواده فرصتی داد تا به واسطه خدمت به دیگران ساقی عشق شدند.
سخن عشق بگویند، به مدد خواهی عشق
جز به خدمت خلق نتوان شد ساقی عشق
آقای مهندس میفرمایند: که راهنمایان کنگره۶۰ علم کیمیاگری دارند، آنان معلمین واقعی ما میباشند؛ چرا که سه ویژگی دارند اول اینکه مطالب را برای من ساده بیان میکنند، دوم مطالب ساده و چیزی که نیاز و قابل فهم برای من باشد را میگویند به همین جهت جز راهنمایان واقعی کنگره هستند. معلمین بیرون از کنگره به بچههایی آموزش میدهند که پر از شور و نشاط و عشق هستند؛ اما راهنمایان کنگره۶۰ افرادی را آموزش میدهند که پر از حس های ناامیدی، نگرانی از آینده، کینه، ترس هستند، واقعا آموزش و راهکار دادن به این عزیزان بسیار سختتر از کار معلمین بیرون است.
به همین دلیل آقای مهندس این هفته را، هفته راهنما قرار دادند که ما قدردان باشیم؛ شاید با نگاهی به بیرون از کنگره، میبینید که کسی رایگان کاری برای کسی انجام نمیدهد، هر کسی بشنود که یک فرد ۳ الی ۴ ساعت از زمان، انرژی و از زندگی خود میگذرد و به تعدادی راهکار میدهد، فکر میکند ما دیوانه هستیم، نمیدانند که راهی که ما رفتیم چه بوده است؟ راهنما به نظر من همان وادی ۱۴ است.
من به تکتک شما راهنمایان شال نارنجی، سبز، سرمهای و راهنمای تغذیه سالم تبریک میگویم انشاءالله که ابتدا راهنما قدر و منزلت خود را بداند و به بهای اندک نفروشد و در ادامه به رهجویان میگویم که با فرمانبرداری و انجام قوانین بتوانند از این عزیزان به بهترین نحو تقدیر و تشکر کنند. من سپاسگزار همسفر نسیم راهنمای سفر اول خود، همسفر زهره توکلی راهنمای سفر دوم و در این ۱۹ ماه در کنار تکتک شما عزیزان آموزش گرفتم از خانم کماندار عزیزم و تمام ایجنتهایی که در چهار سال دوره راهنمایی کنار من بودند سپاسگزارم،
انشاءالله هر جا که هستند حال دل آنها خوب باشد، برای اینکه کلامی که بر زبان میآورم، کلام نافضی باشد، پاکتهای راهنمایان خود را کنار گذاشتم، که اگر کلامی به زبان آوردم قطعاً خود اجرا کرده باشم، گاهی در پاسخ دلیل حال آشفته یک سفر دومی میگویم آیا فهمیدی ستایش راهنما به چه شکلی است؟ آیا در کنگره توانستی سپاسگزاری کنی؟ قدردانی یعنی همین!
اهداء لوح تقدیر به اعضاء لژیون سردار




مرزبان کشیک: همسفر سهیلا و مسافر مصطفی
عکس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یازدهم) و همسفر فریناز رهجوی راهنما زهره (لژیون سوم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون یازدهم)
نمایندگی همسفران سلمانفارسی
- تعداد بازدید از این مطلب :
2595