جلسه چهاردهم از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ همسفران نمایندگی قیدار با استادی ایجنت شعبه همسفر پروین و با نگهبانی موقت همسفر زینب و با دبیری موقت همسفر سعیده با دستور جلسه «هفته راهنما» روز دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار نمود.
.png)
خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که در کنگره هستم. تشکر میکنم از اسیستانت همسفر پروانه که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. اول از همه این هفته قشنگ را به آقای مهندس، استاد امین و خانواده محترم ایشان تبریک میگویم. ما هر چه داریم از این عزیزان داریم. همچنین این هفته قشنگ را به کلیه راهنماهای کنگره۶۰، همسفران قیدار و راهنمای تازهواردین، DST، ویلیام، جونز، موسیقی، ورزش و همینطور خدمت راهنماهای بزرگوار همسفر نسیم، همسفر معصومه و راهنما جونز خود همسفر منیره و راهنماهای مسافرم، راهنما مسافر مجید و مسافر رضا (راهنمای جونز) تبریک میگویم. انشاالله شعبه قیدار روز به روز پیشرفت کند و ما هم بتوانیم راهنمای موسیقی و ورزش بین اعضای همسفران داشته باشیم.
خدا را شکر میکنم که مجدد اجازه داد تا بتوانم این جایگاه را تجربه کنم. سال پیش به عنوان نگهبان و امسال ایجنت راهنمایان هستم و دوباره این جایگاه را تجربه میکنم؛ اما اگر بخواهم در مورد دستور جلسه کوتاه صحبت کنم، وقتی که انسان به زمین سقوط میکند، میآید که خودش را به پروردگار ثابت کند. انسان تنها از جسم ساخته نشده و از روح و نفس روح تشکیل شده است. برای اینکه تحمل پیدا کند و یا پیشرفت کند نیاز به آموزگار دارد. انسان هم از طریق القا آموزگار درونی دارد و آموزش میگیرد.
انسان راه و مسیر خودش را در زمین پیدا میکند و طبق آن جلو میرود. آموزگار و راهنمای دوم افرادی هستند که به عنوان استاد ما را در زمینههای مختلف هدایت میکنند تا انسان بتواند راه خود را پیدا کند. وقتی که بچه هستیم پدر و مادر به عنوان رب آمدند، وقتی بزرگتر میشویم، آموزگاران در مدرسه به عنوان رب به زندگی ما میآیند؛ چون که انسان در زمینههای مختلف نیاز به رب دارد. در کنگره۶۰؛ اگر بخواهیم از تاریکی اعتیاد و نیروهای منفی خارج شویم نیاز به رب داریم. رب بزرگ ما آقای مهندس استاد راهنمای کنگره۶۰، هستند. در مراتب پایینتر در شعب، راهنما این وظیفه را به عهده میگیرد. در کنگره۶۰، اول راهنمای تازهواردین ما هستند.
آقای مهندس در سال ۱۳۹۸ شال سبز پستهای بر گردن داشتند و در مورد راهنمای تازهواردین صحبت میکردند .ایشان فرمودند: کار راهنماهای تازهواردین به قدری سخت و مهم است که راهنمای تازهواردین مانند این است که در کنار پل صراط ایستاده و میتواند با آموزشها و راهنماهای خود یا به اعماق جهنم هدایت کند یا به به طرف بهشت سوق دهد. ما در این صندلیها نشستیم و آموزش میگیریم، این نشاندهنده این است که راهنمای تازهوارد من، کارش را به نیکی و به خوبی انجام داده است و من را به طرف بهشت سوق داده است؛ پس امروز باید از ایشان تشکر و قدردانی کنیم.
در طرف دیگر با راهنماهای DST مواجه هستیم. تمامی کسانی که بیرون خدمت میکنند و به نوعی رب ما هستند و وظیفه خطیری برعهده دارند، یک فرق با راهنمای ما در کنگره۶۰، دارند و آن این است که این عزیزان در قبال زحمات و سختیهایی که میکشند مزد دریافت میکنند؛ولی راهنمایان کنگره۶۰، با عشق و محبتی که با خدا پیمان بستهاند باعث میشود که تمام سختیها و تلاشها را به دوش خودمان بکشیم و ناراحت نباشیم. از این قضیه مقابل کاری که میکنیم مزدی دریافت نمیکنیم و این باعث میشود که یک رب کنگره۶۰، با ربهای بیرونی کاملا متمایز باشد.
یکی از فرمایشهای آقای مهندس این است که انسانهایی که از خودشان نور میدهند محکوم به سوختن هستند. واقعا در کنگره۶۰، خیلی از راهنماها کار سوختن را انجام میدهند و یک رسالتی مهمی که به عهده کنگره۶۰، است این است که میگوید که؛ اگر نفسی یا بندهای را احیا کنیم گویی تمام نفسها را احیا کردهایم. کاری که راهنماهای ما در کنگره۶۰، بی قید و شرط انجام میدهند. راهنمای قسمت همسفران که کار خانه را به دوش میکشند و مسافتها را طی میکنند. شاید بعضی هزینههایی را طی میکنیم و در این مسیر رفت آمد میکنیم از وقت و زمان خود میزنیم، به خاطر بند عشقی است که داریم تا بتوانیم یک همسفری را از ناامیدیها نجات دهیم.
خود رهجو و راهنما در لژیون راهنما ریشه لژیون و رهجو ساقههای لژیون و تازهواردین شکوفههای لژیون هستند و این راهنما است که با آموزشها و با آموزههای خود میتواند این املاح و مواد معدنی را به شاخهها برساند. در واقع خروجیهای لژیون میوههایی هستند که حاصل زحمات راهنما است؛ ولی نباید فراموش کنیم یک راهنما چراغدان و انگشت اشاره است که راه را نشان میدهد؛ اگر انسان به شیرینی از آموزگار نیاموخت به تلخی از روزگار می آموزد. یکی به قیمت جانش و دومی به قیمت جانت؛ پس من همسفر باید از راهنما بیاموزم که از این پستی و بلندیها خارج شوم وگرنه روزگار با فشارهایی که متحمل میکند به قیمت گزافی آموزشها را به من یاد میدهد.
اما بخش دوم دستور جلسه سپاسگزاری و قدردانی است. در یک سال ۴ تا جشن داریم که در همه این جشنها به طور مستقیم سپاسگذاری و قدردانی را به رهجو یاد میدهد. اینکه سپاسگزاری و قدردانی با زبان باشد با کلام باشد یا با رفتار باشد، سپاسگزاریی مورد قبول است که پشت بند آن احساس وجود داشته باشد. همسفر و مسافری که وضع مالی خوبی نداشته باشد؛ ولی اگر بخواهد، به راهنمای خود دلنوشته بسیار عالی بنویسد که در آن احساس باشد، راهنما از آن دلنوشته لذت میبرد، تا اینکه بخواهد پول گزافی به عنوان هدیه و قدردانی به راهنما بدهد؛ ولی هیچ احساسی پشت آن نباشد؛ پس این را در نظر بگیرید و محک بزنید. آقای خدامی یک جمله دارند که میفرمایند: زمانی که انسان از کسی که برای او وقت گذاشته و آموزش داده است یا کاری یاد داده است، به درستی و نیکی قدردانی و سپاسگزاری کند، در قبال آن درهای رحمت به روی او باز خواهد شد. انشاالله که امروز بتوانیم در حد توان خود هوشمندانه با تمام احساس و وجودمان از کسانی که در این مسیر بدون وقفه و بیمزد به ما یاری میرسانند نهایت قدردانی و سپاسگذاری را داشته باشیم.
«جا به جایی مسئول حضور و غیاب»

«جا به جایی مسئول آبدارخانه»

«جا به جایی عکاس»

«جا به جایی ورزشبان دارت»

در ادامه جشن پر شکوه راهنما برگزار شد
(48).gif)




مرزبان کشیک: همسفر سهیلا و مسافر حمزعلی
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول)
تایپیست: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم)
ویرایش: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم) دبیر سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
568