English Version
This Site Is Available In English

چراغ راه

چراغ راه

سلام دوستان عسل هستم همسفر

روز راهنما، روز سپاس از دل‌هایی است که بی‌صدا می‌تابند و راه را برای دیگران روشن می‌کنند؛ چراغ‌هایی که با سوختن خود امید را زنده نگه می‌دارند. در کنگره۶۰ راهنما تجلی صبر و آگاهی است؛ کسی که با کلام و عمل، مسیر رهایی را قابل باور می‌سازد. این روز را با نهایت احترام و قدردانی به بنیان کنگره۶۰، مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان تبریک عرض می‌کنم؛ خانواده‌ای که همراه، همدل و پشتیبان این مسیر ارزشمند بوده‌اند.

در این روز صمیمانه از راهنمای خوب خودم خانم زینب که با عشق و دانایی چراغ راهم بوده‌اند و از راهنمای مسافرم، آقای علی شاملو که با صبر، تعهد و حرکت آگاهانه در مسیر درست، معنای واقعی آموزش را به ما آموختند سپاسگزاری می‌کنم. امروز روز ثبت همین سپاس‌ها و قدردانی‌هاست؛ روزی برای ماندگارشدن عشق، آموزش و مسئولیت‌پذیری. در روز راهنما با حضوری آگاهانه و قلبی قدردان، همراهی خود را با این راه، راهنما و بنیان این تفکر متعالی نشان می‌دهم و در پایان از خداوند مهربان می‌خواهم سلامتی، آرامش و توان روزافزون نصیب همه راهنمایان عزیز کنگره۶۰ کند تا در پناه لطف الهی، همواره تندرست و استوار بمانند.

سلام دوستان ندا هستم همسفر

هفته راهنما را به راهنمای گرامی‌ خودم خانم زینب و همه راهنمایان‌ کنگره۶۰ تبریک عرض می‌کنم. راهنما قبل از راهنما بودن‌، یک رهجو، یک همسفر یا یک مسافر است که در کنگره دانش کسب می‌کند و علم خود را بدون چشم‌داشت و با بخشش به رهجو انتقال می‌دهد تا از درد و رنجمان کم کند و مسیر را به ما نشان دهد؛ باید قدردان باشیم و ما هم به دیگران یاری رسانیم. چقدر یک انسان می‌تواند توانایی داشته باشد تا دیگران را در مسیر درست قرار دهد؟ کسانی که سالیان سال با یک سری باورهای نادرست رشد و در سیاهی زندگی کرده‌اند، به کنگره می‌آیند، می‌خواهند تغییر کنند و این کار ساده‌ای نیست؛ باید با منیت رو‌به‌رو شوند و آن را کنار بگذارند تا دانش کنگره در آن‌ها اثر کند به‌همین‌دلیل راهنما جایگاه والایی دارد؛ چون می‌تواند رهجو را تغییر دهد.

سلام دوستان پروین هستم همسفر 

شروع هفته راهنما را به آقای مهندس و راهنماهای عزیز تبریک می‌گویم. به نظر من راهنما چراغ راه است تا راه را گم نکنیم؛ چون او قبلاً این راه را پشت سر گذاشته، تجربیات و آموزش‌های لازم را دیده و مسائل و مشکلات را قبلاً طی کرد‌ه‌ است. رهجو اگر دنباله‌رو راهنما نباشد به بی‌راهه رفته، راه را گم می‌کند و نمی‌تواند درست و سالم به سر منزل مقصود که همان رهایی از بند شیطان است برسد. من فکر می‌کنم اگر گوش به فرمان و فرمانبردار خوبی باشم، حتماً در آینده می‌توانم فرمانروای شایسته‌ای شوم؛ اگر انسان راهنما نداشته باشد سردرگم شده و به نا‌کجا آباد سوق داده می‌شود. راهنمایان در کنگره۶۰ با ایثار، عشق، محبت و دلسوزی بی‌دریغ خدمت می‌کنند. آن‌ها با درایت، دانایی، صبوری و مهربانی راه را به رهجو نشان می‌دهند. یک راهنمای خوب الگو است؛ چون از آموزش‌های کنگره بهره برده و راه‌ها را تجربه کرده؛ پس می‌تواند روشنگر راه باشد. بدون شک برکت خدمات و ایثار در زندگی‌شان جاری و ساری خواهد شد. من معتقدم خداوند به‌ اندازه قطرات باران، رحمت و برکت در زندگیشان روان خواهد کرد؛ چون آن‌ها تلاش می‌کنند دوباره آرامش، آسایش و عشق را به خانواده‌ها برگردانند. این خوبی بسیار بزرگی است. ما حتماً باید با تقدیر و قدرشناسی سپاسگزار عزیزان باشیم. «خدایا خواسته‌ات را بر هدایت من قرار بده».

سلام دوستان رها هستم همسفر 

هفته راهنما که می‌رسد من بیشتر از تشکر یاد شرمندگی می‌افتم! شرمندگی از روزهایی که فکر می‌کردم می‌فهمم؛ اما هیچ نمی‌دانستم، از روزهایی که گوش می‌دادم؛ ولی نمی‌شنیدم، از وقت‌هایی که می‌خواستم زود خوب شوم؛ اما حاضر نبودم تغییر کنم. راهنمای من نه حال من را خوب کرد، نه درد من را برداشت؛ بلکه کاری کرد نتوانم از حقیقت خودم فرار کنم. خیلی وقت‌ها منتظر بودم نوازشم کند؛ اما سکوت کرد. گاهی دلم تأیید می‌خواست؛ اما آینه مقابلم گذاشت و من بارها از او دلخور شدم؛ چون داشت من را به خودم برمی‌گرداند. امروز می‌فهمم کمک واقعی همیشه حس خوبی نمی‌دهد، گاهی بیدار می‌کند و بیدارشدن درد دارد. راهنما برای من تکیه‌گاه نشد تا یاد بگیرم روی پای خودم بایستم، وابسته‌ام نکرد تا بلد بشوم مسئول زندگی‌ام باشم، نخواستنم را به خواستن تبدیل نکرد؛ بلکه فهماند تا خودم نخواهم هیچ‌چیز عوض نمی‌شود. اگر امروز هنوز در مسیرم نه به‌خاطر قوی‌بودن من است؛ به‌خاطر کم نیاوردن اوست. یک‌ جاهایی از زندگی من تنها نبودم؛ حتی وقتی خودم از خودم فرار می‌کردم.

برای همه راهنماها: شما آدم‌هایی هستید که ثمره کارتان را همان لحظه نمی‌بینید؛ اما سال‌ها بعد در آرامش یک انسان زندگی می‌کنید. هفته راهنما برای من گفتن «ممنونم» نیست؛ گفتن این است که: سپاس برای ایستادنتان بدون خسته‌شدن کنار آدم‌هایی که هنوز بلد نبودند کنار خودشان بایستند.

رابط خبری: همسفر مریم الف. رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
ارسال: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر راحله (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی لویی پاستور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .