English Version
This Site Is Available In English

راهنما هر رهجو را به سلاح علم، دانش و آگاهی مسلح می‌کند

راهنما هر رهجو را به سلاح علم، دانش و آگاهی مسلح می‌کند

جلسه دوازدهم از دوره شانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی کاشمر به استادی راهنما همسفر زهرا، نگهبانی همسفر آرام و دبیری همسفر  الهام با دستور جلسه« هفته راهنمایان (DST، تازه‌واردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز دوشنبه ۲۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
آنچه باور است محبت است و آن‌چه نیست ظروف تهی است دوستان تنها پیوند محبت است که ما را به هم متصل نگه داشته است. امروز جشن راهنما را داریم در ابتدا این هفته قشنگ را به استاد و راهنمای کنگره۶۰ آقای مهندس دژاکام کسی که بنیان‌گذار این حرکت بزرگ بود تبریک عرض می‌کنم و هم‌چنین به خانم آنی بزرگ و استاد امین و خانم آنی کماندار و خانم شانی که از هر کدام به نحوی آموزش گرفتیم تبریک عرض می‌نمایم.

در مورد راهنما بخواهم صحبت کنم راهنما در کنگره۶۰ چه کسی است؟ کسی است که در تاریکی اعتیاد بوده چه خودش و چه اعضای خانواده‌اش که درگیر اعتیاد بوده‌اند و در تاریکی اعتیاد به سر برده‌ است و آن را تجربه کرده است، درد و سختی و رنج و ناکامی‌ها را تجربه کرده است و در مسیر قرار گرفته، درمان شده و به رهایی رسیده است و اکنون آموزش گرفته که چگونه دست دیگران را بگیرد و به افراد دیگر کمک کند تا از این تاریکی خارج کند.

تاریکی اعتیاد واژه‌ قشنگی است من شخصاً اعتياد را به هزارتوی تنگ و تاریکی تشبیه می‌کنم که یک فرد در یک خانواده که درگیر اعتیاد شده دراین هزارتو گرفتار شده است درحالی که این هزارتو هم تاریک است و هم چشم‌های این خانواده بسته است و یک نفر مثل راهنما چشم‌های این افراد را باز می‌کند و مثل یک شمع نوری می‌شود که مسیر راهش را روشن می‌کند و دستش را می‌گیرد و از این هزارتوی تنگ و تاریک فرد را خارج می‌کند.

اکنون که این شخص رها شده و وارد دنیایی از لذت‌ها و خواسته‌ها و آرزوها روبرو می‌شود و خیلی از محدودیت‌ها و کمبودها و حسرت‌هایی که در تاریکی داشته با آن‌ها روبرو می‌شود و یک راهنما می‌تواند انتخابی داشته باشد که به سمت آرزوها و خواسته‌هایش حرکت کند که روزی آرزویش را داشته است یا می‌تواند به هزارتوی تاریک با آگاهی و انرژی برگردد و دست افراد دیگر را بگیرد.

یک راهنما آن‌قدر نفسش را تزکیه و پالایش کرده و روحش بزرگ شده و به آگاهی و دانایی رسیده و می‌گوید: خودم به تنهایی کافی نیستم و دوست دارم به دیگران هم کمک کنم. به نظر من راهنما کسی است که نشان داده است خواسته دارد که عشق را اول یاد بگیرد و آن را لمس کند و بعد به دیگران انتقال دهد و تمام راهنمایان کنگره به نوعی این کار را انجام می‌دهد. در کنگره می‌گوییم تنها راه رهایی از اعتیاد هدف نیست یکی از کارهایی که در کنگره انجام می‌گیرد درمان اعتیاد است؛ ولی هزاران برداشت محصول در کنگره وجود دارد.

مهندس می‌فرماید: ما در کنگره تنها درمان اعتیاد انجام نمی‌دهیم بلکه استاد پرورش می‌دهیم. پرورش استاد یعنی چه؟ یعنی کسی‌ که در تاریکی بوده است و اکنون خارج شده است و وارد اقیانوس و معجونی از زندگی می‌شود. معجون زندگی یعنی این‌که با زندگی روبرو می‌شویم که پر از عشق‌ها، لذت‌ها، وصال‌ها است و از طرفی پر از شکست‌ها، غم‌ها، ناکامی‌ها و زمین خوردن‌ها و خیلی چیزهای دیگر است که قرار است با آن‌ها روبرو شود.

وارد شدن در چنین اقیانوسی ابزار می‌خواهد راهنما این ابزار را به رهجو می‌دهد و او را به علم و دانش و آگاهی مسلح می‌کند که در هر یک از این اتفاق‌های زندگی چگونه باید برخورد کند. کنگره به ما می‌آموزد که راه یا بیراهه کدام است. اگر همسفر صبوری کند به درمان می‌رسد و راهنما خیلی از راه‌های دیگر را به ما آموزش می‌دهد.

در ادامه برگزاری جشن راهنما

مرزبانان کشیک: همسفر آزاده و مسافر احمد
تایپیست: راهنمای تازه‌واردین همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)، همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)، همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشمر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .