جلسه دهم از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ناِئین به استادی ایجنت محترم؛ همسفر حدیث، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر اعظم با دستور جلسه «هفته راهنمایان (DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش، موسیقی)» روز دوشنبه، 27 بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت 15 آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
با عرض ادب و احترام خدمت تمام همسفران گرامی؛ این هفته مقدس را به راهنمای بزرگ کنگره60 جناب آقای مهندس، دکتر امین و خانواده محترمشان تبریک و شادباش عرض مینمایم. بیگمان اگر علم آقای مهندس در دسترس ما نبود و صوت ایشان در خانههای ما جاری نبود و همراهی کنگره۶۰ در کنار تکتک ما نبود، معلوم نبود که اکنون در چه جایگاهی بودیم. تمام حسهای زیبای این جلسه را به ایشان تقدیم میکنم.
معضل اعتیاد در جامعه ما خانوادههای بسیاری را ویران ساخته و درمان قطعی برای آن کمتر یافت میشود. در این میان، دو گروه عمده به یاری مبتلایان میآیند. یکی گروه روانپزشکان که با تجویز دارو و معرفی به مراکز ترک اعتیاد و مشاوره، مسیری را پیش روی آنان میگذارند و در زمینه ترک اعتیاد فعالیت میکنند که با مراجعه به سایتهای مربوطه میتوانیم ببینیم چقدر موفق بودهاند و دوم گروه معتادان گمنام که با حضوری ماندگار، نقشی تأثیرگذار ایفا میکنند؛ اما آنچه کنگره ۶۰ را متمایز میسازد وجود راهنمایانی است که مسیر تعالی را به دیگران نشان میدهند و دغدغه اصلی آنان درد انسانها است. این عزیزان پس از قبولی در آزمونی بسیار سخت، مصاحبههای سخت و عبور از فیلترهای متعدد، موفق به دریافت شال راهنمایی شده و خدمتگزار بیمنت میشوند.
استاد سردار چه زیبا فرمودند: «انسان با دو هدف پا به عرصه هستی میگذارد؛ یکی آموزش و دیگری خدمت». راهنمایان کنگره60 از جنس عشقاند، چرا که خود طعم این درد را چشیدهاند.
در بیرون از کنگره وقتی برای مشاوره مراجعه میکنی و از اعتیاد همسرت میگویی، معمولاً توصیههایی چون دوشگرفتن، پیادهروی و تمرینات تنفسی برای شما پیشنهاد میکنند و میگویند برای همسرت هم از دارو استفاده کن و برای این توصیهها مبلغ ششصدوپنجاه الی هشتصد هزار تومان از شما میگیرند و در کمال ناباوری با گریه از آنجا خارج میشوی؛ اما در کنگره، علمی متعهد و انسانی دلسوز ساعتها با تو همراه میشوند، با تو گریه میکند، از جان مایه میگذارند و درد تو را درد خود میدانند.
راهنما شاید آنقدر که برای رهجویش وقت میگذارد برای فرزندان خود وقت نگذارد؛ اما برای شنیدن حرفهای رهجو، دلش میتپد، مطالعه میکند، لباس مرتب میپوشد و مشتاقانه در کنگره منتظر میماند تا سخنانت را بشنود و تو را ارزشمند میداند. جز راهنمایان کنگره۶۰، چه کسی با گریههای ما گریه میکند و به ما امید میدهد که حتماً بهبود مییابیم؟
این پیام امید از کجا میآید؟ اگر این راهنمایان نبودند، آیا به این راحتی میتوانستیم از دردهایمان بگوییم؟ آنها وظیفهای خطیر بر دوش دارند و آنچه انجام میدهند، چیزی جز عشق نیست. هیچیک از ما روز اولی را که با تمام رنجهای خود روی این صندلیها نشستیم و راهنمای تازهوارد دستمان را گرفت و راه را به ما نشان داد فراموش نمیکنیم. نمیتوانیم حسی را که به ما داد و حال خوشی را که با آن ما را به خانه فرستاد، از یاد ببریم! در میان آن همه سرگردانی، او بود که به داد ما رسید.
بیرون از کنگره، هرگز جرئت نمیکردیم بسیاری از مسائل را بازگو کنیم. اما چه رازی است که با دیدن آن شال خوشرنگ، خصوصیترین اتفاقات زندگیمان را با اطمینان و احساس امنیت بازمیگوییم و پس از بازگشت به خانه، دلمان برایشان تنگ میشود و باز به کنگره بازمیگردیم. این عشق و این دلتنگی از کجا میآید؟ من شخصاً در لحظات خاصی مانند لحظه تحویل سال، یکایک رهجویانم را در نظر میآوردم و از صمیم قلب برای آنان دعا میکردم.
با خود فکر میکردم شاید آنها فرزندان من در صور پنهان هستیام هستند که اینگونه قلبم برای آنان میتپد و به فکر آنها هستم. در جایگاه ایجنت نیز گاهی تصویر اعضای یک شعبه مانند یک نوار در ذهن انسان میآیند و به این میاندیشم که این عشق از کجا میآید؟!
این روز و این مناسبت را بهتمامی شال نارنجیها و شال سبزها تبریک میگویم. هر آنچه میکاریم، بیگمان روزی برداشت خواهیم کرد.
در ادامه استاد دستور جلسه دوم امروز که تجلیل راهنمای محترم؛ خانم مینا بود را اعلام کرده، فرمودند: خانم مینای عزیز، این جایگاه را از طرف خودم و گروه مرزبانی به شما تبریک عرض میکنم. شما بارها آغازها و پایانهای زیبایی را تجربه کردید، امیدوارم در آغاز بعدی مثل همیشه نقش مؤثری داشته باشید.
شما راهنمایی منظم، باانضباط و با عشق بودید و من خیلی خوشحالم که خداوند اجازه داد در کنار شما باشم. حتماً رهجویان شما و سایر دوستان در مشارکتها در وصف شما صحبت خواهند کرد و من پس از قرائت دلنوشتهای که به مناسبت هفته راهنما تقدیم میکنم، پیام زیبای آقای مهندس که برای تجلیل از شما دریافت کردهایم را قرائت خواهم کرد.
استاد با دلنوشتهای زیبا جلسه را به پایان رساندند.

مرزبانان کشیک: مسافر امیرحسین و همسفر زینب
تایپیست: همسفر فاطمه، رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر افسون، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نائین
- تعداد بازدید از این مطلب :
214