۱ ـ لطفا به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید .
سلام بر شما اعظم هستم یک همسفر مسافر من با بیش از هفت سال تخریب وار کنگره شدند. آخرین آنتی ایکس مصرفی ایشان قرص،الکل،حشیش مدت سفر اول ده ماه و هفت روز به روش Dst با کمک داروی اوتی، نام راهنمای محترم مسافرم آقای امین راهنمای عزیز خودم خانم ساناز، رشته ورزشی مسافرم کشتی ،والیبال و رشته ورزشی خودم والیبال
رهایی به لطف خداوند و دستان پرتوان جناب مهندس شش سال و پنج ماه و ۲۴ روز
۲ـزیبا ترین و بهترین تعریف شما از واژه راهنما چیست.
به نظر من راهنما رو می توان به نور در عمق تاریکی و اوج ظلمت تشبیه کرد. وقتی تازه وارد کنگره می شوی، زمانی که هیچ امیدی نداری و فکر می کنی دنیا برایت تمام شده و هیچ انگیزه و حس وحالی برای زندگی کردن نداری و از زمین و زمان شاکی هستی و همش با خودت تکرار می کنی که خدایا چرا من چرا این اتفاق تلخ باید برای من بیفتد، چرا همسر من باید درگیر اعتیاد باشد وهزاران سوال دیگر در ذهن در همین حین خداوند نورش رو بر تو می تاباند و تنهایت نمیگذارد نوری از جنس آرامش و عشق الهی واین نور نور عشق و جود راهنماست راهنمایی قوی که خودش از دل درد و تاریکی آمده اما امروز برای من نماد صبر ،اقتدار،صلابت،شکیبایی،عشق وعقل وایمان وصبوری هست...
راهنما مظهر گذشت وعشق بلاعوض و بی قید وشرط است کسی هست که از تمام رنجهایش پله ای ساخته و بالا رفته و به نور امید وصل شده واز آن نور امید به تک تک رهجوهایش با عصاره جانش گرما وعشق می بخشد .چون یک روزی خود اوهم پر از درد و رنج و سردرگمی و ناامیدی بوده وحالا با گرفتن آموزشهای ناب و ارزشمند کنگره تبدیل به یک فرد قدرتمند و امیدوار و با انگیزه و صبور شده است و با تمام توان و ذوق و شوق به انسانهای دردمند کمک می کند و با انتقال علم و دانش کنگره آنها را به حال خوش و امیدواری دعوت می کند.واین یعنی نور
۳ـ در اوایل سفر خود به این فکر می کردید که یک روز خودتان راهنما شوید ؟
اگر بخواهم صادقانه جواب بدهم نه چون همیشه با خودم می گفتم راهنما شدن کار خیلی سختی است و دانش زیادی می خواهد و من بخاطر اینکه بچه کوچک داشتم و از صبح تا شب سرکار بودم وخیلی مشغله و دغدغه فکری داشتم سالهای اول که در کنگره بودم هیچوقت به راهنما شدن حتی فکر هم نمیکردم اما خیلی مشتاقانه آموزشها رو میگرفتم و همه توانم رو بکارمی گرفتم تا بتوانم خودم را آرام کنم و صبور بمانم و مدام شکر گزاری می.کردم برای حضورم در کنگره تا اینکه بعد سه سال که فرزندم کمی بزرگتر شد شروع به گرفتن خدمت کردم و هرخدمتی که میگرفتم برای من پراز آموزش بود. سال۹۹ برای اولین بار صرفا فقط برای اینکه با فضای آزمون و نحوه سوالات آشنا بشم در آزمون راهنمایی شرکت کردم و خیلی حس خوبی بهم دست داد. و زمانی که به کیش مهاجرت کردم آزمون راهنمایی را با خواسته ای خیلی قوی شرکت کردم و خدا را شاکر و سپاسگزارم که توانستم در این آزمون قبول شوم. و از خدای خودم ممنونم که برای من هم اجازه خدمت داده شد درحقیقت راهنمایی برای یک شخص راهنما شروع آموزش هست و صبر و تحمل و تدبیر بالایی را می طلبد
۴ـ بزرگترین کمکی که از راهنمای خودتان گرفته آید چه بوده.
بزرگترین کمک راهنمای عزیزم این بود که وقتی در اوج ناامیدی بهش پناه بردم و از ایشان خواستم که راهنمایی ام کند به من سی دی بخشش را پیشنهاد کرد و من هم که آن روزها از شخصی پر ازحس رنجش و کینه و انتقام بودم با حرفهایی که آن روز بهم زد و گوش دادن آن سی دی به موقع توانستم دوباره خودم را جمع و جور کنم وکنترل ذهنم را به دست بگیرم. من قدر دان تمام عشقی که راهنمای عزیزم بهم داد هستم و همیشه برای این عزیز بزرگوار برکت و سلامتی از خداوند خواستارم
۵ـ انتظاری که از رهجو های خودتان دارید چیست .
حقیقتا یک راهنما همیشه دلش می خواهد که رهجویی داشته باشد که همه جوره کنگره را جدی بگیرد به قوانین و حرمتها احترام بگذارد.و برای رسیدن به تعادل در زندگی و بهتر شدن رابطه اش با مسافرش تمام توانش را بکار بگیرد و همه تمرکزش را بگذارد روی رشد و پیشرفت و آموزش خودش. و در نهایت وقتی در صراط مستقیم قرار میگیرد تمام درهای رحمت و سعادت و آرامش و عشق برایش باز میشود و میتواند در کمال آرامش سفری با کیفیت را تجربه کند وبه آن هدف و خواسته قلبی که خدمت به خلق هست برسد.
۶ـکلام آخر
برای تمامی سفر اولی ها آرزوی رهایی و درمان دارم، برای تمام سفر دومی ها آرزوی انگیزه بیشتر و آرامش و آگاهی دارم
وبرای تمامی راهنمایان خدمتگزار و قوی و دلسوز کنگره ۶۰ مخصوصا راهنمای عزیز خودم خانم ساناز آرزوی سلامتی،شادی،وسربلندی و آرامش الهی دارم
تایپیست : همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر ساناز لژیون یکم کیش
ویراستاری و ارسال : همسفر بهاره رهجوی راهنما همسفر ساناز لژیون یکم کیش
نمایندگی همسفران کیش
- تعداد بازدید از این مطلب :
49