English Version
This Site Is Available In English

راهنما نماد عشق و محبت بلا‌عوض

راهنما نماد عشق و محبت بلا‌عوض

مشارکت مکتوب راهنمای تازه‌واردین همسفر عزت

در کنگره۶۰، راهنما فقط یک مربی نیست، بلکه چراغ راه است. کسی که خودش سال‌ها این مسیر را طی کرده، بارها زمین خورده و بلند شده است و امروز بدون ادعا راه را نشان می‌دهد. راهنما با حرف‌هایش من را نجات نمی‌دهد، بلکه با عملش آموزش می‌دهد که مسئول زندگی خودم هستم، نباید طلبکار خانواده و جامعه باشم. راهنما، قاضی یا نجات دهنده نیست، بلکه آیینه‌ای است که خود واقعی من را  نشان می‌دهد. گاهی تلخ می‌گوید؛ اما آن تلخی از جنس درمان است.

در کنگره فهمیدم اگر راهنما نباشد، دانش هست؛ ولی جهت آن مشخص نیست. انرژی هست؛ اما نظم نیست. خواستن هست؛ ولی رسیدن نیست. راهنما به من یاد داد به جای این‌که دیگران را مقصر بدانم، خودم را اصلاح کنم. امروز می‌دانم، احترام به راهنما، اعتماد به دانشی است که بارها امتحانش را پس داده است. راهنما، روزی یک مسافر یا همسفر سردرگم، ناامید، نگران و آشفته بوده است.

یکی از مهم‌ترین نقش‌های راهنما، مسئولیت‌پذیر کردن رهجو است. راهنما قرار نیست، مشکلات ما را حل کند، بلکه کمک می‌کند، خودمان راه حل مسائل را پیدا کنیم. گاهی لازم است راهنما، محکم صحبت کند و گاهی با سکوت و صبر آموزش بدهد. او با رفتار، گفتار و عملکردش ثابت می‌کند که انسان می‌تواند از تاریکی به روشنایی برسد. اگر بخواهم در مورد خدمت خودم به عنوان راهنمای تازه واردین بگویم، این‌گونه بیان می‌کنم که راهنمایان تازه واردین، ساختار، قوانین گنگره، لژیون‌ها و مسیر درمان  را توضیح می‌دهند. یک تازه‌وارد؛ باید بداند، کجا آمده و قرار است چه مسیری را طی  کند.

راهنمای تازه‌واردین، نقش مهمی در ایجاد امید در یک تازه‌وارد دارد؛ زیرا برخورد درست او می‌تواند، یک انسان سر درگم را در گنگره ماندگار یا برای همیشه از کنگره دور کند. راهنمای تازه واردین، تنها وظیفه توضیح قوانین یا مسیر درمان را ندارند، بلکه با نوع برخورد، صحبت و صبر به تازه‌وارد آموزش می‌دهد که کنگره، مکانی امن برای تغییر است. خیلی از تازه‌واردین هنوز درک درستی از مفاهیم درمان و نظم جلسات، ندارند و این راهنما است که قدم به قدم و بدون قضاوت آن‌ها را با قوانین کنگره، آشنا می‌کند. بسیاری از رهجویان قدیمی، ماندگار شدن و خدمت در کنگره را مدیون اولین برخورد راهنمایان در روزهای اول می‌دانند. در مجموع، راهنمایان تغذیه سالم، ویلیام، تازه‌واردین و شال نارنجی مانند، حلقه‌های یک زنجیر به‌ هم متصل هستند و هر کدام وظیفه‌ای مشخص دارند و نبود هر کدام روند درمان را مختل می‌کند.

یکی از موارد مهم که در کنگره انجام می‌گیرد، برگزاری آزمون راهنمایی است. یک رهجو با شرکت در این آزمون، اعلام می‌کند که آموزش را جدی گرفته است و سی‌دی‌ها را با دقت نوشته و این کار، بزرگترین پاداش برای راهنما است. قدردانی از راهنمایان؛ یعنی احترام به همان نقطه‌ای که بسیاری از ما از آن جا شروع کردیم و تشکر از اولین فردی که چراغ راه ما بوده است.

در پایان، قدردان تمام راهنمایان کنگره۶۰ هستم که با عشق، تعهد و مسئولیت‌پذیری، چراغ راه رهجویان می‌شوند و بدون هیچ توقعی، دانشی را که به بهای رهایی به دست آورده‌اند در اختیار دیگران قرار می دهند.

مشارکت مکتوب راهنمای تازه‌واردین همسفر فهیمه

هفته راهنما، هفته‌ای زیبا و پر انرژی است و برای من که تازه در جایگاه راهنمای تازه‌واردین قرار گرفته‌ام، پر معنا و جالب است؛ چون هرچه جلو‌تر می‌روم، بیشتر می‌فهمم که راهنما بودن فقط یک عنوان نیست، بلکه یک تعهد و مسئولیت بزرگ است.راهنما کسی است که راه را می‌شناسد. خودش این مسیر را طی کرده، سختی‌ها را تجربه کرده و حالا می‌تواند چراغ راه دیگران باشد. من قبل از ورودم به کنگره، فکر می‌کردم راهنما، کسی است که جواب سؤال‌ها را می‌دهد؛ اما الان متوجه شدم راهنما؛ یعنی کسی که در عمل، رفتار و گفتار یک الگوی بی‌نقص است و داوطلبانه، بی‌مزد و منت به دیگران کمک می‌کند.

زمانی که به عنوان، راهنمای تازه‌واردین با افراد جدید صحبت می‌کنم، متوجه می‌شوم که چه‌قدر نگاه‌، رفتار و انرژی من روی آن‌ها تأثیر دارد. اگر آرام و امیدوار باشم و مسئولانه برخورد کنم، آن‌ها هم احساس امنیت و امید می‌کنند. یکی از مهم‌ترین چیزهایی که از جایگاه راهنمایی یاد گرفتم، صبر است. یک تازه‌وارد، سؤال‌های زیادی در ذهن خود دارد. از طرفی ترس از دیده شدن، شک و تردید و گاهی هم مقاومت می‌کند. راهنما؛ باید صبور باشد، قضاوت نکند و با مهربانی با تازه‌وارد برخورد کند. این صبر برای من یک تمرین بزرگ است و کمک می‌کند خودم هم رشد کنم.

راهنما بودن؛ یعنی مسئولیت‌پذیری، راهنما؛ باید دقت کند، حرف‌های او می‌تواند مسیر زندگی انسانی را تغییر بدهد؛ باید مراقب حرف‌هایش باشد. اگر چیزی را نمی‌داند، صادقانه بگوید اطلاعی ندارم، این صداقت باعث می‌شود تازه‌وارد به او اعتماد کند. راهنما خودش در مسیر درمان قرار دارد. چیز‌هایی که به دیگران توصیه می‌کند، خودش به آن عمل می‌کند. یک تازه‌وارد به راهنما نگاه می‌کند و از رفتار او الگو می‌گیرد؛ باید روی نظم، حرمت‌ها، مشارکت و آموزش‌ها حساس باشیم. من از راهنمای خودم خیلی آموزش‌ها گرفتم. از جمله: آرامش، محبت کردن، نظم و انظباط و مسئولیت‌پذیری. الان احساس می‌کنم در جایگاهی هستم که باید همان چرخه را ادامه بدهم و هر چیزی که یاد گرفتم با دیگران به اشتراک بگذارم. راهنمایی، فرصتی برای خدمت، رشد و یادگیری بیشتر است. یک تازه‌وارد به من یادآوری می‌کند که در گذشته من هم یک تازه‌وارد بودم و با حال خراب وارد گنگره شدم و نیاز به کسی داشتم که به من کمک کند.

در پایان، راهنمایی یک مسیر دو طرفه است؛ هم به دیگران کمک می‌کند و هم خودش رشد می‌‌کند. من از خداوند و کنگره۶۰، تشکر می‌کنم که فرصت خدمت کردن را به من داد و امیدوارم بتوانم راهنمای خوبی برای تازه‌واردین باشم و به سهم خودم چراغ کوچکی در مسیر آن‌ها باشم.

مشارکت مکتوب راهنمای تازه‌واردین همسفر فاطمه

واژه راهنما، از هدایت و راهنمایی می آید؛ یعنی هدایت کردن انسانی که راه را گم کرده است. در کنگره، راهنما می‌آید تا آتشی ویرانگر را مهار کند و به جهت فرمان، نوری باشد. استادی برای خاموش کردن آتش است. راهنما، مخصوصاً راهنمای یک مسافر؛ چون تاریکی‌ها را با تمام وجودش حس کرده می‌خواهد نمایش نور و هدایت باشد و فرد در بند تاریکی را از چاه جهالت نجات دهد. عشق، محبت و ایمان را سر لوحه کار خویش قرار می دهد تا به درجه ابدال برسد. او می خواهد، همه بندها را پاره کند تا به بند عشق برسد و راهی را پیدا کند تا انسان‌هایی که در بند ظلمت و تاریکی به سر می‌برند، از این بند رها شوند.

رسیدن به این جایگاه، ارزش و مقام زیادی دارد؛ اگر انسان‌ها، جایگاه خود را به خوبی بشناسند؛ یعنی شناخت (جسم، روان و جهان‌بینی) که همه انسان ها را به سلامتی و صلح می‌رساند. ما آموخته‌ایم که بهشت، جایگاهی است که انسان در آن قرار دارد و هر انسانی می‌تواند با  کم کردن ضدارزش‌ها و اعمال و رفتار درست در آن جایگاه باشد؛ بنابراین هر ذره در هر جایگاهی که در دل، خواسته روشنایی دارد، نیازش در نیاز دیگری است؛ باید به این طناب چنگ بزند تا از ترس و ناامیدی و تاریکی رها شود و به جایگاهی از عشق، روشنایی و دوری از ضدارزش‌ها برسد.

نقطه آغاز، این بود که به انسان، اختیار داده شد تا فرمانبرداری کند؛ یعنی خدمت به تمام موجودات هستی و خدمت به موجودات؛ یعنی عشق، رسیدن به آرامش، زندگی و حیات و این‌جا بود که جایگاه آدم در قالب روح؛ یعنی هدایت‌گر همراه شد با نشان شمشیری دو سر که به جهت خیر و شر بر کالبد انسانی نشست. راهنما آمد تا این شمشیر را به سوی صفات زیبا از عشق و محبت هدایت کند تا به انسان بیاموزد از محبت ورزیدن، لذت ببرد و باعث آرامش و آسایش انسانی دیگر شود. بیایید عشق را پیدا کنیم و آن را از دست ندهیم. هنر عشق ورزیدن‌، مثل بندبازی است؛ باید مراقب قلب‌هایمان باشیم؛ اگر ذره‌ذره سیاه شود مغزهای‌ ما هم تبدیل به سیاهی می‌شود و به بی‌راهه می‌رویم.

یک راهنما در درجه اول؛ باید عشق را محور قرار دهد. با این محور آموزش دهد؛ چرا که تمام هستی به این محور وصل می‌باشد. یک رهجو؛ باید مراقب رفتار و کردار خود باشد تا بتواند در شرایط خوب، زندگی کند و برای شخصیت خود ارزش قائل باشد. به درستی که هر چیزی حساب و کتاب خود را دارد و عشق، هم برای راهنما و هم رهجو، مثل خورشید می‌باشد. روابط؛ باید حساب شده باشد و یک راهنما؛ باید همیشه حساب شده عمل کند. به امید روزی که همه ما روزی استادی باشیم بر شعله‌های آتش، هر چند از خاکستر شدن گریزانیم. غبار دل می‌زداییم و به دست باد می‌دهیم  تا ما را سوار بر نور سازد.

مشارکت مکتوب راهنمای تازه‌واردین همسفر اعظم

راهنمایان کنگره۶۰ مثل، خورشید هستند که نور خود را به همه‌ می‌تاباند و این‌ بستگی‌ به شخص دارد که چه اندازه از این‌ نور، برداشت کند. راهنماها، حکم منبع را دارند، اگرچه علم کنگره جاری است؛ اما آن‌ها به گونه‌ای عمل می‌کنند که این علم را در خود ذخیره می‌کنند و به رهجویان انتقال می‌دهند. در حقیقت راهنمایان دو ویژگی دارند. (یکی پذیرش و دریافت صحیح و دوم انتقال و ارائه درست آموزش‌ها).

بخشش، واژه بسیار زیبایی است که بارها آن را شنیده‌ایم، انسان‌های بسیاری هستند که در ظاهر بخشنده هستند؛ اما در عمل، فقط خودشان را می‌بینند و همه چیز را برای خودشان می‌خواهند. انسان‌های اندکی هستند که حاضرند آن‌چه را که دریافت می‌کنند  بدون هیچ چشم‌داشتی در اختیار هم نوعان خودشان قرار بدهند؛ حتی انتظار یک تشکر هم ندارند.

صحبت من به این معنی نیست که ما نباید از راهنمایان قدردانی کنیم؛ باید قدر‌دان باشیم؛ اما انسانی که آن‌چه را دریافت می‌کند در اختیار هم‌نوع خودش قرار می‌دهد، مشتاقانه و از روی اخلاص و محبت، انسان آگاهی است و از مقام انسانی برخوردار است. کسی‌که دارای‌ مقام‌ انسانی است از نور خداوند برخوردار‌ است‌‌ و زمانی‌که از این‌ نور‌ برداشت‌ کرد، بازتاب‌ خواهد‌ داشت.

باید بدانیم که این راهنما نیست که ما را به اوج می‌رساند، راهنما تنها مسیر، قواعد، قوانین‌بازی‌ و آموزش‌هایی‌ که آموخته‌ است را با علائمی روشن می کند تا رهجو، جذابیت‌هایی که در مسیر وجود دارد را رها کند و به قدرت تشخیص برسد و دیگر مشغول بازی کودکانه گذشته نشود و این کار راهنما، بسیار بزرگ و ارزشمند است؛ باید قدردان، این گوهر‌های نایاب باشیم و تلاش کنیم که در راه و مسیر درست قرار بگیریم و بدون هیچ توقعی، یاری‌رسان انسان‌های دیگر باشیم. اگر این‌گونه عمل کردیم، قطعاً از نور خداوند بهره‌مند خواهیم شد.

راهنما؛ باید حرمت‌ خود و قوانین را‌ نگه‌دارد، خارج‌ از‌ قوانین رفتار نکند؛ چون خروج از‌ قوانین و حرمت‌های کنگره، اعتماد رهجو به راهنما را از بین می‌برد. راهنما در‌ کنگره‌ یک‌ الگو است و؛ باید بدون نقص باشد. هدف، عشق‌،‌ علاقه‌ و محبتش این‌ باشد که رهجوهایش به‌ رهایی برسند و بداند‌ که رهجو در دست او امانت است؛ باید برای‌ سیستم کنگره تربیت‌ شود.

ما علوم فراوانی داریم؛ اما شاید سخت‌ترین آن‌ها، علوم انسانی باشد، چرا که تغییر دادن انسان‌ها، کار ساده‌ای نیست. یک راهنما؛ باید مدیر و مدبر باشد و به گونه‌ای رفتار کند که رهجو جذب گنگره شود و خودش بخواهد تغییر کند. شخصی که ۵۰ یا ۶۰ سال از عمرش را طی کرده است، با یک سری باورها رشد کرده و آن باورها درون او رسوخ کرده است، حالا به کنگره آمده و قرار است تغییر کند، کار ساده و آسانی نیست، به همین دلیل است که راهنما جایگاه بسیار بزرگی دارد. ما باید این جایگاه را قدر بدانیم و خودمان هم تلاش کنیم با عملی کردن آموزش‌های گنگره به این جایگاه برسیم.

ویراستاری و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم) دبیر سایت همسفران نمایندگی هاتف

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .