دوازدهمين جلسه از دوره بیست و هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی گنجعلیخان کرمان، با استادی راهنما مسافر محمد رضا، نگهبانی مسافر علیجان و دبیری مسافر حامد با دستور جلسه"هفته راهنمایان(DST،تازه واردین،ویلیام،جونز،ورزش،موسیقی)"يکشنبه ۲۶بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد؛
سلام دوستان، محمدرضا هستم، یک مسافر.
خداوند را بسیار شاکر و سپاسگزارم که فرصتی دوباره و عمری دوباره به بنده عطا فرمود تا در این جایگاه قرار بگیرم و از حضور شما آموزش و انرژی دریافت کنم.
در ابتدا از جناب آقای مهندس صمیمانه تشکر میکنم و هفته راهنما را به ایشان، بهعنوان نخستین راهنمای کنگره ۶۰، تبریک عرض مینمایم.
از تمامی خدمتگزاران، راهنمایان، مرزبانان و ایجنتهای کنگره ۶۰ قدردانی میکنم. حالِ خوب امروز خود را مدیون کسانی میدانم که بیمزد و بیمنت به اینجا آمدند، خدمت کردند و زمینه رسیدن مرا به رهایی فراهم نمودند.

همانگونه که شاعر میفرماید:
«غلام همت آن نازنینم که کار خیر بیروی و ریا کرد»
در خصوص هفته راهنما اگر بخواهم چند دقیقهای صحبت کنم، ابتدا به معنای لغوی کلمه «راهنما» اشاره میکنم؛ راهنما یعنی نمایانکننده راه، کسی که مسیر را نشان میدهد تا انسان به بیراهه نرود. بیتردید انسان در طول حیات و زندگی خود به معلم، استاد، مربی و راهنما نیاز دارد.
به یاد دارم یکی از اساتید موسیقی در صفحه نخست کتاب خود نوشته بود:
«هیچکس از پیش خود چیزی نشد.»
قطعاً اگر انسان بخواهد رشد کند، به جایگاهی برسد و به سرمنزل مقصود دست یابد، نیازمند مربی، استاد و راهنماست. ما نیز از این قاعده مستثنا نیستیم و در کنگره به این حقیقت پی بردیم که اگر بخواهیم اعتیاد خود را درمان کنیم، به راهنمایی نیاز داریم که ما را در این مسیر هدایت کند و راه رسیدن به درمان و تعادل را نشان دهد.
برای عزیزان تازهوارد عرض میکنم که نخستین شرط راهنما بودن این است که خود، مصرفکننده بوده باشد؛ همانند ما روزی وارد شده، سه جلسه تازهواردین را گذرانده، حدود ده تا یازده ماه سفر را بهخوبی طی کرده، گوشبهفرمان راهنمای خویش بوده و به رهایی رسیده باشد. سپس در کنگره ماندگار شده، خدمت کرده، در آزمون شرکت نموده، مصاحبه داده و مراحل متعددی را پشت سر گذاشته تا به جایگاه راهنمایی دست یافته است. بنابراین هر کسی در کنگره راهنما نمیشود، مگر آنکه این مسیر پرزحمت و این مرارتها را طی کرده و آموزش دیده باشد؛ و مهمترین شرط راهنما، دستیابی به آموزش است.
ما در کنگره چند جشن داریم:
۱. جشن هفته دیدبان
۲. جشن هفته مرزبان و ایجنت
۳. جشن گلریزان
۴. جشن هفته همسفر
۵. جشن هفته راهنما
هدف از برگزاری این جشنها آن است که جناب آقای مهندس به منِ رهجو بیاموزند قدردانی و قدرشناسی را تمرین کنم؛ و این، یکی از ارکان اساسی زندگی است. انسان باید بداند هر کس در هر جایگاهی اگر در حق او لطف و محبتی کرد، قدردان آن زحمات باشد. این اصل نهتنها در کنگره، بلکه در تمامی مراحل زندگی صادق است.
منِ محمدرضا که وارد کنگره ۶۰ شدهام، باید از کسی که مرا در این مسیر هدایت کرده و سبب رسیدنم به درمان و حال خوش شده است قدردانی کنم. راهنما تنها مسیر درمان اعتیاد را نشان نمیدهد، بلکه آموزشهای فراوانی به من میدهد که چراغ راه زندگی من میشود. وظیفه منِ رهجوست که از ایشان تقدیر و تشکر نمایم.
با این حال، باید بگویم که با هیچ هدیه و پاکتی نمیتوان حق استاد و راهنما را ادا کرد. بارها به راهنمای خود، آقا علیرضا، عرض کردهام که شما مصداق این بیت شعر هستید:
«که چه در پای تو ریزم که پسند تو باشد
جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست»
نباید تصور کنیم با یک پاکت یا هدیه میتوانیم حق استاد و راهنما را ادا کنیم؛ هرگز چنین نیست. اما این موضوع مسئولیت را از ما سلب نمیکند. ما موظفیم تا حد توان خود قدردانی کنیم. در کنگره، جناب آقای مهندس به ما آموزش دادهاند که شیوه قدردانی از طریق پاکت انجام میشود.
چند نکته را در اینباره عرض میکنم:
نخست: پاکتی که به راهنما تقدیم میشود، باید حاوی یک دلنوشته باشد؛ بر روی برگی تمیز و با دستخط خودمان. نباید آن را به شخص دیگری واگذار کنیم تا برایمان بنویسد. ارزش این کار در آن است که از دل خودمان برآید، حتی اگر خطمان زیبا نباشد.
دوم: مبلغی که در پاکت قرار میدهیم، باید در حد وسع و توان مالی خودمان باشد.
نکتهای که کمتر به آن پرداخته شده این است که در شرایط اقتصادی کنونی، بسیاری از راهنمایان با حقوقی معمولی، در حد حقوق اداره کار یا کارمندی زندگی میکنند. تصور نکنیم آنان افراد متمول و بینیاز هستند؛ همه ما در یک سطح زندگی میکنیم.
راهنما حدود ده تا دوازده ماه برای رهجوی خود وقت میگذارد و زحمت میکشد. در پایان سفر، برای مراسم رهایی به تهران میرود. با احتساب هزینههای امروز، بلیت رفت و برگشت قطار حداقل سه میلیون تومان است و با سایر هزینهها حدود شش میلیون تومان میشود. افزون بر آن، سه روز نیز از کار و زندگی خود میگذرد.
مقصود من این است که رهجو باید آگاه باشد که راهنما برای این سفر هزینه مالی و زمانی پرداخت کرده است. اگر رهجویی دو یا سه میلیون تومان در پاکت بگذارد، این مبلغ حتی هزینه سفر راهنما را نیز پوشش نمیدهد. حتی اگر شش میلیون تومان تقدیم کند، تنها هزینه سفر را جبران کرده و هنوز قدردانی واقعی انجام نشده است. بنابراین باید بدانیم که با این مبالغ، حق راهنما ادا نمیشود و هدف اصلی، آموختن قدرشناسی است.
کسانی که قدردانی و قدرشناسی را میآموزند، بیتردید انسانهایی شاد، پرانرژی و برخوردار از حال خوش خواهند بود. امیدوارم همگی در این مسیر ثابتقدم بمانیم و به حال خوب و تعادل دست یابیم.
از توجه شما سپاسگزارم.
.jpg)
تایپ:مسافر علی لژیون پنجم
عکس:مسافر علی لژیون هشتم
ویرایش و ارسال:مرزبان خبری مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
154