English Version
This Site Is Available In English

لژیون سردار مسافران و همسفران نمایندگی لاله کرج

لژیون سردار مسافران و همسفران نمایندگی لاله کرج

دوازدهمین جلسه از دوره اول لژیون‌ سردار خانم‌های مسافر و همسفر نمایندگی لاله کرج، با استادی مسافر میترا، نگهبانی مسافر پریسا و دبیری مسافر فتان، با دستور جلسه «هفتهٔ راهنمایان (DST، تازه‌واردین، ویلیام، جونز، ورزش٫ موسیقی)»  روز شنبه ۲۵ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۱:۴۵ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان میترا هستم مسافر

در ابتدا، این هفتهٔ باشکوه و مقدس را به همه اعضای کنگره تبریک می‌گویم و در رأس از استاد راهنمای بزرگ کنگره ۶۰، آقای مهندس دژاکام، تشکر و قدردانی می‌کنم. مخصوصاً از راهنمایان گرامی نمایندگی لاله کرج، بسیار سپاسگزارم.

این هفته، هفتهٔ راهنما است و به همین مناسبت می‌خواهم عشق، محبت، قدرت و ثروت را «نور» نام‌گذاری کنم و در وجود خودم راه دهم. اما آیا ممکن است این‌ها در کنار کینه، فقر، ترس و ناامیدی باشند؟این‌ها نامشان تاریکی است و هیچ‌گاه نور در کنار تاریکی قرار نمی‌گیرد. من ابتدا باید از تاریکی دوری کنم و آن‌ها را از وجود خودم بزدایم تا راه برای نور باز شود.

صفاتی که امروز ما درگیر آن هستیم، بخشی از آن مربوط به دوران کودکی است که در ما ریشه دوانده. مثلاً به ما گفته‌اند که اگر کسی تو را زد، او را بزن؛ یا اگر کسی خواست از تو جلو بزند، تو از او جلو بزن و به‌این‌ترتیب، ما با تفکر «قوی‌بودن» تربیت شده‌ایم. اما به هر قیمتی که شده، نتیجه آن چه شد؟نتیجه آن این شد که من روزبه‌روز تنهاتر شدم. چون یاد گرفته بودم که اگر نتوانم از دیگران جلو بزنم، برچسب ضعیف و ترسو بودن به من زده می‌شود و به‌این‌ترتیب، کینه در وجودم رشد کرد.

این‌که در تاریکی‌ها تنها مانده‌ایم، موضوع خیلی بدی هم نیست. زیرا در سی‌دی غم، جناب مهندس فرمودند که؛ غم بزرگ انسان را به دو جهت سوق می‌دهد: یا به پست‌ترین درجه یا به بالاترین درجه. کسانی صعود می‌کنند که بیشتر سقوط کرده‌اند.

وقتی من انتهای تاریکی‌ها را تجربه کرده باشم، آیا به نور یک لامپ قانع خواهم شد؟ البته که نه چون بهترین را برای خود می‌خواهم تا برسم به آنجایی که انشعاب یافته‌ام و به مرکز اصلی دست یابم.بخشش، تکنیک رسیدن به این مرکز اصلی است. بخشش در گفتار خیلی ساده است، اما در عمل بسیار سخت است؛ به‌طوری که باید بتوانی اگر کسی تو را ناراحت کرد، آن را با عشق و محبت ببخشی و از او کینه‌ای به دل نگیری.

اگر من به‌عنوان استاد جلسه بتوانم چیزهایی را که آموزش گرفته‌ام به دیگران منتقل کنم و آن‌ها را ببخشم، به‌این‌ترتیب درهای آموزشی فراوانی برای من گشوده خواهد شد.
وقتی خداوند به من این فرصت را داد که در لژیون سردار شرکت کنم، یعنی این فرصت را پیدا کردم تا صفات گذشته خود را تغییر دهم و سعی کنم پول یا هر چیز دیگری را بادل و جان ببخشم و به این دانایی رسیدم که تا بهای چیزی را پرداخت نکنم، قدردان نخواهم بود.

پس قدردان کنگره باشم و قدر کنگره را بدانم، زیرا این زمین‌بازی برای من مهیا شده تا بتوانم به بازیگری خوب تبدیل شوم و تلاش کنم در هفتهٔ راهنما، به شایستگی از راهنمای خود قدردانی کنم، ارزش چیزی را که به دست آورده‌ام جبران کنم و یادم نرود که از کجا به کجا رسیده‌ام.

راهنمایان باسیاست و درایت خودشان، همه افراد لژیون را با تمام اختلاف آرا و سلیقه‌ها، با پیوند محبت در کنار هم جمع می‌کنند و نشانی هر کسی را به خودشان می‌دهند. راهنمایانی که خودشان زمانی در اعماق تاریکی و سیاهی بودند، امروز انسان می‌سازند بدون اینکه هزینه دریافت کنند؛ این کار بسیار بزرگی است و چیزی نیست جز عشق بی‌نهایت در دل یک راهنمای کنگره ۶۰.ممنون از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید.

نگارش و ویراستار: راهنما مسافر فتان، لژیون چهارم نمایندگی لاله کرج
بازبینی و ارسال: همسفر فاطمه
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .