English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- کسی که تاریکی را بلد بود

گروه خانواده- کسی که تاریکی را بلد بود

همسفر صغری:
راهنما مثل یک معلم دل سوز است. دوست دارد رهجوی خوبی داشته باشد، که حرف های آن را گوش کند به موقع برود، به موقع سی دی ها گوش کند، تکلیفش انجام بدهد و هر چه راهنما می گوید گوش کند. هفته راهنما را اول به آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم شان تبریک می گویم، به راهنمای عزیزم خانم فاطمه و همه راهنمایان عزیز تبریک می‌گویم ان شاءالله موفق،سربلند و پیروز باشید.

همسفر حواناز:
سلام ودرود بر راهنمای عزیزم خانم فاطمه هفته راهنما را از صمیم قلب به شما تبریک می گویم. امیدوارم همیشه سالم و تندرست باشید و از زحمات شما متشکرم، دوستت دارم.

همسفر نرگس:
به نام راه و به حرمت راهنما.
جشن راهنما فقط یک مراسم نیست، جشن قدردانی از انسان‌ هایی است که با سوختن خودشان چراغ راه دیگران راهنما کسی است. که نه از بالا که از دل مسیر با ما حرف زد. کسی که تاریکی را بلد بود، چون خودش روزی در همان تاریکی قدم زده بود. در روزهایی که امید لاغر بود و ایمان خسته؛ این شما بودید که ایستادید با صبوری، با قانون، با عشق، نه وعده دادید، نه شعار، فقط راه را نشان دادید و گفتید: می‌شود.
جشن راهنما، جشن دست‌هایی است که نگرفته‌اند بلکه یاد دادند، چگونه خودمان بایستیم. جشن صدایی است که قضاوت نکرد؛ بلکه فهمید جشن قلب‌هایی است که بزرگ بودند و هنوز هم جا داشتند. امروز به احترام شما می‌ایستم، نه برای تشکر که برای تعهد، تعهد به ادامه راه، به درست رفتن، به راهنما شدن. برای خود ما سپاسگزاریم برای بودنتان برای صبرتان و برای نوری که بی‌ منت بخشیدید.

همسفر سمیه:
هفته راهنما را بهانه می‌کنم برای گفتن از دلی که مدیون صبر و مهربانی شماست. خانم فاطمه عزیزم، راهنمای خوبم در مسیر پرپیچ و خم زندگی، وقتی خسته و ناامید قدم برمی‌داشتم، شما با آرامش کلام و استواری حضورتان، چراغی شدید درتاریکی های من، شاید خیلی وقت ها نگفتم، اما هر جمله تان، هر سکوت به موقعتان،  هر لبخند دلگرم کنندتان، تکه ای از وجود مرا ترمیم کرد،
شما فقط یک راهنما نبودید، مرهمی بودید،
امید بودید. یاد گرفتم که تغییر ممکن است،اگر باور کنم،  اگر آموزش ببینم،  اگر مسؤلیت پذیر باشم،  و این باور را شما در من زنده کردید. هفته راهنما فرصتی است برای قدردانی ازقلب بزرگی که بی چشم داشت می‌بخشد، می‌آموزد و همراهی می‌کند.
دستانتان را می‌بوسم برای تمام لحظاتی که کنارم ایستادید، حتی وقتی خودم از خودم ناامید بودم.
خانم فاطمه عزیز، با تمام وجود می‌گویم سپاسگزارم که راه را نشانم دادید و کمک کردید خودم را پیدا کنم.

مشارکت اعضای لژیون اول
منبع: هفته راهنما
ویرایش: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
ارسال: راهنما همسفرسهیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی فیروزآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .