دومین جلسه از دوره دوم کارگاههای آموزشی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی علی عصارزاده به استادی ایجنت همسفر زهرا، نگهبان همسفر آرزو و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «هفته راهنمایان (DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش و موسیقی و تاثیر آن روی من» در روز ۲۶ بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
هفته راهنما را ابتدا به مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان سپس به تمام راهنمایان DST، تازهواردین، جونز و ویلیام کنگره۶۰ علیالخصوص نمایندگی علیعصارزاده صمیمانه تبریک میگویم. هنگامی که ما درس میخواندیم برای سپاسگزاری از معلم خود، روز معلم داشتیم که این کار را انجام میدادیم. در گذشته روز معلم و راهنما باهم در یک روز بود؛ اما به خاطر شرایط جوی و سرمای هوا و فاصله بین جشن دیدهبان و راهنما که دیدهبانان نمیتوانستند سفر کنند، این جشن به تاریخ دیگری موکول شد. زمان تحصیل برای قدردانی از معلم خود دلنوشتهای مینوشتیم با عنوان معلم عزیزم، شمع شدی سوختی، تا هنرت را به من آموختی، این شعر را فقط به زبان و ناخودآگاه مینوشتیم. ولی در کنگره متوجه شدیم زمانیکه میگوییم شمع شدی سوختی، منظور چیز دیگری است، هنگامی که میگوییم سوختی، یعنی از انرژی و علمی که دارد با عشق کامل به رهجو انتقال میدهد. زمانی که فکر میکنم، متوجه میشوم که اگر راهنما نبود وضعیت من چگونه بود؟ در کدام بیغوله بودم؟ شاید از نظر صورآشکار در بیغوله نبودم؛ اما ...
همانطور که مهندس میفرمایند؛ ما در کاخهایمان کارتنخواب بودیم. یکی از شرایط اصلی که برای داشتن جایگاه راهنمایی وجود دارد، تجربه است؛ یا باید خود فرد مصرفکننده باشد و یا کنار یک مصرفکننده زندگی کرده باشد. من از مسافر خود متشکرم، بهخاطر اینکه اگر آن تاریکیها و سختیها نبود الان من در این وضعیت و حال خوش نبودم و از تعادل نسبی برخوردار نبودم، این به خاطر آموزشهایی است که راهنمایان کنگره۶۰ از مهندس به ما انتقال دادهاند. انشاءالله که ما قدردان کنگره باشیم.
حال وظیفه من رهجو چیست؟ در کنگره به ما میآموزند که قدردان و فرمانبردار باشیم. راهنما انرژی و وقت خود را برای ما صرف میکند در حالی که میتوانست این زمان را برای کسب مهارت، آموزش و یا کارهای دیگری استفاده کند؛ ولی با عشق میآید و حالخوش رهجو براي او خیلی ارزشمند است، لذت دیدن حالخوش رهجو انرژی دوچندان به راهنما میدهد، او عشق را تجربه میکند، راهنما باعشق خدمت میکند. در تمام دو راهیهای زندگی میآید و من را راهنمایی میکند. شاید راهنما نتواند در مسائل خانوادگی دخالتی داشته باشد؛ اما درون هر کدام از ما تخریبهای زیادی بوده است، پر از کینه، حسادت، منیت و... اینجا آمدیم، اگر تفکر ما درست بود وضعیت ما این نبود، اگر آگاه بودیم الآن روی این صندلی نبودیم، پس هر کدام از ما زندگی کردن را یاد نداشتیم که اگر میدانستیم قطعاً میتوانستیم کارهای خود را پیش ببریم.
حال چگونه میتوانم فرمانبردار و قدردان راهنما باشم؟ با زبان، با قلم و با درم، در حالی که راهنما زمانی که پیمان میبندد تنها چیزی که برای او مهم نیست همان درم است، پیمان میبندد که من چهار سال خدمت میکنم به عزیزانی که در راه ماندهاند، مثل خود راهنما که یک روزی با حال خراب آمد و با خدمت کردن حال او خوب شد. من در شعبه رضا راهنما بودم و تحویل دادم ولی راهنمای ویلیام هستم و تنها چیزی که برای من مهم نیست همان درم است. اکنون باید از خود بپرسم من رهجو از راهنمای خود چقدر آموزش گرفتهام؟
امیدوارم قدردان کنگره و مهندس دژاکام و راهنمایان باشیم که چنین با عشق و حال خوب در حال خدمت کردن هستند و امروز را طوری رقم بزنیم که در خاطرهها بماند. مهندس فرمودند: دز کنگره۶۰ راهنمای تازهواردین،DST ،جونز و ویلیام داریم، امروز روز قدردانی از این عزیزان است. متشکرم
گزارش تصویری برگزاری جشن راهنما







مرزبانان کشیک: همسفر منصوره و مسافر مرتضی
تایپیست: همسفر وجیهه رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون دوم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر نگین
ارسال: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی علی عصارزاده مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
139