English Version
This Site Is Available In English

عشق قامت‌ها را راست و اندیشه‌ها را پاک می‌کند

عشق قامت‌ها را راست و اندیشه‌ها را پاک می‌کند

در کنگره۶۰ یکی از مسائلی که به ما آموزش داده می‌شود شکرگزاری و تشکر است؛ برای هر گروه از خدمتگزاران کنگره یک هفته در نظر گرفته شده تا همه دوستان به پاس خدمت این عزیزان، از ایشان تشکر و سپاسگزاری کنند؛ این هفته نیز در تمامی شعب کنگره۶۰ هفته تجلیل از مقام راهنمایان برگزار می‌گردد، چون شکرگزاری مسئله‌ای بسیار مهم است و تا زمانی‌که شکرگزاری از مخلوقین را نیاموزیم، شکر خداوند را نمی‌توانیم به جا بیاوریم؛ ما نیز باید در ابتدا از این انسان‌ها تشکر کنیم و شکرگزار کمک‌هایشان باشیم تا در مراحل بعدی بتوانیم شاکر خداوند باشیم و او نیز شکرگزاری ما را بپذیرد.
امروز در خدمت همسفر سمیرا هستیم تا در رابطه با دستور جلسه: "هفته راهنما" با ایشان گفتگویی داشته باشیم؛ از شما همراهان گرامی می‌خواهیم با ما همراه باشید.
همسفر سمیرا و مسافرشان با آخرین آنتی ایکس مصرفی مسافر، شیشه و تریاک وارد کنگره۶۰ شدند؛ به مدت ۱۳ ماه به روش DST با داروی OT و با راهنمایی مسافر ایرج و همسفر صبا سفر کردند و در حال حاضر ۱۴ سال و ۶ ماه است که آزاد و رها هستند. همسفر سمیرا در جایگاه‌های دبیری، نگهبانی، سایت، راهنما و ایجنت خدمت کرده‌اند و اکنون دبیر لژیون راهنمایان تجلیل شده می‌باشند.

نقش عشق به لژیون و محبت به رهجوها را در تربیت و پیشرفت آنان تا چه اندازه مؤثر می‌دانید؟

نقش عشق در آموزش و تربیت انسان‌ها در وادی چهاردهم به زیبایی بیان شده است؛ "عشق قامت‌ها را راست، اندیشه‌ها را پاک و حیات را برای گزینش بهتر در انسان تقویت و انسان را خلاق به جهت تمامی علوم آماده می‌گرداند." توجه کردن، امید بخشیدن، پیگیری احوال رهجو، تشویق او برای حرکت کردن، ادامه دادن و همه تلاش‌هایی که راهنما می‌کند تا رهجویانش به فهم درست از مسائل برسند، همگی نمونه‌هایی از عشق و محبت راهنما است که رهجو را از آن کالبد یخ‌زده خارج می‌کند و آرام‌آرام، او را از درخت پوسیده و خشک به یک درخت سبز و پر ثمر تبدیل می‌کند.

اگر یک بار دیگر به‌ عنوان رهجو در لژیون حاضر شوید، فکر می‌کنید چه کارهایی انجام می‌دهید که در گذشته انجام نداده‌اید؟

تکالیف و سی‌دی‌هایی که مقرر شده بود در آن زمان بیاموزم را به زمان‌های بعد موکول نمی‌کردم و با این کار، رشدم را به تعویق نمی‌انداختم؛ کمتر صحبت می‌کردم و بیشتر به دنبال عمل بودم؛ تک بعدی رفتار نمی‌کردم و به رشد همه ابعاد زندگی‌ام توجه می‌کردم.

از دیدگاه شما، یک رهجو چگونه می‌تواند به بهترین شکل ممکن از راهنمای خود قدردانی کند؟

قطعا بهترین قدردانی، تقدیم کردن پاکت و در ادامه خدمتگزاری است؛ این را اکنون که رهجویی ندارم و انتظار تقدیر و تشکر ندارم، راحت‌تر می‌توانم بیان کنم؛ اصلا بحث مادیات نیست و هرگز راهنما و دیگر خدمتگزارن کنگره توقعی ندارند؛ ولی این یک برنامه آموزش عملی و بسیار مهم برای رشد رهجو است که در واقع رهجو، اندازه و گنجایش خود را بزرگتر کند؛ البته هر شخصی به توان  خود آگاه است و بخشش بیشتر از توان نیز جایز نیست؛ بنابراین بایستی به عنوان یک وظیفه دیده شود نه رفع تکلیف، به تجربه خود در کنگره انسان‌های بسیاری را دیدم که با عشق، بالاترین توان خود را در جشن‌های شکرگزاری گذاشتند و از لحاظ معنوی و مادی، خیلی زودتر بزرگ شدند؛ برعکس افرادی که حساب‌گرانه و حداقلی عمل کردند، همان‌طور کوچک ماندند و همیشه درگیر حداقل‌ها و دو‌دوتا چهارتا بودند.

تأثیرگذارترین رفتار و برخوردی که از راهنمای خود دیده‌اید و توانست انگیزه لازم برای رسیدن شما به جایگاه راهنمایی را فراهم کند، چه بوده است؟

صادقانه بگویم هیچ انگیزه و شوقی برای راهنما شدن و یا هر خدمت دیگری نداشتم؛ هیچ چیز از خدمت کردن نمی‌دانستم، این‌که بنشینم و دیگران به من خدمت کنند قابل قبول‌تر بود؛ تنها چیزی که مرا به کنگره و آموزش دیدن برای راهنما شدن وصل کرد، محبت راهنمایم و جدیت ایشان در امر خدمت در کنگره بود؛ راهنمایم در جایگاه راهنمایی به قدری مقتدر، توانمند، دانا و دوست داشتنی بودند و به قدری ایشان را دوست داشتم که دلم می‌خواست شبیه ایشان شوم؛ جلب رضایت راهنمایم بزرگترین انگیزه‌ام بود.

به‌ عنوان راهنما، چگونه تلاش کردید که وقایع و اتفاقات غم‌انگیز در زندگی رهجویان بر تعادل درونی و زندگی شخصی شما تأثیر منفی نگذارد؟

کنگره چند باور و ایمان را در ما به وجود آورده است؛ اول: هیچ واقعه‌ای اتفاقی نیست و به فرموده آقای مهندس، پشت هر پرده یک نیم پرده‌هایی هست؛ دوم: خیر بودن اتفاقات که همه چیز در نهایت، ختم به خیر می‌شود هر چند فعلا به خیریت آن پی نبرده باشیم؛

سوم: یک سر اتفاقات ما هستیم و اگر مطابق با آموزش‌ها پیش برویم، خود را اصلاح کنیم و صبر داشته باشیم حتما طلب ظلم کمتر می‌شود؛ و این‌که همه اتفاقات یا برای آموزش ما و یا بازپرداخت بدهی ما است که در هرحال این نیز بگذرد؛ در نهایت دعا می‌کردم به سلامت عبور کنند، آموزش آن اتفاقات را بگیرند و قوی‌تر شوند و به این ترتیب فراز و نشیب‌های سفر رهجوها، برایم اثر منفی نداشت.

خدمت راهنمایی تا چه اندازه به شما کمک کرده است که گره از مشکلات و چالش‌های شخصی خود باز کنید؟

با آن‌که به لطف خدا یک راهنمای بسیار دانا، توانمند و فوق العاده روزی‌ام شده بود، فکر می‌کردم اگر لژیون ایشان را ترک کنم آموزش‌هایم متوقف می‌شود؛ اما خدمت راهنمایی فقط آموزش نبود بلکه فرصتی برای بازسازی خود، ساختارهای کهنه و معیوب ذهن، روان، اندیشه، جهان‌بینی، گفتار، رفتار و در نهایت موثر بر تقدیر بود؛ هر چند گاهی دیر قدر فرصت‌ها را می‌فهمیم با این حال به واسطه این خدمت، اتفاقات خوبی در درونم افتاد؛ می‌توانستم آدم‌ها را دوست داشته باشم، دیگر ظاهر، سن، طبقه اجتماعی و تحصیلات آن‌ها برایم فرقی نمی‌کرد؛ می‌توانستم همه را دوست داشته باشم، به خاطر آن‌که اثر‌گذار باشم از بسیاری کارهای ضدارزشی دوری می‌کردم و این خدمت مرا از غرق شدن در افکار، روزمرگی و امواج منفی نجات می‌داد؛ به واسطه خدمت، حس‌هایم را بهتر شناختم و تقویت کردم و به واسطه حل مسائل دیگران، قدرت تفکر و تشخیص در من کمی بالاتر رفت.

جمله‌ «رهجو آینه‌ راهنما است» را تا چه اندازه درک کرده‌اید و چه ویژگی‌ها یا رفتارهایی از خودتان را در رهجویانتان مشاهده کرده‌اید؟

اکثرا صفاتی را در رهجوهایم می‌بینم که بسیار برای من آشنا است؛ از دیدن بعضی صفات آن‌ها ذوق می‌کنم و شاکر خدا هستم و از دیدن بعضی صفات دیگرشان ناراحت می‌شوم؛ زیرا می‌بینم که آن صفت، چقدر سد راهشان شده و اگر رفع کنند تا چه اندازه پیشرفت می‌کنند؛ همین آینه‌ها کمکم می‌کنند تا خود را ببینم و برای اصلاح خودم بیشتر تلاش کنم.

با وجود تأکید کنگره بر عقلانیت به نظر شما چرا رهجو، راهنمای خود را با حس انتخاب می‌کند و معمولا از این انتخاب رضایت دارد؟

برای آن‌که عقل به درستی کار کند، بایستی اطلاعات درستی به عقل داده شود،‍ دانایی‌اش رشد کند و ... در کوتاه مدت و در بدو ورود این کار ممکن نیست؛ به همین علت می‌گویند به حس‌هایت مراجعه کن، به حس خود اعتماد کن و جایی برو که قلبت تو را آن‌جا می‌کشاند؛ هر فردی به شکلی این کشش را احساس می‌کند؛ برای مثال شبیه به کسی بودن که دوستش دارد، حس نزدیکی، آشنایی و ... "امواج عشق و محبت در کائنات یکدیگر را جذب می‌کنند؛ یعنی انسان‌هایی که دارای این خصوصیات هستند همدیگر را می‌یابند و با جمع شدن و جذب شدن به هم یک خطی درست می‌کنند و خود و دیگرانی که همسو با آن‌ها هستند را می‌یابند و این هر روز ازدیاد می‌یابد."

سخن پایانی:
از جناب مهندس بزرگوار بابت این دستور جلسه سپاسگزارم؛ هدف از این دستور جلسه این است که ما سپاسگزاری و شکرگزاری از انسان‌ها و هم‌چنین تشکر کردن از خداوند را یاد بگیریم. ان‌شاءالله همه ما این مسئله را به خوبی اجرا کنیم؛ به طوری که واقعا پیش وجدان خودمان سرفراز باشیم و به بهترین شکل از راهنمایان خودمان قدردانی کنیم.

طراحان سوال: همسفر افسر رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون یازدهم) و همسفر نصیبه رهجوی راهنما همسفر فریده (لژیون پانزدهم)
تنظیم کننده: همسفر افسر رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون یازدهم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر ليلا (لژیون نوزدهم)
ویرایش و ثبت: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .