مشارکت همسفر زهره.(ص):
راهنمایان کنگره۶۰ افرادی هستند که تجربه مصرف موادمخدر و اعتیاد و رهایی از مواد را دارند. اولین چیزی که از جایگاه راهنما در کنگره۶۰ به ذهن میرسد این است که راهنما خود در گذشته مصرفکننده موادمخدر بوده و با استفاده از راهنمایی راهنما و آموزشهای کنگره و روش Dst توانسته اعتیاد خود را درمان کند و به رهایی برسد. فرد رها شده بعد از سفر اول باید آموزشهای لازم را ببیند تا به شناخت کامل از موادمخدر و انسان برسد بعد در آزمون راهنمایی قبول شود که کار بسیار سختی است که برای قبولی باید ماهها سخت مطالعه کند و درس بخواند.
هر رهجو باید قدردان و سپاسگزار راهنمای خود باشد که بدون هیچ چشمداشتی متحمل زحمت بسیار میشوند و نه تنها با کلام قدردان آنها باشیم بلکه در عمل هم قدردان آنها باشیم وقتی که یک رهجو چه مسافر و چه همسفر وارد لژیون میشود. آموزشهایی که از راهنما میگیرد باعث میشود که سفر برایش آسانتر شود دلایلی که باعث آسانی سفر میشود این است که رهجو به راهنمای خود اعتماد کند و فرمانبرداری رهجو باعث میشود که درصدد خطاها و اشتباهات سفر کاهش یابد یکی از عواملی مهم برای اینکه یک راهنما به روز باشد این است که همیشه از منابع آموزشی و سیدیهای آموزشی استفاده کند و علم خود را به رهجو انتقال دهد.
در چنین شرایطی است که راهنما یک لژیون قوی دارد و رهاییهای ارزشمندی خواهد داشت مسئله بعدی این است که وقتی راهنما خود به قوانین کنگره احترام بگذارد رهجویان او نیز احترام خواهند گذاشت یک راهنما باید نظم و انضباط و حریم افراد را به رهجو بیاموزد و نوشتن سیدی را از رهجو بخواهد تا با نوشتن سیدی رهجو درون آشفته خود را آرام کند. یک راهنما برای اینکه بتواند مفاهیم آموزشی کنگره را بهتر به رهجو انتقال دهد باید خود از نظر عملی الگوی رهجو باشد کلام به جا و مناسب راهنما میتواند به دل و جان رهجو بنشیند و درون آشفته او را آرام کند.
مشارکت همسفر مریم.(ب):
هر کس به اندازهای که محبت و خوبی میکند و به دیگران آسایش و آرامش را هدیه میدهد به همان اندازه احساس راحتی میکند از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان بزرگترین راهنما تشکر و قدردانی میکنم و از راهنمای عزیزتر از جانم که مانند باران بدون منت میبارد تا من همسفر از این رحمت الهی سیراب شوم. من و مسافرم خیلی خوشحال و خوشبخت هستیم، اگر ساعتی بنشینم و فکر کنم اگر آقای مهندس و کنگره و راهنمای مهربانم که مثل یک مادر از عصاره جانش به من محبت میکند نبود مسافرم یا زندان یا تیمارستان بود و من مادر که آدم ناامید و بیمار در گوشه خانه زندگی میکردم و زندگیمان از هم پاشیده بود.
واقعاً از قلبم از دل و جانم میگویم من خیلی باید ممنون اول خداوند و بعد آقای مهندس و راهنمای دوست داشتنیام خانم زهره باشم. اکثر وقتها اینقدر ناامید میشوم؛ اما یاد کنگره و خانم زهره و صحبتهایشان را گوش میدهم باز امیدوارم و روشنایی را در قلبم احساس میکنم. از صمیم قلبم از خانم زهره و آقای مهندس ممنونم که این بستر را برای من باز کردند. من روزهای دوشنبه و پنجشنبه پر انرژی و با قدرت تمام کارهایم را انجام میدهم تا به موقع و سر وقت در کنگره حضور داشته باشم.
مشارکت همسفر ناهید:
هفته راهنما را به مهندس دژاکام و راهنمایان عزیز کنگره۶۰ تبریک میگویم. راهنما یعنی کسی که راه را بلد است یا میتواند به عنوان مربی از او نام برد. در کنگره برای رسیدن به مقام راهنما، باید شخص که مصرفکننده مواد بوده سفر اول را طی کرده باشد و یک سال بعد از رهایی در آزمون کمک راهنمایی شرکت کند و پس از قبولی آزمون به دستور آقای مهندس شال کمک راهنمایی را بر گردن میآویزد و بعد از گذشت چند سال با گذشت یکسری از فیلترهای ارائه شده به جایگاه راهنمایی میرسد.
در کنگره شکرگزاری را میآموزی و میآموزیم که هر کس خدمت یا لطفی به ما کرد شکرگزاری کنیم و این روز هم برای همین است که ما از اشخاص تشکر کنیم چه زبانی باشد یا مادی، هدف از این کار این است که یادمان نرود که روزی در چه وضعیتی بودیم و چه کسی ما را از این منجلاب بیرون کشید و همیشه سپاسگزار باشیم و اگر از آن دسته آدمهای ناسپاس باشیم روزگارمان سیاه است و اگر ما یاد بگیریم از راهنمایمان تشکر کنیم یاد میگیریم که از پدر و مادرمان هم تشکر کنیم و یاد میگیریم از هر انسانی که در زندگی به ما خدمتی کرده تشکر کنیم باتشکر از راهنمای کنگره۶۰ آقای مهندس دژاکام و راهنمای خودم خانم زهره عزیز و بزرگوار.
مشارکت همسفر اعظم:
هفته راهنما را به تمام راهنمایان کنگره۶۰ تبریک عرض میکنم. راهنما در کنگره مانند چراغی است که راه را به من رهجو نشان میدهد، من رهجو اگر بخواهم به هدف خود برسم و از زندگی لذت ببرم باید گوش به فرمان راهنمای خود باشم تا از مسیر زندگی لذت ببرم و در نهایت به هدف خود برسم. همانطور که آقای مهندس گفتند: سپاسگزاری در کنگره باید زبانی، قلبی و عملی باشد. وقتی که من قبل از کنگره در تاریکی بودم و از وقتی که وارد کنگره شدم از همان روز اول راهنمای تازهواردین با آغوش گرمش من را پذیرفت و راهنمایی کرد، من چگونه میتوانم این همه عشق و محبت را که راهنما بدون هیچ چشمداشتی که به من کرده جبران کنم؟
من در هفته راهنما باید از راهنمای تازهوارد خودم و راهنمای DST که خیلیخیلی برای من وقت گذاشته و از خواب و زندگی و کار خود گذشته تا من به حال خوش برسم، تقدیر و تشکر کنم. امیدوارم روزی برسد که من هم خدمتگزار خوبی برای کنگره باشم از راهنمای تازهوارد خودم خانم محدثه عزیزم و راهنمای DST خانم محیا عزیزم و خانم مهدیه عزیزم و خانم زهره عزیزم تشکر و قدردانی میکنم؛ امیدوارم که در هر کجا که هستند در پناه خداوند بزرگ سلامت باشند و بهترینها را برایشان آرزو میکنم.
رابطه خبری و ویراستاری: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون پنجم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی کریمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
59