پنجمین جلسه از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی غزالی مشهد با استادی دستیار دیده بان مسافر محمود و نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه «هفته راهنمایان» روز یکشنبه ۱۴۰۴/۱/۲۶ رأس ساعت ۱۵ آغاز گردید.
سخنان استاد:
کنگره۶۰ پلی است که میان دوزخ و فردوس کشیده شده؛ با چهارده ستون از قوانین هستی که برای بنا شدنش رنجهای سهمگینی کشیده شده، حاصل تلاشی هزاران ساله در میان حلقههای آفرینش.
سلام دوستان، محمود هستم، یک مسافر خداوند را شاکر و سپاسگزارم که اجازه حضور در این جایگاه و در جمع بچههای شعبه غزالی را به من داد. در مورد دستور جلسه این پیامی که خواندم، انتخابش کردم تا برسیم به هفته راهنما. امروز من و ما میآییم و مینشینیم برای درمان اعتیاد. وقتی میگویم، خیلی راهها و تلاشها را رفتیم و نشد؛ همه تجربهاش را داریم هر کدام از ما در قسمتهای مختلف پرسوجو میکنیم، تحقیق میکنیم، اطراف آن انسانها را میبینیم، به این نتیجه میرسیم که به اینجا بیاییم و آرام مینشینیم و هر چه میگویند گوش میکنیم. دلیلش بودن یک سری انسانهایی است که آنها نه مصرفکننده هستند، نه خمار، نه اذیت میشوند، نه برای ترس از مصرف نکردن میآیند. خیلی مهم است که در اختیار کامل و انتخاب آزادانه خودشان به یک دلیل، آن هم کمک به انسانهای همنوع خودشان. بیرون یک پزشک فقط یک تعریفی از خماری دارد، اصلاً علائمش را نمی داند. ولی شما کسی که مصرفکننده بوده، وقتی میگویید خماری، تا ته داستان و خماریاش را ثانیهبهثانیه با تکتک سلولهایش درک کرده، در هفته راهنما تکتک ما رهجوها وظیفه داریم تأکید میکنم، تکتک رهجوها باید روز جشن راهنمایتان، تشریف بیاورید، پاکت هم داشته باشید و تقدیم راهنما کنید. اما این که آن پاکت داخلش چیست و چقدر است، اصلاً به آن فکر نکنید. چون واقعاً من راهنما که چهار سال است به کنگره می آیم نگاه من نگاه درآمدی و مادی نیست

من خودم به عنوان راهنما این تجربه را داشتم آن روزی که جشن است، دوست دارم همه رهجوهایم را ببینم. یعنی بیایند در لژیون حضور داشته باشند، صحبت کنند، آن محبت درون پاکت است، اصلاً آن محبت به توان هر کسی بستگی دارد، هیچکس نمیتواند روی آن قیمت بگذارد. چون ما با عدد و رقم هم نمیتوانیم قیمتگذاری کنیم و بگوییم بابت یک سال این مبلغ را بدهیم. در کنگره به همه چراها جواب می دهیم، آن هم مسئولین مربوطهاش انجام میدهند، در سرما و در گرما، ماه رمضان و افطاری، هر چه هست، تلاش میکنند که همه محیط را فراهم کنند، حالا همه چیز را میخواهیم و از همه توقع داریم، باید به این فکر باشیمکه این هفته چه کارهایم؟ در طول سال چهار تا جشن داریم در هر جشنی که هست، اینها برای من مسافر یک جور پرداخت عوارض است، یعنی با این عوارض در اهمیت این جمع هستم وقتی من انجامش نمیدهم، دیگر نمیتوانم با این جمع ارتباط بگیرم، دیگر نمیتوانم خودم را یکی از آنها بدانم حداقل افرادی که اینجا هستیم همه دنیا را هر چه پیچ داشته و دوربرگردان داشته، همه را دور زدیم و باز تهش فهمیدیم که یک جا باید صادق بود همان که هستی باشی و حالا اگر ایرادی داری، تلاش کنی حلش کنی و این بستر اینجاست. امیدوارم در این هفته جشن خوبی داشته باشیم وبتوانیم قدرش را بدانیم.
از اینکه با سکوت به حرفهای من گوش سپردید سپاسگزارم.
مرزبان خبری: مسافر مهدی
نگارش: مسافر مجید لژیون چهارم
ویرایش و ارسال خبر: مسافر مهدی لژیون یکم
- تعداد بازدید از این مطلب :
56