English Version
This Site Is Available In English

دلنوشته هفته راهنما

دلنوشته هفته راهنما

سال‌ها در تاریکی درون خودم گم شده بودم؛ تاریکی‌ای که آرام و بی‌صدا امید به زندگی را از من می‌گرفت.
اعتیاد برایم فقط مصرف مواد نبود، بلکه نوعی فراموشی تدریجی خویش بود؛ فراموش کردن آرزوها، توانایی‌ها و حتی باور به اینکه می‌توانم روزی آزادانه زندگی کنم.
هر بار که زمین می‌خوردم، ناامیدی سنگین‌تر از قبل روی شانه‌هایم می‌نشست و کم‌کم باور کرده بودم که سرنوشت من چیزی جز سقوط تدریجی و مداوم نیست.
در همان روزها که دیگر امیدی به تغییر نداشتم، دری دیگر به رویم گشوده شد. پشت آن در، راهنمایی ایستاده بود که همان درد را تجربه کرده بود، اما در آن نمانده بود. کسی که نه با شعار و نصیحت‌های تکراری، بلکه با حضور مداوم و صبوری و محبت، به من نشان داد رهایی یک معجزه‌ی یک‌شبه نیست؛ مسیری است که باید با نظم، اعتماد و صبر طی شود.
بارها در این مسیر ترسیدم، ناامید شدم و حتی گاهی خواستم همه چیز را رها کنم؛ اما هر بار، او با یادآوری آموزش‌ها و عشق ورزی بی قید و شرط، باعث شد دوباره ایستادم. فهمیدم کسی قرار نیست زندگی مرا به دوش بکشد؛ راهنما مسیر را نشان می‌دهد، اما این خود من هستم که باید راه را طی و مسئولیت قدم‌هایم را بپذیرم.
در کنار او فهمیدم رهایی فقط قطع مصرف نیست، بازسازیِ شخصیت است؛ یعنی داشتن ادب، تعادل، مسئولیت‌پذیری، شکرگزاری و خدمت به هم نوع را در عمل زندگی کردن است، نه فقط در کلام گفتن.
راهنمایم به من یاد داد به جای نفرین تاریکی، در درون خودم شمعی روشن کنم و مسئول روشن نگه داشتن آن شمع باشم.
از همه راهنماهای کنگره ۶۰ سپاسگزارم؛ انسان‌هایی که با تجربه و عشق، ثابت می‌کنند هیچ‌کس برای همیشه گم نمی‌شود و همیشه راهی برای بازگشت وجود دارد.
و سپاس ویژه دارم از مهندس حسین دژاکام که با بنیان‌ کنگره ۶۰، مسیری علمی، عملی و انسانی برای درمان اعتیاد گشود و امید را به دل‌های بسیاری بازگرداند. اگر امروز توانسته‌ایم بایستیم و زندگی را دوباره بسازیم، ریشه در همان تفکر و علمی دارد که ایشان پایه‌گذاری کردند.

مسافر بهزاد از لژیون پنجم، رهجوی راهنما مسافر احمد

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

راهنمای عزیزم آقا بهروز تو را سپاس که چراغ دل‌ من را روشن کردی و من را از تاریکی جهل به روشنایی دانایی رساندی. روزت مبارک 😍.

مسافر سعید از لژیون دوم، رهجوی راهنما مسافر بهروز

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

🌹💗به نام قدرت مطلق الله💗🌹
سلام دوستان جواد هستم یک مسافر، در ابتدا هفته راهنما در راس به بنیان گذار کنگره ۶۰ آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشون تبریک عرض میکنم و با تمام وجودم قدردان و سپاسگزار زحمات ایشون هستم وخواهم بود و همچنین سپاسگزار و قدردان زحمات راهنمای عزیزم آقا مسعود هستم که منو، با راهنمایی های به موقع و کاربردیش ازچنگال اهریمن رها کرد، واقعا هرموقع به دوران تخریبم فکر میکنم که هیچ راهی برای درمانم نبود، لحظه به لحظه شکرگزاری میکنم بابت اینکه راه کنگره برای من نمایان شد و خداوند در این عصر از زمان به من راهنما داد تا مسیر خودم پیدا کنم، مسیری که گم شده بود و من یک گم شده در اعماق تاریکی بودم و بازیچه دست اهریمن شده بودم که هر لحظه منو پاس کاری میکرد و روز به روز به باتلاق سیاهی و منجلاب فرو میبرد، هر چند وقت یکبار اون روزا به تصویر میکشم که یادم نره که چی بودم و چی شدم نه تنها اعتیادم درمان شد بلکه اضافه وزنم هم در کنگره با سفر جونز به روش دژاکام درمان شد و از ۲۱ کیلو اضافه وزن رها شدم و از راهنمای عزیزم آقا میثم تشکر میکنم و قدردان و سپاسگزار زحمات ایشون هستم وخواهم بود که با راهنمایی های کاربردیش منو از بند اضافه وزن رها کرد و فقط من طبق پروتکل چه در بحث مواد چه در بحث اضافه وزن حرکت کردم و پروتکل طبق برنامه انجام دادم و به سر زمین رهایی و حس و حال خوب با عشق رسیدم، در پایان از خداوند متعال سپاسگزارم و شکرگزارم بابت نعمت کنگره، بابت وجود آقای مهندس، راهنماهای عزیزم، بابت رهایی بابت همه چی خدایا شکرگزارم سپاسگزارم، شکر، شکر، شکر، هفته راهنما به راهنماهای عزیزم، خدمتگزاران و جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ تبریک عرض میکنم، از طرف مسافر جواد برغمدی ( درمان مواد شعبه صالحی تهرانپارس لژیون یکم) درمان اضافه وزن(شعبه صبا لژیون تغذیه سالم )

مسافر جواد از لژیون یکم، رهجوی راهنما مسافر مسعوذ

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

به نام خالق روشنایی‌ها
هفته راهنما، فرصتی است برای قدردانی از انسان‌هایی که چراغ راه شدند؛
کسانی که دست گرفتند، صبوری کردند و ایمان داشتند… حتی وقتی خودمان به خودمان ایمان نداشتیم.
من امروز با قلبی سرشار از سپاس، از سه بزرگ‌مرد زندگی‌ام تشکر می‌کنم:
از آقا احسان گرائلی عزیز
که دستم را گرفت و مرا از تاریکی مواد مخدر به سمت روشنایی و آرامش هدایت کرد. اگر امروز نفسی آرام دارم، نتیجه آموزش‌ها، صبر و باور ایشان است.
از آقا علی‌اکبر غفاریان بزرگوار
که مرا از بند نیکوتین رها کرد و طعم نفسِ پاک را دوباره به من چشاند. یاد گرفتم که رهایی فقط ترک نیست، بلکه ساختن دوباره خویشتن است.
و از آقا رضا پارسا عزیز
که مرا از اضافه‌وزن و بی‌انگیزگی نجات داد و به من آموخت که جسم سالم، بستر تفکر سالم است.
امروز اگر ایستاده‌ام، اگر لبخند می‌زنم، اگر امید دارم…
به برکت حضور راهنمایانی است که بی‌منت، عاشقانه آموزش دادند.
هفته راهنما را به همه راهنمایان دلسوز تبریک می‌گویم و از خداوند می‌خواهم سایه‌شان مستدام و مسیرشان پرنور باشد.
با احترام و قدردانی

مسافر هادی از لژیون نهم، رهجوی راهنما مسافر احسان

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

شما برای من بیشتر از یک راهنما بودید؛ یک معلم واقعی که همواره در کنارم بودید و من را به چالش کشیدید تا به خودم باور پیدا کنم.
قدردانی بی‌پایان از شما که با الهام بخشیدن به من، از من یک فرد متفاوت ساختید. شما نه تنها راهنما بلکه یک الگوی واقعی بودید.

مسافر علی از لژیون دوم، رهجوی راهنما مسافر بهروز

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

راهنمایان گران‌قدر کنگره ۶۰؛
شما معماران خاموش رهایی هستید. در سکوتِ مسئولیت و در هیاهوی دردهای انسان‌هایی که به امیدی کوچک پناه آورده‌اند، استوار می‌ایستید و با صبر و عشق، بذر آموزش را در دل‌ها می‌کارید. اگر امروز مسافری چون من طعم آرامش را می‌چشد، بی‌تردید از برکت حضور شماست.
در سفر اول، زمانی که ذهن آشفته و جسم خسته‌ام تاب ادامه نداشت، این آموزش‌های شما بود که راه را نشانم داد؛ آموزش‌هایی که بر پایه‌ی علم، تجربه و ایمان بنا شده است. شما به ما آموختید که رهایی، حاصل نظم، تعهد و تغییر در جهان‌بینی است؛ نه هیجان لحظه‌ای و نه امیدی بی‌پشتوانه.
شما با عمل خویش درس می‌دهید. خدمت بی‌چشم‌داشت‌تان، صبوری در برابر خطاهای ما، و اصرارتان بر حرکت در مسیر صحیح، برای ما تجلی عشق است. عشق در کنگره، یک احساس گذرا نیست؛ نیرویی سازنده است که انسان را از تاریکی به نور هدایت می‌کند.
در سفر دوم، وقتی نگاه ما عمیق‌تر و مسئولیت‌مان سنگین‌تر می‌شود، بیش از پیش درمی‌یابیم که آنچه دریافت کرده‌ایم، امانتی است که باید به دیگران بسپاریم. شما چراغ‌هایی هستید که نه‌تنها راه را نشان می‌دهید، بلکه ما را به چراغ شدن دعوت می‌کنید.
باشد که بتوانیم قدردان زحماتتان باشیم؛ نه فقط با واژه‌ها، بلکه با عمل، با خدمت، و با وفاداری به آموزش‌ها. امیدوارم هر مسافری که در سایه‌ی راهنمایی شما به رهایی می‌رسد، خود ادامه‌دهنده‌ی این مسیر نور باشد؛ تا شعله‌ی عشق و آگاهی در کنگره ۶۰ همواره فروزان بماند و جهان‌های بیشتری را روشن سازد.

مسافر مصطفی از لژیون دوم، رهجوی راهنما مسافر بهروز

🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

وقتی نور، شهر وجودم را ساخت
به نام قدرت مطلق الله
هفتهٔ راهنما، فرصتی است برای قدردانی از انسان‌هایی که با نور آموزش، راه دیدن و ساختن را به ما می‌آموزند.
پیش از ورود به کنگرهٔ ۶۰، وجود من شبیه شهری بود که سال‌ها بدون آگاهی شکل گرفته بود؛ نه نقشه‌ای روشن داشت و نه نظمی که بتوان به آن تکیه کرد. در آن شهر زندگی می‌کردم، اما خود آن را نمی‌دیدم.
در این مسیر، راهنما بدون قضاوت وارد شد؛ نه برای تخریب، بلکه برای نشان دادن راهِ ساختن.
برای من، راهنما شبیه یک مهندس آگاه بود؛ کسی که آموخت برای بازسازی، اول باید دید، بعد فهمید و سپس با «حس» انتخاب کرد؛ حسی که حاصل آموزش، تجربه و اعتماد به مسیر بود.
بزرگ‌ترین آموختهٔ من از این مسیر، یاد گرفتنِ دوست داشتنِ خودم و پذیرفتنِ ارزش وجودی‌ام بود. منِی که سال‌ها خودم را نمی‌دیدم و برای دیگران زندگی می‌کردم، امروز، به‌عنوان یک مسافر، کم‌کم خودم را پیدا کرده‌ام و این، آرام‌ترین و واقعی‌ترین حس زندگی من است.
شهر وجودی من هنوز در حال ساخت است، اما امروز می‌دانم ویرانی پایان راه نیست؛ آغاز آگاهی است.
هفتهٔ راهنما، یادآور قدردانی از تمامی راهنمایان عزیز کنگرهٔ ۶۰ است که با نور آموزش، انسان‌ها را به ساختن دوبارهٔ زندگی‌شان هدایت می‌کنند.
با آرزوی سلامتی، آرامش و توفیق الهی برای همهٔ راهنمایان گران‌قدر

مسافر شهروز از لژیون هشتم، رهجوی راهنما مسافر میلاد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .