کنگره۶۰ بر اساس اصل پذیرفتهشدهی «یاری یک فرد رهاشده از دام اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر» بنا شده است.
کنگره۶۰ مکانی است که انسانها از تاریکی و ظلمت به سوی روشنایی و نور حرکت میکنند. در این مسیر، افرادی حضور دارند که دوشادوش ما، پیشروان این راهِ تاریک و ظلمانیاند؛ به این افراد «راهنما» گفته میشود.
راهنما فردی است که خود روزی در تاریکی اعتیاد بوده و با طی کردن مراحل درمان، آموزش و بازسازی جهانبینی، به رهایی رسیده است. او پس از گذراندن دورههای لازم و دریافت تأیید کنگره، مسئولیت هدایت و آموزش سفر اولیها (افراد در حال درمان) را بر عهده میگیرد.
راهنما با عشق، تجربه، علم و درک، پل ارتباطی میان رهایی و حالِ در حال مصرف بودن است. نقش او نه صرفاً یک معلم، بلکه همراهی صادق و عاشق است که با الگو بودن، راه را نشان میدهد. او آموزش میدهد که «چگونه میتوان از تاریکی عبور کرد و به روشنایی رسید»، بیآنکه دستور دهد؛ بلکه با عمل و رفتار خود، راه را نمایان میکند.
در کنگره۶۰ ما ۴جشن داریم که در طول سال برگزار میشود؛ این جشنها عبارتاند از: جشن راهنما، جشن ایجنت و مرزبان، جشن همسفر و جشن دیدهبان که هر کدام بار آموزشی خاص خودشان را دارند. ما باید بدانیم چه کسانی برای ما زحمت میکشند تا ما با خیال راحت بیاییم و سفر کنیم. این تشکر باعث دلگرمی این عزیزان و حال خوش خودمان است. کنگره۶۰ میخواهد به ما بیاموزد که از اشخاصی که به ما خدمت میکنند، تشکر کنیم. یکدسته از این اشخاص، راهنمایان و راهنمایان تازه واردین محترم هستند که ما سالی یکبار از این عزیزان با برگزاری جشن تشکر میکنیم.
تنها دلیلی که این عزیزان از وقت و زندگی خود میگذرند تا این آموختهها را آن هم بهصورت رایگان در اختیار رهجو قرار دهند، میتواند “عشق” باشد. این تنها قدرت عشق است که باعث میشود هفتهای سهجلسه و هرجلسه، سهساعت، راهنما از کار و زندگی شخصی خود بگذرد تا به کنگره بیاید و به امور رهجویانش بپردازد. بنابراین، امکان جبران لطفی که یک راهنما به رهجو میکند با هیچ هدیهای وجود ندارد.
در کنگره۶۰ ما آموختهایم که شکرگزاری، یعنی تشکر کردن، و شکرگزاری باید در سهمرحله صورت گیرد: تشکر به زبان، تشکر با دل یا قلب، و تشکر با قدم یا عمل. خوشبختانه در کنگره هر سه مورد جایگاه خود را پیدا کرده است: هم به صورت زبانی، هم قلبی و هم عملی که به شکل پاکت انجام میگیرد.
جناب آقای مهندس میفرمایند: هدیه باید پول، همراه با دلنوشته باشد.(حالا هر کسی به وسع خودش) ایشان درادامه میفرمایند: «من هرساله برای همهی راهنماها پاکت میدادم و دلیلش این بود که بقیه این کار را یاد بگیرند و حالا وقتی که همه این کار را آموزش گرفتهاند، من دیگر انجام نمیدهم.»
در پایان، این هفته را به تمامی راهنمایان، راهنمایان تازهواردین، راهنمای ولیام و راهنمای جونز، بهویژه راهنمایان شعبه ملاصدرا و همچنین راهنمای محترم خودم، آقا حبیبالله، تبریک و تهنیت عرض میکنم.
نویسنده و تایپ: مسافر مرتضی(لژیون چهارم)
ويرايش متن: مسافر محمود(نگهبان سایت)
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
132