English Version
This Site Is Available In English

راهنما چراغی بود که امید را در دلم زنده کرد.

راهنما چراغی بود که امید را در دلم زنده کرد.

همسفر آرام:
من هم مانند یک فرد معتاد در تاریکی به سر می‌بردم. احساسات بد تمام وجود من را فرا گرفته بود به دنبال راهی می‌گشتم که از سردرگمی و پریشان حالی بیرون بیایم که با کسی به نام راهنما آشنا شدم. راهنما من را در آغوش گرفت و به من گفت: جای خوبی آمدی دستانت را به من بده تا در طول مسیر با تو همراه شوم و چراغ راهت شوم تا به سوی روشنایی حرکت کنی. من قبول کردم و با او همراه شدم در ابتدای مسیر قدم‌های آرامی بر داشتم و گاهی وقت‌ها به زمین می‌خوردم؛ ولی در ادامه راه قدم‌هایم محکم‌تر شد و اعتمادم به راهنما بیشتر شد بله او کسی است که می‌تواند به من کمک کند و مرا از تاریکی خارج کند. او کسی است که دردهایش شبیه من بوده و مرا با تمام وجود درک می‌کند. او به من چیزی را تحمیل نمی‌کند مرا نصیحت نمی‌کند. فقط به من گوش می‌کند و راهنماییم می‌کند.
امروز من سرشار از عشق و محبت شده‌ام
درونم آرام شده و احساسات بد از من دور شده‌اند. کارهایم رنگ خدایی گرفته و احساس رضایتمندی از خودم بیشتر شده است. اگر کمک راهنمایم نبود به این درجه از آگاهی و رضایتمندی نمی‌رسیدم پس بر خود لازم می‌بینم که در هفته راهنما از راهنمایم تشکر کنم. چرا که او انسان وارسته‌ای است که شایسته والاترین ستایش است و تمام هستی به وجود او افتخار می‌کند.

همسفر مریم:
هفته راهنما را به راهنمای عزیزم و
همه ی راهنمایان زحمتکش کنگره‌۶۰ تبریک می‌گویم.
آموخت به من استاد
اعجاز پریدن را
هم شور غزل گفتن
هم خوب شنیدن را
من گمشده‌ای بودم
در پشت هزاران راه
هر لحظه برایم گفت
اسرار رسیدن را
در زیر تگرگ غم
چترش به سرم وا شد
در کوچه تنهایی
یک همهمه برپا شد
یک شعله ایمان را
آرام به دستم داد
آن برف و یخ سرما
تبدیل به گرما شد
او شست نگاهم را
با آب شکیبایی
چشمان به رنگ خون
آبی شد و دریایی
یک جور دگر دیدم
بازیچه دنیا را
انگار سرابی بود
در عین فریبایی
استاد به من آموخت
مرداب نبودن را
از آینه قلبم
زنگار زدودن را
او گفت که روحت را
پرواز بده هرجا
از کل جهان بشنو
اسرار سرودن را

همسفر زهرا:
هفته راهنما مبارک باد. راهنمای عزیزم خانم زهرا از روزی که با چشمان مهربانت آشنا شدم و با صدای دلنوازت که قلبم را نوازش می‌داد آشنا شدم دانستم که تنها نیستم در این جهان پر هیاهو در جهانی که تاریک بود و هیچ کس را مطمئن نمی‌دانستم که غم سنگینی روی شانه‌هایم را با او بازگو کنم. راهنمایم گاهی آموزگارم شدی تا تمام دانسته‌هایت را به من بیاموزی و گاهی همچون مادری مهربان قلب غبار گرفته از غم من را روشن می‌نمودی و گاهی همچون خواهری مهربان تمام درد و دل‌هایم را می‌شنیدی و برایم راه حلی پیدا می‌کردی راهنمای عزیزم دوستت دارم و با تمام وجود سپاس‌گزارت هستم. خدا را شکر می‌کنم که در سر راهم قرار گرفته و چراغ راه زندگی‌ام شدی. امیدوارم بتوانم خدمت‌گزاری خوب شوم تا کمی از بار زحماتت را جبران کنم ممنون از قلب مهربانت ای وجود نازنین راهنمای عزیزم ای کسی که مسیر راه را برای من هموار کردی ای عزیز جان و ای مرشد راهم از اعماق قلبم سپاس‌گزار وجود توام وجود پر مهرت نوری بود در تاریکی‌های شب‌های بی‌پایان، چراغی بودی که امید را در دلم زنده کرد. دستان مهربانت راهنمای دستان لرزانم شد و کلام پر مهرت تسلی بخش روح خسته‌ام شد به من آموختی که چگونه گام بردارم با اعتماد به نفس و چشمان امیدوار. راز زیستن و عشق ورزیدن را از وجود نازنینت آموختم که از هر سنگ افتاده در راه، پله‌ای بسازم برای صعود به من آموختی که در هر اتفاقی درسی نهفته است و هر تجربه گامی است برای تکامل، امروز هر گام استواری که بر می‌دارم حاصل بذری است که تو در جانم کاشتی، خانم زهرا بهترین مربی و راهنما برای من هستید. آرزو می‌کنم سایه‌ات همیشه مستدام و چراغ دلت همیشه روشن بماند و روزگارت همچون لبخندت زیبا و پر بار باشد. بهترین بهترین‌ها بودی، هستی و خواهی بود.

همسفر فاطمه:
عرض ادب خدمت تمام راهنمایان کنگره‌۶۰ که بی دریغ و بدون چشم داشت با حس خوب و قشنگ به رهجوهای کنگره خدمت می‌کنند و طعم حال خوش را به رهجوهایشان بر می‌گردانند. خداوند را شاکرم که من را در راه سبز کنگره قرار داد تا قدردانی را یاد بگیرم تا بتوانم ذره‌ای از زحمات این عزیزان را جبران کنم. همچنین خداقوت فراوان به راهنمای مجازی همه ما آقای مهندس و استاد امین که دانش خود را در اختیار ما گذاشتند و ما توانستیم سفرهای زندگی را به خوبی به پایان رسانیم. به راهنمای خوب خودم خانم زهرا خداقوت می‌گوییم که من همسفر را از دل تاریکی به روشنایی هدایت کردند و این برای من همسفر غیر ممکن بود که در کنگره ممکن شد و می خواهم بهای آن را با خدمت راهنمایی بپردازم. ان‌شاءالله که بتوانم ذره‌ای از زحمات خدمت گذاران را جبران کنم. دست‌هایی که کمک می‌کنند مقدس‌تر از قلب‌هایی هستند که دعا می‌کنند.

رابط خبری: همسفر هدی رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشمر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .