سلام دوستان زری هستم همسفر
هفتهی راهنما را به تمام راهنمایان کنگره و عاشقانی که قدم در راه عشق و محبت گذاشتهاند، تبریک عرض میکنم. این عزیزان با آموزشهای خود حیات و زندگی را در من، همسفر، زنده کردند. آنها شغل انبیا و پیام خداوند را به دوش دارند و با معجزه دانایی و بصیرت، من را هدایت میکنند. این عزیزان با مهربانی و صفا، دلهای ما را تسلی میدهند. جایگاه راهنمایی در کنگره ترکیبی از رهایی، علم و عشق است و قطعا اینها با مثلث عشق، عقل و ایمان که اساس کار کنگره است، ارتباطی تنگاتنگ دارند.
جایگاه راهنمایی در کنگره این است که فرد رها شده از دام اعتیاد، باید در ادامه سفر خود آموزشهای لازم را ببیند و علم و دانش را کسب کند. این عزیزان در واقع جایگاه بسیار بالایی از نظر علم و دانش دارند و این جایگاه، در حقیقت همان عشق و خدمت است. راهنمایی یعنی عاشق بودن به خدمت کردن و کمک کردن به هم نوع خود. این عزیزان با تمام وجودشان تلاش میکنند تا طعم شیرین رهایی و آزادی از اعتیاد را که خود تجربه کردهاند، به دیگران نیز هدیه دهند.
راهنمایان با دید عاشقانه، عاقلانه و مؤمنانه، بدون هیچ چشمداشتی و بدون دریافت مزد، ساعتها، روزها، ماهها و حتی سالها به خدمت ادامه میدهند. این خدمت بیوقفه به من همسفر کمک میکند تا به حال خوش برسم و مسیر رهایی را طی کنم. من همسفر باید قدرشناسی و شکرگزاری را یاد بگیرم. باید به درک و آگاهی برسم که چگونه میتوانم از این عزیزان بهخوبی تشکر کنم. این خود نشانگر رشد و پیشرفت من در سفر رهایی است.
یاد گرفتن قدر چیزی که دارم، یکی از اصول مهم سفر من است. باید بتوانم قدر آنچه را که در زندگیام دارم، بدانم و از آن بهره ببرم. پیش از آنکه روزگار به من یادآوری کند که باید قدر آنچه که داشتم را میدانستم، باید این احساس را در خود پرورش دهم. اگر نتوانم از انسانها تشکر کنم، از پدر و مادر، فرزند، معلم و راهنما، یعنی در واقع مفهوم و معنای تشکر از خداوند را درک نکردهام. زیرا خداوند از طریق انسانهاست که به ما کمک میکند تا به حال خوش و رهایی از بند اعتیاد برسیم.
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر
این هفته زیبا را به اولین راهنمای کنگره 60، آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تبریک عرض میکنم. امیدوارم در مسیر سبز کنگره، ماندگار باشیم و بتوانیم با کاربردی کردن آموزشهای کنگره، قدمی کوچک در پیشبرد اهداف آن برداریم. راهنمایان کنگره انسانهایی هستند که معنی عشق واقعی را درک کردهاند و داوطلب شدهاند تا این عشق را به دیگران هدیه دهند. آنها بدون هیچ چشمداشتی این خدمت رایگان را میپذیرند تا همه ما ببینیم که معنای عشق واقعی، بخشیدن از عصاره وجود است.
یک راهنمای خوب باید در عین حال که به مشکلات و درد و دلهای رهجو گوش میدهد، طوری آموزشها را به او منتقل کند که یاد بگیرد چطور مشکلات زندگیاش را حل کند. در عین حال، باید شرایطی را فراهم کند که رهجو سفر خوبی داشته باشد و به وظایفش عمل کند. مشکلاتی که برای همه وجود دارد، نباید بهانهای برای کوتاهی کردن در انجام وظایف باشد. برای همسفرها این وظیفه دوچندان میشود، زیرا باید فضایی را برای خوب سفر کردن مسافرین نیز فراهم کنند.
راهنما باید هم مهر مادری و هم قهر پدری را همزمان داشته باشد تا فضای لژیون صمیمی و دوستانه باشد. روابط بین رهجوها باید بر پایه عشق و محبت بنا شود، و در عین حال، رهجوها هم باید برای راهنما احترام قائل باشند و به سخنانش عمل کنند تا به ساحل امن رهایی برسند. کاری که راهنماها انجام میدهند با پول قابل جبران نیست، ولی برای تشکر از زحمات آنها یک هفته در کنگره با عنوان «هفته راهنما» داریم. هر کس موظف است از راهنمای خود قدردانی کند که در این کار هم آموزشی نهفته است.
ما وقتی از تلاشهای راهنما نسبت به خود تشکر میکنیم، این کار به هر دوی ما انرژی میدهد و این پیام را به هستی ارسال میکنیم که ما قدر نعمتهایی که از طرف خداوند به ما داده شده را میدانیم. من همینجا از راهنمای عزیزم تشکر میکنم و بهترینها را از درگاه خداوند برایشان خواستارم.
سلام دوستان آرزو هستم همسفر
به نام خدایی که دوست داشتن را آفرید.
راهنمای عزیزم، خانم طیبه عزیز، هفته راهنما را به شما استاد بزرگوار تبریک و تهنیت عرض میکنم.
ورودم به کنگره 60 برایم شبیه قدم گذاشتن در جادهای ناشناخته بود، جادهای که پر از ترس، تردید، خستگی و غم بود. نه چیزی میدیدم، نه چیزی میشنیدم و نه امیدی به زندگی کردن داشتم. در آن زمان احساس میکردم هیچ چیزی در زندگی وجود ندارد که مرا به جلو هدایت کند. اما حضور شما، کلام آرامشبخشتان، تجربههای بینظیرتان و ایمانی که به مسیر داشتید، دستم را گرفت و نشانم داد که میشود دوباره ساخت، دوباره ایستاد، دوباره زندگی کرد و روح تازهای در من دمید. شما تنها یک راهنما نبودید، بلکه تکیهگاهی امن و الگویی از صبر، تعهد و محبت بودید. هر بار که ناامید میشدم، نگاه مطمئن شما به من یادآوری میکرد که خواستن، اگر واقعی باشد، همیشه راهی پیدا میکند.
از شما آموختم درسهایی که نه تنها برای امروز، بلکه برای تمام عمرم خواهد بود. سخنانتان آنچنان دلنشین است که تمام ناخوشیها و ناامیدیهایم را از یاد میبرد و امید به حرکت در جاده پر پیچ و خم زندگی را به یادم میآورد. شما برای من نه تنها راهنما، بلکه یک مشاور حقیقی بودید که توانستید به قلب من برسید و مسیر درست را نشان دهید. راهنمای عزیزم، به حرمت نوری که در مسیر زندگیام روشن کردید و جرأت زندگی کردن را در دلم جان دادید، قدردان تمام مهربانیهای بیادعای شما هستم. از تمام وقتهایی که بیهیاهو کنارم بودید و تنها با یک نگاه و سخن آرامشبخشتان دردم را تسکین دادید، از شما صمیمانه تشکر میکنم.
تنها دارایی من برای شما دعای خیر است. آرزو میکنم همیشه پایدار و موفق باشید تا بمانید، نه فقط برای من، بلکه برای هزاران هزار انسان دیگر مانند من که به شما و آموزههای شما نیاز دارند. شما الهامبخش زندگی دوباره برای بسیاری از ما بودید و هستید. با احترام و از صمیم قلب سپاسگزارم که در این مسیر همراه من بودید و این تجربه شیرین را برایم رقم زدید.
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر طیبه(لژیون سوم)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون دوم) نگهبان سایت
- تعداد بازدید از این مطلب :
54