English Version
This Site Is Available In English

چراغ تاریکی‌های زندگی

چراغ تاریکی‌های زندگی

مشارکت همسفر لیلا

راهنما؛ یعنی چراغ راه در تاریک‌ترین روزهای ما
راهنما؛ یعنی وجودی پر ز عشق بر دل‌‌ غمدیده‌ها
راهنما؛ یعنی تو را هم‌درد است 
راهنما؛ یعنی در مسیر راه، تو را یاور است
راهنما؛ یعنی محبت، عقل، ایمان
راهنما؛ یعنی دوای دردهای بی‌امان
راهنما؛ از تو هیچ نخواهد ای عزیز
گوش به فرمان باشی و آن چه گوید آن کنی
گر به راه راست روی، او را بس است
راهنما گر ببیند، هم‌چون کبوتر اوج گرفتی در آسمان
او را سعادت داده است، در دو عالم پروردگار آسمان

مشارکت همسفر مبینا

می‌نویسم برای راهنمایانی که به ما آموختند تا بیاموزیم که خود را دوست بداریم تا جهان درون و بیرون را پیدا کنیم. راهنمای عزیزم به من آموختى آرام باشم، آنجا كه ديگر راهی نيست، خداوند راه مى‌گشاید. به من آموختی پذیرا باشم، هر آنچه می‌آید و با شمشیر چوبی به جنگ نیروهای اهریمنی نروم. پرسیدم: زخم‌هایم چه می‌شوند؟ به من آموختی آن‌ها محل عبور نور الهی هستند. به من آموختی صبور باشم تا موسم شکفتن برسد و شکست و ناکامی برایم سعادتی الهی است که بپذیرم و شکرگزار باشم. به من آموختی خویشتن را دوست بدارم؛ چرا‌که خویشتن دوستی شرط نجات سیاره زمین است. به من آموختی خشم را با خیرخواهی، بدی را با خوبی، خودخواهی را با نوع‌‌دوستی و دروغ را با راست‌گویی مغلوب کنم.

به‌ من آموختی زندگي تنها زمانی زندگی است كه چراغ عشق در درونم شعله‌ور شود و نار وجودیم را به نور تبدیل کنم. تو به من آموختي آنگاه كه شعله‌های عشق در من، چنان شعله‌ور باشند كه گرداگردم را روشن سازند، به ديگران سرايت خواهد كرد و ديگران مي‌توانند آن را احساس كنند. از راه بخشش به هستي است كه در كار آفرينش مشاركت می‌كنید، نگاه مهربانت ناامیدی‌های درونم را تبدیل به امید می‌کند. شما در آموزش‌هایتان هر لحظه درس درست زندگی کردن، تفکر صحیح، دانایی، مهر و محبت و عشق، صبوری و گذشت و قدم برداشتن در راه ارزش‌ها را به ما آموزش می‌دهید.

مشارکت همسفر خدیجه

راهنما، روشنگرِ تاریکیِ اندیشه‌هاست
چون چراغی استوار، آرام و بی‌ادعاست
در هیاهویِ تردید و غبارِ نا‌‌شکیب
با کلامی مطمئن، می‌بخشد دل را نصیب
راهنما؛ یعنی چراغ تاریکی‌های زندگی و چالش‌هایی که در زندگی‌ام داشته‌ام و نمی‌دانستم چطور آن‌ها را حل کنم؛ قبل از ورود به کنگره فکر می‌کردم دیگر نمی‌شود یک زندگی آرام را تجربه کرد. راهنما با نمایان کردن راه درست، به من آموخت که در این دنیا هیچ کاری نشدنی و محال نیست. راهنما بود که به من آموخت پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است و پایان تاریکی‌های زندگی من همسفر روشنایی است. جشن هفته راهنما که می‌شود تاره به یادم می‌آید؛ اولین روزی را که با دلی غمگین و پایی خسته قدم در لژیون گذاشتم، اما آغوش راهنما گویی تمام آن غم را از من گرفت و با خنده و خوش‌‌آمدگویی باعث شد نوری به قلبم بتابد و بگوید عزیزم این مکان همان‌جایی است که دردهایت درمان می‌شوند.

نویسنده: همسفر لیلا و همسفر مبینا و همسفر خدیجه رهجویان راهنما همسفر ناهید (لژیون نهم)
رابط خبری: همسفر شکوفه رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون نهم)
ارسال: همسفر شیدا رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی رودهن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .