English Version
This Site Is Available In English

کنگره و راهنما به من «علم زندگی کردن» را آموخت.

کنگره و راهنما به من «علم زندگی کردن» را آموخت.

به نام قدرت مطلق الله

جلسه یازدهم از دوره دوازدهم، سری جلسات کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شوشتر، با استادی راهنمای محترم مسافر اکبر، نگهبانی مسافر ابراهیم و دبیری مسافر امین، با دستور جلسه «هفته راهنما»، در روز یکشنبه 1404.11.26 رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان، اکبر هستم یک مسافر، از نگهبان جلسه و گروه مرزبانی سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه بنشینم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه این هفته «هفته راهنما» است. این هفته را به جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان، همچنین به همه راهنمایان کنگره ۶۰، به‌ویژه راهنمایان شعبه خودمان و راهنمای عزیزم آقا علی تبریک عرض می‌کنم. به نظر من، راهنما کسی است که این مسیر را قبلاً طی کرده است؛ یعنی تاریکی‌ها را تجربه کرده، آموزش گرفته و با تلاش خود و راهنمایی استادش به رهایی رسیده است.
زمانی که وارد کنگره شدم، تصور می‌کردم این هم مثل ترک‌های قبلی است؛ اما به‌مرور، راهنمای تازه‌واردان به من آموزش داد که کنگره چه مکانی است و مسیر درمان چگونه طی می‌شود.
سه جلسه اول، مثل هر مصرف‌کننده‌ای، حال و شرایط خاصی داشتم و شاید متوجه همه مطالب نمی‌شدم؛ اما کم‌کم جلو آمدم و با حس خودم راهنمایم را انتخاب کردم، چون در کنگره ۶۰ انتخاب راهنما کاملاً حسی است.
زمانی که برای اولین بار وارد شدم، هیچ آگاهی از درمان و حتی از خود کنگره نداشتم. فقط می‌گفتم می‌خواهم ترک کنم و اصلاً نمی‌دانستم درمان یعنی چه. حتی نمی‌دانستم که باید دارو مصرف کنم. وقتی وارد شدم و آقا علی را دیدم، حس عجیبی داشتم؛ انگار امیدی در دلم زنده شد.
بعدها فهمیدم که مسیر کنگره بر پایه عشق و محبت است. وقتی لژیون تشکیل شد،. ایشان سال‌ها برای آموزش و خدمت به کنگره به شهر اهواز رفت‌وآمد می‌کردند و پس از مدتی با کمک پیشکسوتان، شعبه شوشتر را راه‌اندازی کردند؛ آن هم از پارک و با حداقل امکانات. این کار واقعاً بزرگی بود و من از ایشان و همه پیشکسوتان صمیمانه سپاسگزارم.
وقتی وارد کنگره شدم، فکر می‌کردم فقط مصرفم قطع شود و بروم؛ اما وقتی آموزش‌ها را دیدم، فهمیدم کنگره به من «علم زندگی کردن» را آموخت. فهمیدم عشق و محبت چیست. حتی نسبت به خانواده و فرزندم نگاه متفاوتی پیدا کردم و معنای حضور در زندگی را فهمیدم.
راهنما برای رهایی رهجو سختی‌های زیادی را تحمل می‌کند. بارها دیده‌ام که در سرما و گرما برای خدمت می‌رود، فقط به این امید که رهجویش به رهایی برسد. در واقع، تنها چیزی که یک راهنما را خوشحال می‌کند، رهایی رهجوی اوست؛ نه چیز دیگر.
امیدوارم همه سفر اولی‌ها به درمان برسند. همچنین با توجه به اینکه روز سه‌شنبه جشن هفته راهنما برگزار می‌شود، امیدوارم همه رهجوها بتوانند با دلنوشته‌ای کوتاه و قدردانی ساده از راهنمای خود تشکر کنند.
ممنونم که به صحبت‌هایم گوش دادید.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .