به نام قدرت مطلق الله
1- لطفاً به رسم کنگره 60 خودتان را معرفی کنید.
سلام دوستان مجتبی هستم مسافر. آخرین آنتیایکس مصرفی شیره، قرص متادون، روش درمان DST، داروی درمان شربت OT، مدت سفر ۱۰ ماه و ۲۰ روز، با راهنمایی آقای محمد، رهایی از بند مواد ۶ سال و ۹ ماه، رهایی از بند نیکوتین ۶ سال و ۷ ماه، در ادامه سفر جونز به روش دژاکام انجام دادم به راهنمایی آقای رضا پارسا، مقدار کاهش وزن ۱۶ کیلو، ورزش در کنگره تنیس روی میز.
2- انسان عاشق، راهنما می شود یا جایگاه راهنمایی، انسان را به عشق می رساند؟
به نظر من راهنمایی یک نوع از عشق است که البته پایانی هم ندارد و صد البته که قرار گرفتن در این جایگاه، انسان را در حالت های متفاوت و ارتباط با انسانهای دیگر قرار میدهد که وقتی مشکلات سر راهشان مانع رسیدن به مقصد می شود، راهنما سعی می کند که با تمام وجودش به آنها کمک کند تا به سمت مسیر درست و صراط مستقیم حرکت کنند. کشش و جذبه ای که باعث این امر می شود همان عشق و محبت است.
3- تلاش برای رسیدن به این جایگاه سخت تر بود، یا ممارست و موفقیت در آن؟
البته کاملا مشخص است که برای رسیدن به جایگاه راهنمایی باید تلاش بسیاری نمود اما به نظرم ماندن و استمرار در این راه و ادامه دادن در آن سخت تر است، چون همیشه باید از نقطه نظرات مختلف به روز باشید؛ اعم از علم و دانش کنگره 60، پیروی از اصول و حرمت کنگره که آقای مهندس دژاکام برای همه تشریح کردهاند و حفظ آن شرایط، توان بالایی را میطلبد و بنده بابت سالها حضور راهنمایان و ابراز عشق بیپایانشان از همه آنها تشکر مینمایم.
4- همیشه به رهجوها توصیه میشود برای راهنما شدن تلاش کنند، چرا توصیه رسیدن به هیچ جایگاهی (مرزبانی-اسیستانتی) مانند جایگاه راهنمایی نیست؟
بنده در طول چند سالی که در کنگره 60 حضور داشتم، اکثر جایگاهها خدمت نمودهام، اما شیرینترین لحظات برای من زمانی بود که در لژیون کنار رهجوها مشغول به راهنمایی آنها بودم، هم آموزش دادم و هم آموزش گرفتم، حتی از رهجوهایی که در مسیر نبودند و خیلی سخت قبول میکردند که راه و مسیرشان اشتباه است و در توجیه این عمل بدنبال به چالش کشیدن بودند. به نظرم این تبادل افکار و اندیشه و اطلاعات و دریافت آن از طرف رهجوها بهترین لحظات کاری راهنما می باشد و دارای انرژی بالایی می باشد به همین دلیل است که معمولا به دیگران توصیه می شود که برای رسیدن به جایگاه راهنمایی تمام تلاش خود را به کار گیرند.
5- چگونه شد که برای راهنما شدن اقدام کردید؟
من در خانواده ای بزرگ شدم که معلم بودند و اکثر بستگان نزدیک ما هم این شغل را داشتند و از دوران قبل از نوجوانی علاقه زیادی به معلمی داشتم و متاسفانه با مصرف مواد مخدر، از این مسیر دور شدم؛ اما بهواسطه آشنایی با کنگره ۶۰ توانستم پس از رهایی و مشورت با راهنمای خودم، آن حلقه گمشده در سالهای قبل را در قالب راهنما شدن، جستجو کنم و به آن برسم.
6- برای شما کدام موضوع در بین رهجویانتان اهمیت بیشتری دارد، رهاشدن از بند اعتیاد و درمان آن یا ماندگاری در کنگره و خدمتگزار بودن در سفر دوم؟
صد البته که رها شدن از بند اعتیاد برای من درجه بالاتری قرار دارد، البته رهایی با کیفیت که همراه با رهایی نیکوتین باشد، چون شخصی که نشان ویلیام دارد به راحتی می تواند در اکثر جایگاهها خدمت نموده و خدمتگزار خوبی، هم برای کنگره و هم برای خودش باشد.
7- بعدازاین که رهجویانتان به رهایی میرسند چه حسی دارید؟
این حس قابل توصیف نیست اما همیشه به یاد جمله معروف جناب مهندس میافتم که فرمودند: هر شخص بتواند یک نفس را به رهایی برساند، انگار که تمام افراد روی کره زمین را نجات داده است و همیشه این جمله ایشان در ذهن من وجود داشته و برای رهجوها آرزوی تداوم و استمرار در درمان و سلامتی را از قدرت مطلق خواستارم.
تایپ و ویرایش: مسافر سعید لژیون هفتم
عکس: مسافر هادی لژیون چهارم
مصاحبهگر و ارسال مطلب: دستیار مرزبان خبری، مسافر بهنام لژیون دوم
گروه خدمتگزاران سایت نمایندگی گیلان
- تعداد بازدید از این مطلب :
122