همسفر زری رهجوی راهنما همسفر سارا(لژیون سوم)
خدای مهربان را هزاران بار شاکرم که من را با مکان مقدسی به نام کنگره آشنا کرد و من را لایق قدم گذاشتن به این مکان دانست و همچنین خدا را بسیار تا بسیار سپاسگزارم که من را با راهنمای عزیز و گرانقدرم خانم سارا عزیزم آشنا کرد که از عصاره جانشان به من بخشیدند و این آموزشهای ناب را با عشق و محبت به من آموختند و روح ناآرامم را سیراب و نفسِ سرکشام را به آرامش رساندند. من واقعا نمیتوانم کلمه راهنما را که بسیار مقدس و جایگاه والایی دارد را معنا کنم واژهای که در نوشتار نمیگنجد. روزی که شما را دیدم جسم و جانم پر از غم و اندوه و ناامیدی بود. نه چیزی را میدیدم، نه میشنیدم و نه امیدی به زندگی داشتم. شما همچون خورشید بر من تابیدی و وجود یخ زدهام را جان تازهای بخشیدی تا جاده پر پیچ و خم زندگیم را با عشق و امید طی کنم و من هیچگاه شما را فراموش نخواهم کرد و من هر چهقدر تشکر و قدردانی کنم از شما، کم و ناچیز است و من فقط و فقط میتوانم از خدای بزرگ برايتان بهترینها را ارزو کنم.خیلی خیلی دوستتون دارم و دستتان را میبوسم، هفته باشکوه راهنما را به شما و به همه راهنمایان عزیز کنگره۶۰ صمیمانه تبریک میگویم خدا قوت سلامت و سر بلند باشید.
همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سارا(لژیون سوم)
عارفان علم عاشق میشوند، بهترین مردم معلم میشوند، عشق با دانش متمم میشود، هر که عاشق شد معلم میشود. در ابتدا فرا رسیدن هفته راهنما را به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک و شادباش عرض میکنم. همچنین به راهنمای Dst خانم سارا و راهنمای جونزام خانم اعظم تبریک و خدا قوت میگویم. آخر آذر ماه ۱۴۰۳ بود که به خاطر اضافه وزنی که دارم وارد کنگره شدم، بعد از سه جلسه باید راهنما انتخاب میکردم که با حسی که به خانم سارا داشتم ایشان را انتخاب کردم و در لژیون سوم مشغول سفر شدم من با خوشحالی راهنمایم، خوشحالم و با ناراحتیاش ناراحت، چون راهنما هم به من آن حس را دارد که من دارم. در مواقع سخت و دشوار راهنمایم است که من را از ناراحتی و اضطراب دور میکند. در آخر از راهنماهای عزیزم تشکر میکنم و از خداوند بهترینها را برایشان خواستارم.
همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سارا(لژیون سوم)
از عشق مملو شوید تا بتوانید عشق دهید. زندگیام تاریک بود و امیدی به زندگی و زندهبودن نداشتم. اما وقتی وارد کنگره و لژیون خانم سارا شدم، ایشان با خورشید وجودشان زندگی من را روشن کردند و با عشقی که در وجودم دمیدند و با آرامش آغوششان، خمیر مایه وجودم را بازسازی و جان دوباره بخشيدند. گاهی آموزگار،گاهی خواهر،گاهی رازدار و سنگصبور،گاهی با یک نگاه یا کلمه یا جمله من را رهنمون شدند و دستم را گرفتند. خانم سارا جان از اعماق قلبم برایتان بهترینها را آرزو میکنم و این هفته را به شما و دیگر راهنمایان کنگره۶۰ تبریک عرض میکنم.
همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سارا(لژیون سوم)
این هفته پربرکت را در ابتدا به آقایمهندس و دکترامین و خانواده محترمشان و به تمامی راهنمایان راه حق به خصوص خانم سارا عزیزم تبریک میگویم. راهنما به معنی نشاندهنده راه است. آقای مهندس میفرمایند؛ اگر فردی را احیاء کنی گویی تمام انسانها را احیاء کردی و اگر فردی را نابود کنی گویی تمام انسانها را نابود کردی. عشق به انسانها درس تخصصی راهنمایان است و با حس پاکشان به انسانهای دربند کمک میکنند و همچون مادری دانا و دلسوز با جادوی کلام امید را نوید میدهند. به نظر من خداوند کلامش را از طریق سخنان راهنما به رهجوی خواستار آگاهی میرساند. راهنما چشمان ما را به روی تمام زیباییها گشوده و با تجربه و آگاهی خود روح ما را به پرواز در میآورد تا با دید وسیعتری به زندگی و اتفاقهای پیرامون نگاه کنیم. راهنما همیشه با فانوس در مسیر یکبهیک رهجوهای خود میایستد و امید را ندا میدهد. او براساس عشق و عقل و ایمان راهنمایی میکند، هرگز نمیگذارد ناامیدی در وجود رهجو رخنه کند و همیشه نوری در ما روشن میکند. راهنما همچون آبزلال و روان است که به هر جایی پا بگذارد سرسبزی و آبادانی به ارمغان میآورد، تجربه و آگاهیهای خود را در اختیار ما قرار میدهد. خوب به یاد دارم زمانی که از همهجا و همهکس ناامید شده بودم و خودم را درمانده میدیدم و کسی را کنارم نمیدیدم خانم سارا عزیزم بود که با عشق واقعی کنار من ماند و به من امید داد و گفتند اولین کسی که میتواند به من کمک کند خودم هستم و آدرس خودم را به خودم داد و از من خواست که حواسم به زمان باشد و فرصتها را از دست ندهم زیرا همیشه فرصت برای آموزش نیست، هر لحظه ممکن است از این قطار درحال حرکت در ایستگاهی پیاده شویم، اینها همه به حس و حالمان بستگی دارد و اگر حسی آلوده باشد آموزش متوقف میشود. برای من همینطور بود، دریافتم هر چیز و هر کسی در این دنیا میتواند معلم من باشد و هر کدام پیامی به من میدهند و چیزی به من یاد میدهند. راهنما صبر،عشق،تفکر،شجاعت و.....همه را با هم دارد، تا منِ راه گمکرده را به صراط مستقیم برساند. در آخر یک خدا قوت به تمام راهنمایان تازهواردین میگویم که رهجوی ثابتی در لژیون خود ندارند ولی اولین آغوشی هستند که ما را پذیرا میشوند. دکتر امین میفرمایند؛ عشقی که درون راهنما است توصیف نشدنی است. خدا را شکر میکنم که به من اجازه دادند در این مکان پر از عشق قدم بگذارم و آموزش بگیرم و با تمام وجودم از راهنمای خوبم خانم سارا سپاسگزارم که ساحل را ترک نکردند و ایستاد تا انسانهای در حال غرقشدن را نجات دهد و به ساحل امن برساند، دستشان رو میبوسم، دستانی که کمک میکنند مقدستر از لبهایی هستند که دعا میکنند.
مرزبان خبری: همسفر مینا
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سارا(لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر آزاده(لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رازی
- تعداد بازدید از این مطلب :
130