سلام دوستان امرالله هستم یک مسافر. خداوند را بسیار شاکر و سپاسگزارم، از جناب مهندس اولین راهنمای کنگره ۶۰ تشکر و قدردانی میکنم و همچنین از خانواده محترم ایشان، از راهنمای درمان اعتیادم آقا مهدی و راهنمای درمان سیگارم آقا نادر خیلی خیلی تشکر و قدردانی میکنم قدردان زحماتشان بوده، هستم و خواهم بود.
از راهنمایان همسفرانم خانم فاطمه و آقا مهرزاد و از همسفرانم خیلی خیلی تشکر میکنم که در طول سفر من را درک و تحمل نمودند، هر شخصی با ورود به کنگره یا برای ترک یا درمان اعتیادش به خیلی از جاهای دیگر یا ان جی اوهای دیگر حتما رفتهاند یا مثل خود من که برای درمان یا ترکم به هیچ جایی نرفتم.
اما خیلی از افراد یا به صورت سقوط آزاد یا هر از گاهی چند وقت یک بار موادشان را کنار میگذاشتند اما بیشتر از یک روز دو روز دوام نمیآوردند و باز شروع به مصرف مواد میکردند و همچنین سیگار، فرق نمیکند. ولی با ورودم به کنگره وقتی که لژیون را انتخاب کردم یک پیوند بین من و راهنمایم ایجاد شد.
در شروع اول یک پیمان با راهنمایم بستم و آن به این معنی بود که هرچه راهنما بگوید من چشم بسته قبول کنم و اینجا بود که سفر من شروع شد؛ واقعیتش من هیچ شناختی از اعتیاد چه در صور پنهان و چه در صور آشکارش نداشتم و فقط میدانستم که دارویی را باید سر ساعت و به مقدار لازم مصرف کنم.
اما چیزی که باعث شد من در کنگره بمانم آن علم و دانشی بود که پشت اعتیادنهفته بود و اعتیاد یک بهانهای بود برای اينکه من وارد کنگره شوم همان طور که اول عرایضم گفتم، من با کولهباری پر از ناامیدی، منیت، غرور، حسد، کینه، ترس، اضطراب، خشم، شهوت و خیلی خیلی چیزهای دیگر که هر مسافری با ورودش به کنگره میداند چه چیزهایی دارد با خودش حمل میکند، وارد شدم.
اگر ما بخواهیم یک پیوند به یک درخت بزنیم و بخواهیم یک پیوند از درخت جدا کنیم این پیوندها قطعا درد دارد و واقعا سخت است ولی وقتی که آشنا شدم که یک فرد مصرف کننده در چه دنیایی از اعتیاد دارد زندگی میکند و چه چیزهای با خودش حمل می کند و با آموزشهایی که از کنگره گرفتم یواش یواش پیوندهای نامیمون را شناختم و شروع کردم به درمان آن و آرام آرام این پیوندها از من جدا شدند و پیوندهای میمون جایگزین آن شدند پس من نباید فراموش کنم که چه کسی این پیوندها را از من جدا نمود.
واقعا که نقش راهنمایان در کنگره ۶۰ خیلی خیلی مهم هستند که بدون هیچ گونه چشم داشتی و بدون هیچ گونه توقعی فرد را قبول میکنند و تمام تجربهای که خودشان دارند را در اختیار یک رهجو قرار میدهند.
برای گذر یا برای عبور از گذرگاه سخت اعتیاد، سیگار و چاقی نیاز به فردی است که واقعا از این گذرگاه عبور کرده باشد و خیلی از افراد هم از این گذرگاه عبور داده باشد.
چرا که به پستی بلندی پیچ و خم، گرما و سرما و تمام موانعی که در سر راهش بوده را خوب میشناسد و در کنگره جنگ، جنگ علم و آگاهی است و این علم و آگاهی راهنما و خواست قلبی من بود که توانست من را از آن گذرگاه سخت عبور دهد.
واقعا وقتی که بالای آن گذرگاه قرار گرفتم دیدم که چقدر دنیای عجیبی است و چه چیزهایی بوده که من اجازه فهمیدن، دیدن، شنیدن و حتی خوردن آنها را نداشتم و آنجا بود که فهمیدم راهنما من را مورد شفاعت خود قرار داده است چون که من با راهنما شفیع شده بودم.
با چراغی که راهنما به دست گرفته بود توانست من را از اعماق تاریکیها و از آن جهنم بیرون آورد چون واقعا کابوسها پیش پردهای از جهنم هستند که راهنما توانست آن کابوسها را از من بگیرد و من هم تصمیم گرفتم که آن چراغ را از راهنما بگیرم و بتوانم جلو راه دیگران را روشن کنم و به سایر انسانها کمک کنم.
آرامش امروز، حال خوش، سلامت جسم و روح و آسایش خود را مدیون راهنمای خودم آقا مهدی هستم و در پایان از خداوند میخواهم با سعی و تلاشی که میکنم من را برای نجات انسانها انتخاب کند.
هفته راهنما را به همه راهنمایان در کلیه شعب کنگره ۶۰ علی الخصوص در شعبه خلیجفارس بوشهر و شعبه لامرد و شعبه گناوه تبریک میگویم و آرزوی بهترینها را برای تک تک این عزیزان، خواهانم و انشاالله که سال پیش رو برایشان سالی پر از موفقیت، آرامش و خیر و برکت باشد.
نویسنده: مسافر امرالله (راهنمای تازهواردین)
ارسال: مسافر احسان (لژیون سوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
28