جلسه دوم از دوره شانزدهم سری کارگاههای آموزش خصوصی ویژه همسفران آقا کنگره۶۰ شعبه شیخبهایی، با استادی همسفر صالح، نگهبانی همسفر حسین و دبیری همسفر امیر با دستور جلسه "هفته راهنمایان" شنبه ۱۴۰۴/۱۱/۲۵ ساعت ۱۵ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، صالح هستم یک همسفر.
امروز دقیقاً پنجمین سال تأسیس شعبه همسفران آقاست که با هفته راهنما مصادف شده؛ این تقارن مبارک را به همه عزیزان تبریک عرض میکنم.
این هفته، هفته راهنماست. در کنگره، سنگبنای همه چیز راهنماست؛ بارِ اصلی حرکت بر دوش اوست. همه ما سیدی گوش میدهیم و مینویسیم، اما آنکه مستقیم با رهجو در ارتباط و درگیر است، راهنماست. قطعاً خودتان هم این موضوع را لمس کردهاید؛ روزهایی که حال راهنما خوب است، حالِ لژیون هم خوب است، و وای به روزی که حالش خوش نباشد؛ اگر او بدحال باشد، سایهاش بر تمام لژیون میافتد.
راهنمایی مهارت بزرگی میطلبد؛ اینکه راهنما بتواند بهترینِ خود را وارد کنگره کند. او آموزش را دریافت میکند و به رهجو منتقل میسازد. راهنما از خودش چیزی ندارد؛ هنر او در این است که آموزشها را از منبع میگیرد، آنقدر آن را میپروراند و «میپزد» تا آماده انتقال شود.
الان که صحبت میکنم، یاد لژیون سابق خودم میافتم؛ جایی که یک نوجوان ۱۶ ساله در کنار مردی ۶۰ ساله مینشست. باید سخن بهگونهای گفته میشد که هر دو بهره ببرند. این مسئولیت، واقعاً سنگین است.
راهنما انرژی را از درون خود منتقل میکند. من روزهای اولم را خوب به یاد دارم؛ روزهایی که فقط برای دیدن راهنمایم به کنگره میآمدم و دلیل دیگری نداشتم. بعد از چند ماه، یکبار میان دوستانم صحبت میکردم و ناگهان متوجه شدم لحن صدایم شبیه راهنمایم شده است؛ نوع بیانم رنگ و بوی او را گرفته بود. اینچنین است میزان تأثیر راهنما بر رهجو.
در کنگره ۶۰ هفتههای زیادی را جشن میگیریم و قدردانی میکنیم، اما به جرئت میتوان گفت مهمترین آنها هفته راهنماست. من امسال که دیگر لژیون ندارم، راحتتر میتوانم درباره قدردانی از راهنما صحبت کنم.
دوستان، هیچ راهنمایی برای گرفتن کادو راهنما نشده است. اگر کسی با چنین نیتی قدم در این مسیر بگذارد، جای تأمل دارد؛ چرا که هیچ دلیلی ندارد انسانی یک سال، هر هفته، ساعتها درگیر باشد؛در خانه، در زمان استراحت، در ورزش، در جلسات و با مسائل شخصی رهجوهایش زندگی کند، با آنها به جاهای مختلف برود و در غم و شادیشان شریک شود.
نکته جالب اینجاست که معمولاً هیچ رهجویی نزد راهنمایش نمیرود بگوید: «این هفته حالم خوب بود و خوش گذشت.» اغلب زمانی به سراغ راهنما میرویم که حالمان خوب نیست.
درست است که راهنما برای کادو گرفتن نیامده، اما منِ رهجو وظیفه دارم هر جا که راهنمایم باشد، بروم و او را ببینم؛ به او بگویم: «تلاشهایت را دیدم و قدردانم.»
مطمئنم بچههای کنگره آنقدر آموزش دیدهاند و آنقدر آموختهاند که این قدردانی را از دل انجام دهند.
عکس و ویرایش: هسفر محمد حسن(لژیون نهم)
تنظیم و ارسال: همسفر هادی (لژیون دوم)
- تعداد بازدید از این مطلب :
180