این هفته را در رأس به استاد و راهنمای بزرگ کنگره۶۰ آقای مهندس و سپس به همه راهنمایان عزیز و به خصوص راهنمای دوست داشتنی و مهربان خودم خانم زینب تبریک و تهنیت عرض میکنم.
توصیفی که میتوانم برای راهنما داشته باشم این است که راهنما کسی است که راه را برای من نمایان کرد، راهی که سالها در پیچوخم زندگی گم کرده بودم و بارها به بنبست رسیده بودم. خدا را شکر که با کنگره آشنا شدم و مهر راهنمایم به دلم افتاد، وقتی او را دیدم انگار خداوند دری را برایم گشود و کسی را سر راهم قرار داد که بتوانم بدون هیچ دلهره و هراسی نگرانیهایم را به او بگویم و او بدون هیچ قضاوتی حرفهایم را بشنود و مرا با سخنان دلنشینش آرام کند.
چقدر جای شکرگزاری دارد کسی را داشته باشی که بتوانی بدون هیچ دلواپسی درددل کنی و او بشنود، توجه کند و در آخر مرهم زخمها، آلام و دردهایت بشود. در دنیای امروزی که همه به دنبال کار و زندگی خودشان هستند کمتر کسی پیدا میشود که این چنین دلسوزانه بنشیند، به تو دل بدهد، با تمام وجود حرفهایت را بشنود و از عصاره جانش تو را سیراب کند و اینها کسانی نیستند جز راهنمایان کنگره۶۰.
من میتوانم راهنمایم را اینطور توصیف کنم: مرا که در قعر نادانی، تاریکی، ناامیدی، خشم و دلمردگی بودم آرام آرام آموزش داد که باید با تمام مشکلات مبارزه کنم، به تمام ترسهایم غلبه کنم، با توکل به خدا، تلاش و کوشش، تفکر، آموزشهایی که میگیرم و با تجربههایی که کسب میکنم بتوانم به دانایی برسم. به من آموخت که اعتمادبهنفس داشته باشم تا بتوانم بر همه مشکلات غلبه کنم، با تمرین و تکرار هنر زندگی کردن را بیاموزم و در نهایت به من زندگی، امید و دلگرمی بخشید.
آموختم بزرگترین عمل، نیکی کردن و بخشش به دیگران است. آموختم زندگی کنم و بگذارم دیگران هم زندگی کنند. آموختم خودم را دوست داشته باشم و از هستی و هر آنچه هست لذت ببرم، دیگران را دوست داشته باشم و شاکر خداوند باشم. از گذشتهام درس بگیرم، برای آیندهام برنامهریزی کنم و از زمان حال لذت ببرم و اینها جای بسی شکر و قدردانی دارد که نمیتوانم با هیچ زبانی شاکر و قدردان راهنمایم باشم.
من ایمان و اعتقاد پیدا کردهام هر دانه و بذری که با عشق و بیمنت بکاری خداوند هزاران برابرش را جبران خواهد کرد و هر چقدر وقت و زمانی که برای تکتک ما شاگردانشان میگذارند و با عشق و مهربانی به ما میآموزند که به انسانیت فکر کنیم و گفتار و کردارمان نیک باشد، قطعاً خیر این خدمتها در زندگیشان جاری خواهد شد.
از قدرت مطلق میخواهم همواره و در همه جا دستگیر و همراه راهنمایان گرانقدر باشد و این خوبان در آرامش، آسایش، صلح و عاقبت به خیری روزگار را سپری کنند و بهترینها را برایشان آرزو میکنم.
نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
رابط خبری: همسفر مریم الف. رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
عکاس: همسفر رها رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
ارسال: راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم)
همسفران نمایندگی لویی پاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
82