همسفر زینب در دلنوشته خود بیان کرد:
در مسیر تاریک و سردی که نامش اعتیاد بود، دستی از سوی نور به سویم دراز شد، دستی که نه از قضاوت بود و نه از منت، تنها از جنس عشق و انسانیت. راهنمایم آمد، آرام و محکم، بیهیاهو، ولی با نوری که تاریکی را شکست. او یادم داد که هر سقوط، مقدمه برخاستن است؛ هر زخم، نشانه تولد دوباره. با نگاهش، با گفتارش، با گامهای استوارش فهمیدم که رهایی فقط ترک ماده نیست، بلکه تولد در جهان تازهای است؛ جهانی با امید، با محبت، با ایمان به خود.
هفته راهنما، فرصتی است برای قدردانی از کسانی که بیهیچ چشمداشتی، راه را روشن کردهاند. کسانی که از دل رنجها عبور کردهاند تا امروز مرهم دلهای زخمخورده باشند.راهنمای عزیزم، تو فقط معلم نیستی؛ پیامآوری از جنس عشق و آرامشی، که بودنت زندگیمان را معنا میبخشد.
درود به تو و تمام راهنمایان کنگره۶۰ که مانند چراغهایی در تاریکی روزهایی که امید، چون شمعی کمنور در باد نفس میکشید، ناگاه نوری از دل آسمان مهربانی بر من تابید… با صدایی آرام و قلبی از جنس ایمان آمدی؛ تا بگویی که رهایی، رویا نیست، واقعیتی است؛ که باز به زندگی معنا میبخشد. با نگاهت، زنجیرهای ترس را از دست و دل من گسستی.مرا آموختی که آرامش واژهای ساده نیست؛ بلکه باغی است که باید با عشق و استقامت آبیاری کرد.
راهنمای عزیزم، تو چراغ راهی در کوهستانی تاریک بودی، مامنی در میان اضطرابهای بیانتها، همچون قاصدکی که پیام رهایی را در وزش بادها میپراکند. تو به من یاد دادی چگونه ببخشم، چگونه بمانم، چگونه دوباره زنده شوم. هر کلامت، چون نسیم صبح، خاک دل را تازه میکرد و امروز که نام تو بر لبم جاری است، احساس میکنم تمام هستی به احترام فروغ درونت سکوت کرده است. در این هفته مقدس، برای تو که نوری شدی؛ تا ما راه را ببینیم، برای تو که بیهیچ ادعا، از عشق، ایمان ساختی و از رنج، رهایی، دلهایمان سرشار از سپاس است.
<< هفته راهنما بر تمامی عزیزان مبارک>>
تایپ : همسفر زینب رهجوی همسفر راهنما ناهید (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر زینب رهجوی همسفر راهنما ناهید (لژیون دوم)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول)
همسفران نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
202