بعد از مدتها میخواهم قلم بهدستم بگیرم و از زیباترین حسم که با تمام وجودم درک میکنم بنویسم.
قبل از هرچیز میدانم لحظات را برای شکرگزاری کم میآورم. یکی از هزاران لطف خداوند به من و مسافرم، قرار دادن کنگره در مسیر زندگیمان بود و من هرچیزی را در کنگره دیدم به زیبایی است و بس! خدایا شکرت...
روزیکه من به کنگره آمدم، از ورود مسافرم به کنگره ۴ماه میگذشت. هرروز که میگذشت به جز درمان اعتیاد، اخلاق، حس و حال خوبش را میدیدم. یکروز مسافرم از من خواست تا به کنگره بیایم و بهعنوان همسفر کنارش باشم. با این فکر که ببینم کنگره چهجور جایی است آمدم و روی یکی از صندلی ها نشستم. با ناامیدی و بدون علاقه و اشتیاق، سعی کردم همراه شوم. اول حسی نداشتم تا اینکه مرزبان خانم گلزار، به من اشاره کردند از بنری که روی دیوار نصب شده بود آوا را بخوانم و آهسته نجوا کردم و با تمام وجود همراه شدم؛ (میدمد خورشید از عزم ایمان تو، یاد حق در راهت شد نگهبان تو)
همینطورکه ادامه پیدا میکرد یکی از درونم میگفت، تو دوباره میتوانی زندگی را از نو آغاز کنی. خدا با توست و اینگونه آغاز آمدن من شد.
سه جلسه با راهنما تازهواردین، خانم عاطفه مشاوره شدم با خوشرویی و مهربانی از قوانین کنگره و مشکلات مسافر و اینکه خودم هم: باید آموزش ببینم توضیح دادند، اینجا همه همدرد هستند و آموزش دیدند و به ما آموزش میدهند و بعد من؛ باید راهنما انتخاب میکردم. خانم عاطفه من را به لژیون دوم راهنما خانم سهیلا معرفی کرد. حس کردم یک خانواده دیگر دارم. بدون اینکه قضاوت کنند و یا مرا سرزنش کنند و آموزشهایی که داده میشود، فقط برای درمان اعتیاد نیست، مشکلات دیگری هم در زندگی است.
ضدارزشهایی که در خودم است را یافتم و به طرف ارزشها حرکت کردم و از راهنمای خوبم یاد گرفتم از هیچ کسی جز خودم توقعی نداشته باشم و هرروز بیشتر تلاش کنم تا بیشتر یاد بگیرم و تمرکز داشته باشم. برای داشتههایم شکرگزاری میکنم. درست است که زمان کمی است که وارد کنگره شدم؛ ولی به اندازهی کل عمرم در این چند ماه آموزش دیدم و حال خوب امروزم را مدیون کنگره ۶۰ و آقای مهندس دژاکام و راهنمای خوبم هستم که راه را برایمان نمایان کردند و این چیزی نیست جز عشق به خلق خدا بدون هیچ چشمداشتی و به من آموزش دادند چگونه عشق بلاعوض داشته باشم. انشاالله بتوانم با خدمتگزار بودنم و گوش به فرمان بودن ذرهای از محبتشان را جبران کنم.
هفتهراهنما را به بنیانگزار کنگره۶۰ مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و تمامی راهنمایان و ایجنت و مرزبانها و بهخصوص راهنمای خودم خانم سهیلای عزیز تبریک عرض می کنم.
نویسنده: همسفرطیبه لژیون دوم
منبع: دلنوشته در مورد هفته راهنما
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی فیروزآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
97