English Version
This Site Is Available In English

معماری با خشت عشق و ملات صبر

معماری با خشت عشق و ملات صبر

همسفر زهرا.ا
هفته راهنما که می‌شود واژه‌ها بیش از همیشه برای توصیف شکوه این جایگاه، احساس کوچکی می‌کنند. در کنگره۶۰، راهنما تنها یک مدرس یا درمانگر نیست؛ او معماری است که با خشت عشق و ملات صبر، بنای ویران‌شده‌ انسانیت را از نو می‌سازد.
زمانی‌که با کوله‌باری از ناامیدی، ترس و منیت وارد لژیون شدم، فکر می‌کردم مسیر رهایی، جاده‌ای است که تنها باید از آن عبور کرد؛ اما راهنمای عزیزم به من آموخت که رهایی، نه یک مقصد؛ بلکه بیدارشدن ذره‌ذره‌ آگاهی در بطن تاریکی است. راهنمای عزیزم، شما به من یاد دادید که رنج‌ها، نه تازیانه‌ تقدیر؛ بلکه ابزاری برای صیقل خوردن روح هستند.
خوب به یاد دارم روزهایی را که من در سرمای استخوان‌سوز جهل خویش لرزان بودم و شما با شال مقدستان، گرمای امید را به لحظه‌هایم بخشیدید. لبخندهای شما در اوج بی‌تابی‌های من، همان «سهل» در میانه‌ «صعب» بود. شما مصداق عینی وادی چهاردهم هستید؛ عشقی که می‌بخشد بدون آن‌که چشم‌داشتی به بازگشت داشته باشد.
عجیب است! شما راهی را که خود با دشواری پیموده‌اید، امروز با صبوری تمام کنار ما دوباره قدم می‌زنید. این ایثار، فراتر از توان یک انسان عادی است؛ این پیوند محبتی است که بین خالق و مخلوق برقرار شده و شما واسطه‌ این فیض الهی گشته‌اید.
هفته راهنما مبارک عزیزانی باشد که در کتاب زندگی‌شان، فصلی به‌نام «خودخواهی» وجود ندارد.
سپاسگزارم که به من آموختید چگونه از زمین برخیزم! چگونه ببخشم و چگونه با نور آموزش، از میان طوفان‌های سهمگین، کشتی زندگی‌ام را به ساحل آرامش برسانم!
شال پرشکوهتان مستدام و چراغ وجودتان همواره پرفروغ باد.

همسفر مرضیه
فرشته‌ها مخلوقات خداوند هستند که از جنس نورند. درست است که می‌گویند: فرشته‌ها در آسمان‌ها هستند؛ ولی من می‌گویم فرشته‌ها روی زمین هم وجود دارند. راهنماها در کنگره۶۰، فرشته‌های زمینی هستند که خداوند آن‌ها را برای راهنمایی و هدایت ما قرار داده است.
این هفته را به تمام راهنماها تبریک می‌گویم؛ مخصوصاً راهنمای عزیز خودم، همسفر مهدیه مهربان و دوست‌داشتنی که شما یکی از فرشته‌های زمینی هستید که خداوند سر راه من قرار داده است.
در این مدت از شما چیزهای زیادی یاد گرفتم؛ برای بهترشدن زندگی‌ام آموختم که صبر داشته باشم در اوج بی‌صبری، محبت کنم بی‌دریغ، ببخشم بی‌منت، امید داشته باشم در هرزمان و با توکل به خدا راهم را در مسیر درست، با تفکر و تلاش ادامه بدهم و همه این‌ها با داشتن ایمان میسر می‌شود. من با دیدن شما و از آموزش‌های نابتان بسیار انرژی و آرامش می‌گیرم و از این‌که خالصانه و با عشق به من آموزش می‌دهید. از شما بسیار سپاسگزارم.

همسفر افسانه
خداوند بزرگ را هزاران‌بار شاکرم که مرا در مسیر نورانی کنگره قرار داد و توفیق همراهی با فرشتگانی را نصیبم کرد که معنای حقیقی انسانیت را نه فقط در کلام؛ بلکه در عمل به من نشان دادند و زندگی‌کردن و انسان‌بودن را به من آموختند.
راهنما همان انسانی است که آقای مهندس در سی‌دی ایمان معرفی می‌کنند؛ انسانی که برای گره‌گشایی از مشکلات دیگران از وقت، آسایش و آرامش خود می‌گذرد و از عصاره جانش، بلاعوض می‌بخشد تا به دیگر انسان‌ها خدمت کند و مرهمی بر دردهای دیگران باشد؛ همچون خورشیدی که نورش به همه می‌تابد و به فکر باز پس‌گرفتن نیست.
بارها پیش آمده بود که شرایط زندگی‌ام برای آمدن به کنگره مهیا نبود؛ اما هرگز نتوانستم خودم را قانع کنم که حضور نداشته باشم، وقتی می‌دیدم راهنمایم از خواسته‌ها و تعلقات شخصی خود می‌گذرد و سختی‌ها را عاشقانه به جان می‌خرد تا در لژیون حضور یابد و به من آموزش دهد، با خود می‌گفتم: چگونه می‌توانم کوچکترین مسئله‌ای را بهانه کنم و از چنین نعمت بزرگ محروم بمانم؟
این هفته باشکوه را به همه راهنماهای کنگره۶۰، به‌ویژه راهنماهای عزیزم، همسفر فهیمه و همسفر مهدیه تبریک عرض می‌کنم. سه سال بودن در کنار راهنمای مهربان و لبریز از عشق و محبت، همسفر فهیمه برایم سرشار از برکت و رشد بود. کنگره و آقای مهندس را از دریچه نگاه و آموزش‌های خالصانه ایشان شناختم. ایشان همواره با عشقی بی‌پایان در لژیون حاضر می‌شدند و با کلام گرم و امیدبخش خود، چراغ راه روزهای سخت من بودند تا بتوانم از فرازونشیب‌های زندگی عبور کنم.
اکنون که سعادت حضور در کنار راهنمای عزیزم، همسفر مهدیه را دارم خداوند را بسیار شاکرم که همواره بهترین‌ها را برایم مقدر می‌فرماید. از ایشان آموختم که در مسیر زندگی درست حرکت کنم و اگر ایمان دارم، باید نگرانی‌هایم را به خداوند بسپارم؛ چراکه او در زمان مناسب راه را می‌گشاید.
امیدوارم قدردان این نعمت‌های بزرگ باشم، فرصت‌ها را از دست ندهم و بتوانم خدمتگزاری صادق و لایق برای کنگره باشم؛ شاید ذره‌ای از محبت‌ها و زحمات بی‌دریغ این عزیزان را جبران کنم.

همسفر عاطفه
راهنمای عزیزم شما بدون هیچ چشم‌داشتی با من پیمان بستی که در تمام لحظات سخت و دشوار زندگی مانند کوه کنارم بایستی تا یاد بگیرم اندیشیدن‌، امید‌، صبر و درست زندگی‌کردن‌ را و همه این‌ها‌ را مدیون شما عزیزان هستم که با مهر و محبت به من یاد دادید.
راهنمای عزیزم تو بهترین آموزگار برایم بودی که با عشق الفبای زندگی را به من سرمشق دادی و با صدای مهربان و حرف‌های قشنگت به من عشق، گذشت، مهربانی، بخشش و چگونه زندگی‌کردن را آموزش دادی. کلامت چنان دلنشین بود که تمام ناخوشی‌ها از یادم رفت.
شما برای من مثل یک خواهر مهربان و رازدار هستید.
هفته راهنما را به همه راهنماها؛ مخصوصاً راهنمای عزیزم همسفر مهدیه و همسفر فهیمه تبریک عرض می‌کنم و بهترین‌ها را برای قلب مهربان‌تان آرزو دارم.

ویرایش و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .