یازدهمین جلسه از دوره نودم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی شادآباد، با استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانیِ مسافر رسول و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه «هفته راهنمایان (DST، تازه واردین، ویلیام، جونز، موسیقی، ورزش)» در روز شنبه 25 بهمنماه ۱۴۰۴ ساعت 15:۳۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، علی هستم یک مسافر.
ابتدا هفته راهنما را به نخستین راهنمای کنگره ۶۰، آقای مهندس دژاکام، تبریک عرض میکنم. به نخستین راهنمای همسفران، سرکار خانم آنی و به تمام اعضای کنگره ۶۰ و همه راهنمایان DST، راهنمایان درمان سیگار، راهنمایان جونز و راهنمایان موسیقی نیز تبریک میگویم.
ما در کنگره ۶۰ بر اساس اصلِ «کمک فرد رهاشده از دام اعتیاد به فرد در حال مصرف» فعالیت میکنیم. در جامعه ما افراد به اشکال مختلف در این حوزه فعالیت دارند: دستهای پزشکان و روانپزشکان و دستهای دیگر کسانی که خود مصرفکننده بودهاند، درمان شدهاند و تجربههای ارزشمندی دارند.
اما این پرسش مطرح میشود: آیا کسی که مصرفکننده بوده، میتواند به دیگران در درمان کمک کند؟ در کنگره ۶۰ برای راهنما شدن، یک پروسه مشخص باید طی شود. تازهوارد ابتدا راهنمایی انتخاب میکند و سفر اول را میگذراند تا به رهایی برسد. سپس وارد سفر دوم میشود، آموزشهای لازم برای تعادل را میبیند و تجربه کسب میکند. پس از آن باید در آزمون راهنمایی شرکت کند و از ۱۰۰ نمره، حداقل ۹۰ را به دست آورد. او باید تمام آموزشها، نوشتارها و پروتکل را کاملاً بشناسد و پس از قبولی در آزمون، اجازه درمان مییابد.
از آنجا که پای درمان یک انسان در میان است، راهنما باید آموزشهای لازم را دیده و به علم آن آگاه باشد. آقای مهندس میفرمایند: «یک راهنمای کنگره ۶۰ بهاندازه یک پزشک در این زمینه دانش دارد»، زیرا تجربه عملی این مسیر را نیز در اختیار دارد و تمام مشکلاتی را که یک مصرفکننده دارد، خود از سر گذرانده است.
کسی که میخواهد راهنما باشد، باید عاشق باشد، یعنی از خود گذشته باشد. راهنمایان کنگره ۶۰ واقعاً از مسافرت، تفریح، وقت و زندگی خود میگذرند تا به انسانهای نیازمند کمک کنند. آنها در کنگره به خدمت مشغول میشوند و به کسانی که از جنس خودشان هستند، یاری میرسانند تا به درمان برسند. این فرآیند، همان راهنمایی است.
راهنما مانند یک باغبان است. همانطور که استاد امین اشاره میکنند، باغبان کسی است که میوههای تلخ را به شیرین تبدیل میکند. رهجویی که روز اول با حال خراب وارد میشود، توسط راهنما به یک خدمتگزار در کنگره تبدیل میگردد.
همه ما در دوران اعتیاد، در تاریکی گم شده بودیم و به هر چیزی چنگ میزدیم تا خود را بیابیم، اما موفق نمیشدیم. کسی که باعث شد من خودم را پیدا کنم، راهنمای من بود. او با عشق و محبت و پیوندی که بین ما ایجاد کرد، باعث شد از تاریکی خارج شوم و خود را بازیابم.
اگر مادری بتواند فرزند معتاد خود را درمان کند، واقعاً کار بزرگی کرده است اما به نظر من چنین چیزی ممکن نیست. تنها جایی که یک مصرفکننده میتواند درمان شود، کنگره ۶۰ است. کنگره با راهنمایانی که پرورش داده کمک میکند تا افراد مصرفکننده به رهایی برسند. نیرویی پشت این قضیه است که باعث حرفشنوی رهجو از راهنما میشود، در حالی که همان فرد از مادر خود حرفشنوی ندارد.
امیدوارم هیچیک از ما هنگام تحویل لژیون ناراحت نشویم. آقای مهندس میفرمایند برخی راهنمایان در این موقعیت ناراحت میشوند. به نظرم دلیلش این است که سالها در خوشی و سختی کنار رهجویان بودهاند، با آنها زندگی کردهاند، آموزش داده و آموزش گرفتهاند و حال خوب کسب کردهاند. هنگام تحویل لژیون، فکر میکنند از این خدمت محروم میشوند.
امیدوارم در هر جایگاهی که هستیم، چه رهجو و چه راهنما، قدردان کنگره و آقای مهندس باشیم که این بستر را فراهم کردند تا به حال خوش برسیم. جا دارد از آقای صادقی، راهنمای خوبم، تشکر کنم که اگر نبودند، من اینجا نبودم و چنین حال خوشی را تجربه نمیکردم. همه ما وظیفه داریم از راهنمای خود هم به زبان و هم به صورت پاکتی، آنگونه که شایسته است، قدردانی کنیم. من نباید گذشته را فراموش کنم؛ این را به یاد داشته باشم که در چه جایگاهی بودم و چه کسی مرا به اینجا رساند.
به خاطر دارم آقای صادقی هنگام رهایی به من گفت: «تا زمانی که راهنما نشوی، افرادی که بیرون از کنگره در حال مصرف هستند و قرار است با راهنمایی تو رها شوند، به مصرف ادامه میدهند مگر اینکه تو راهنما شوی. آنگاه آنان یکییکی خواهند آمد و بهواسطه تو به رهایی میرسند.» این موضوع برای تکتک شما نیز صادق است. زمانی که راهنما شوید و لژیون تحویل بگیرید، آن افراد برای رهایی به کنگره مراجعه کرده و وارد لژیون شما خواهند شد.
از اینکه به صحبتهایم توجه کردید، سپاسگزارم.

تایپ، ویراستاری و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
179