جلسه دوم از دوره چهل و ششم کارگاههای آموزشی عمومی کنگرۀ ۶۰ نمایندگی ارتش، با استادی راهنمای محترم مسافر محسن، نگهبانی مسافر محمدعلی و دبیری مسافر اسماعیل، با دستور جلسه " هفته راهنما " در روز شنبه 25 بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شکر می کنم که امروز در این جایگاه هستم تا بتوانم خدمت کنم و از شما عزیزان آموزش بگیرم.
هفته راهنما را به تمامی راهنمایان گرامی تبریک می گویم. به فرمایش جناب مهندس هدف کنگره 60 در قدم اول مطلقا درمان اعتیاد نبوده بلکه پرورش و تربیت استاد بوده است و آن دکترین بنیادین کنگره 60 به دنبال ساختن نفس و بالا بردن سطح دانایی و آگاهی افراد بوده است.
یکی از دلایلی که بنده بعد از سال ها تحصیل و تدریس در مکان های مختلف به کنگره گرایش پیدا کرده ام، موضوع تربیت نفس در کنگره 60 می باشد و یکی از بزرگترین سوال های بنده این بود که ما انسان ها چه زمانی به آرامش می رسیم؟ کنگره60 این جواب را به من داد: "زمانی که تغییر را از خودت شروع کنی".
بنده همیشه به رهجویانم تاکید می کنم که در ساختار کنگره تفکر نمایند به این دلیل که، این علم هر چه بروزتر می شود، ریشه های ساختاری ما را تحکیم می بخشد و تایید می کند که انسان موجودی می باشد که تکاملش در جمع اتفاق می افتد به این دلیل، زمانی ما از بیشترین توانایی و قدرت انجام عمل برخوردار هستیم که پیوسته در تعامل با دیگران و آموزش باشیم.
بنده فکر می کنم با آمدن حکیم الهی بنام مهندس دژاکام دگرگونی دیگری برای تاریخ بشریت رقم خورد چون وقتی به داستان اعتیاد نگاه می کنیم می بینیم چندین هزار سال بشریت درگیر بیماری اعتیاد بوده است و ما چه اندازه خوشوقت بوده ایم که درمان این بیماری در زمان حیات ما به واسطه این بزرگ مرد پیدا شد آن هم با هدف احیای انسانی و تربیت انسان ها.
اعتقاد قلبی جناب مهندس این است که جایگاه راهنمایی بسیار جایگاه رفیعی می باشد و در هفته راهنما به راهنمایان محترم چنین خطاب کرده اند که من جان انسان ها را به دستان شما سپرده ام، باید بدانید که جان رهجویان به عنوان امانت تا چه اندازه بزرگ و ارزشمند می باشد، آن موقع می توانید متوجه مسئولیت خطیر راهنمایی بشوید.
در جهان هستی هر چیزی صورت آشکار و پنهانی دارد؛ هر کسی می خواهد در کنگره به درجه راهنمایی برسد، صورت آشکارش به این شکل می باشد که بایستی سفر اول خود را به پایان برساند و به شکل درستی به درمان برسد و پس از آن آموزش های خاصی ببیند و مطالعه زیادی داشته باشد و بعد از انجام آزمون و قبولی در آن می بایست مورد تایید افراد خاصی از قبیل ایجنت، مرزبانان و راهنمای خودش قرار بگیرد و در نهایت پس از مصاحبه با دیده بانان محترم به او بگویند اجازه خدمت داری؛ این صورت آشکار موضوع می باشد.
حال صورت پنهان چه می باشد و راهنما باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ بنده این جواب را در مثلثی مطرح کرده ام که به شرح ذیل می باشد: 1/ راهنما باید کاملا با ساختار کنگره 60 آشنا باشد 2/ شناخت خود و توانایی های خود از قبیل ارتباط با رهجو، داشتن علم درمان اعتیاد و توانایی در سخنوری برای رساندن اطلاعات کافی به مخاطب 3/ شناخت رهجو و ماهیت آن به عنوان یک امانت و فرایندی که یک رهجو را به درمان می رساند.
باور کنگره 60 این است که راهنما به هیچ عنوان درمانگر نمی باشد، بلکه راهنما یک انگشت اشاره می باشد، این ساختار درونی فرد است که از لحاظ فیزیولوژی به درمان می رسد و از لحاظ جهانبینی و تفکر تغییر می کند و تبدیل به یک انسان دیگری می شود؛ این موضوع حاکی از این نیست که راهنما اهمیتی ندارد بلکه بلعکس؛ در کتب آسمانی از جانب خداوند پیامبران راهنمایان معرفی شده اند، حتی در کتب آسمانی برای اینکه کبر و منیت با پیامبر منتخب همراه نباشد بارها به پیامبر تاکید می شود که فکر نکن انسان هایی که هدایت می شوند به فرمان تو هدایت می شوند و به راه مستقیم می آیند، بلکه این انسان ها به فرمان من می آیند و کار تو ای پیامبر فقط دعوت می باشد؛ تفکر کنگره کاملا اینطور می باشد و یک راهنما نباید فکر کند درمانگر و هدایت کننده است، در واقع هدایت کننده خداوند متعال می باشد و راهنما وسیله هدایت و دعوت کننده است.
جایگاه راهنما در کنگره 60 آنقدر حائز اهمیت است که هر کسی به جناب مهندس مراجعه می کنند اولین سوالی که از او می شود این است که راهنمایت چه کسی می باشد تا متوجه شوند چه کسی به او آموزش داده است.
بزرگترین هنر یک راهنما این است که بتواند دانش کنگره 60 را به درستی انتقال بدهد.
تایپ، ویرایش و ارسال: مسافر محمد
نمایندگی ارتش
- تعداد بازدید از این مطلب :
300