هشتمین جلسه ازدوره هفتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی صفادشت ویژه مسافران و همسفران ؛با استادی راهنما مسافر حسن ، نگهبانی مسافرامیر و دبیری مسافر عماد با دستور جلسه «هفته راهنما »روز شنبه 25 بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت 15:30 آغاز به کارکرد.
سخنان استاد :
سلام دوستان، حسن هستم، یک مسافر. خیلی خوشحالم که امروز در شعبه صفادشت حضور دارم،خدا را شکر که توانستیم اینجا باشیم و در کنار شما دوستان عزیز لحظاتی را سپری کنیم.
هفته راهنما را خدمت همه راهنمایان عزیز در تمام شعب کنگره ۶۰، بهویژه راهنمایان محترم شعبه صفادشت و راهنمایان تازهوارد، تبریک میگویم، امیدوارم خداوند بزرگ هر آنچه را که آرزو دارید به شما عطا کند.
هر راهنمایی که این شال را به گردن میاندازد و خدمت میکند،در آموزش راهنماها با یکدیگر تفاوتی وجود ندارد؛ آنچه تفاوت ایجاد میکند، خواسته و تلاش رهجوها است.
وقتی وارد لژیون شدم، تصورم بر این بود که شاید بعضی راهنماها برتر از دیگران هستند؛ اما فهمیدم همهی راهنماها در آموزش برابرند، آنچه تفاوت به وجود میآورد، میزان خواستن رهجو است، رهجویی که بذر خواستن را عمیقاً در دل خود نکاشته باشد، هرگز به رهایی واقعی نمیرسد.
اما این خواستن از کجا قوی میشود؟خداوند هنگام آفرینش انسان، در وجود او هم نیروهای ارزش (نیکی) و هم نیروهای ضد ارزش (بدی) را قرارداد تا انسان قدرت انتخاب داشته باشد.
نیروهای مثبت مسیر ارزشها را نشان میدهند، و نیروهای منفی مسیر ضد ارزشها را، شیطان هم مأمور شد تا در این دو مسیر، نقش وسوسه را داشته باشد تا انسان بتواند از میان نور و تاریکی یکی را برگزیند.
انسانی که در زندگیاش وارد تاریکی شده، نباید از آن تجربه غافل باشد؛ زیرا در دل همان تاریکی، نور شناخت و رهایی نهفته است، بزرگترین نعمت خدا این است که انسان بتواند از تاریکیها عبور کند، کسانی که عمق تاریکی را لمس کردهاند، قدر نور را بهتر میدانند.
اما تا وقتی از تاریکی لذت ببری ، چه تاریکی در مصرف مواد باشد، چه در غیبت، دروغ، حسادت یا رفتارهای منفی ،هنوز خواستت ضعیف است. لحظهای که از تاریکی خسته شدی و دیگر از ضد ارزشها لذت نبردی، همان لحظه، آغاز خواستن واقعی توست.
من راهنمایانی را دیدهام که شاید تجربهی کمتری داشتند، اما توانستند رهجویی را به رهایی برسانند؛ و بالعکس، راهنمایانی که با همهی علم و تجربهشان نتوانستند. دلیلش ساده است: خواست رهجو ، اگر خواستن قوی باشد، رهایی قطعی است.
انسانها ازنظر رفتار و انتخاب در مسیر ارزشها و ضد ارزشها چهار دستهاند، همانطور که در قرآن آمده است:
انسان یا کافر (ناسپاس) است، یا فاسق (پیمانشکن)، یا منافق (دو چهره)، یا اهل شرک (وابسته بهغیراز خدا).
در کنگره، کسی که راهنما و آموزش را دارد اما قدر آن را نمیداند، در حقیقت ناسپاس است؛ یعنی کافر. خداوند میفرماید: «إنا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفوراً» ما راه رانشانت دادیم، انتخاب با توست که سپاسگزار باشی یا ناسپاس،ناسپاس بودن فقط انکار خدا نیست، بلکه ندیدن نعمتهای اوست؛ و یکی از بزرگترین نعمتهای خدا برای ما، وجود راهنما است.
دستهی دوم، مشرکاناند؛ یعنی کسانی که بهجای تکیهبر توان و مسئولیت خود، انتظار دارند دیگران مشکلشان را حل کنند، در کنگره، یعنی کسی که فکر میکند راهنما باید بهجای او سفر کند و او فقط منتظر نتیجه باشد. چنین تفکری مصداق شرک است.
دستهی سوم، منافقاناند. خداوند میفرماید: «یا أیها الذین آمنوا لِمَ تقولون ما لا تفعلون» چرا چیزی میگویید که به آن عمل نمیکنید؟
کسی که در کنگره مرتب میگوید «چشم راهنما»، اما در عمل پیروی نمیکند، درگیر نفاق است.
و دستهی چهارم، فاسقاناند. فاسق یعنی کسی که پیمانی میبندد اما به آن عمل نمیکند. در کنگره، وقتی کسی باراهنمایش پیمان میبندد تا درست سفر کند اما پس از مدتی بیتوجه میشود و صندلیاش را خالی میگذارد، مانع پیشرفت دیگران میشود و درواقع خیانت به راه و حرمت پیمان کرده است،بنابراین بهترین نوع قدردانی از راهنما تغییر واقعی خودِ رهجو است، نه دادن پاکت یا هدیه.
راهنما از رهجو انتظار مادی ندارد؛ آنچه او را خوشحال میکند، رشد و رهایی رهجوست، تغییر راهنما وابسته به تغییر رهجو است، اگر شما تغییر کنید، من همتغییر خواهم کرد.
از توجهتان سپاسگزارم و امیدوارم همگی با خواستهای قویتر مسیر رشد و رهایی را ادامه دهید.
نفرات برتر آزمون
.jpg)
.jpg)
تایپ: مسافر امید
ویراستاری و ارسال: مسافر حسن خدمتگزار سایت
عکس: مرزبان خبری مسافر بهمن
مسافران نمایندگی صفادشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
90