با کمال احترام از استاد و راهنمای بسیار گرانقدرم خانم فاطمه عزیز
بهخاطر تمامی آموزش ها و راهنمایی های ارزشمندتان که به من همسفر که در قعر تاریکی و نا امیدی بودم و دچار یخ زدگی شدید گشته بودم، بسیار سپاسگزارم. اول تفکر کردن را به من آموختی و بعد امید و امیدواری را در من پرورش دادی، بعد خودباوری را آموختی، به من یاد دادی که در مسائل زندگی به خود متکی باشم.
شما به من فهماندی که این آموزش های که دیده ام از قوه به بلفعل تبدیل نمایم و طبق حکم عقل در قالب یک فرمانده موفق کاملا اجرا نمایم، و یافتن راه و آنچه را که برداشت می کنم را به من یاد دادی تا با حرکت در صراط مستقیم بهترین راه برای من پدیدار شود که در این مسیر صراط مستقیم بتوانم نقطه تحمل خود را بالا ببرم. با آن آموزش هایی که به من داده اید، صفت های بد گذشته خود را به صفت های خوب تبدیل کنم و با تصفیه، تزکیه، پالایش بتوانم تا حدودی تفکری سالم، ایمانی سالم، عملی سالم، حسی سالم، عقلی سالم و عشقی سالم در خود پرورش دهم؛ از آن باتلاقی که توسط خودم برای خودم به وجود آورده بودم و در آن گرفتار و زمین گیر شده بودم با آموزش های که شما استاد بزرگوارم به من داده اید و منبع ذهنی و درونی من را پر نموده ای و من را تبدیل به یک چشمه جوشان نمودید.
امیدوارم با آموزش های که در آینده از شما استاد و راهنمای ارزشمندم فرا می گیرم، به رودی خروشان تبدیل شوم، من نیز مثل شما به آن بحر و اقیانوس بیکران هستی برسم. با تغیر و تبدیل به بهترین حالات ممکن ترخیص شوم و بتوانم هم چون شما به تمامی هم نوعان و تمام مخلوقات خداوند رئوف از عصاره جانم مایه بگذارم و به آنان کمک کنم و دوباره سر آغاز خط دیگری باشم. با عقل، عشق، ایمان در صلح و آرامش زندگی کنم و برای همه انسان ها مفید واقع شوم تا به آن عشق و آن محبت حقیقی که آخرین وادی کنگره است برسم و اگر قطعا در کنار شما باشم یقینا میسر می شود.
از اینکه در محضر شما استاد بزرگوارم هستم و آموزش می گیرم و خواهم گرفت بسیار، بسیار خرسندم. از خداوند منان توفیق موفقیت های روز افزون شما را خواهان و خواستارم. سایه شما مستدام.
نویسنده: همسفرخدیجه لژیون اول
منبع: دلنوشته در مورد هفته راهنما
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر سهیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی فیروزآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
41