راهنمای تازهواردین: سلام، بنده مشاوره تازهواردین جلسه اول هستم، بفرمایید نحوه آشنایی شما با کنگره ۶۰ چگونه بوده است؟ آیا میدانید برای چه امروز اینجا حضور پیدا کردهاید؟
همسفر: سلام، من نمیدانم چرا و چطور امروز اینجا هستم؛ اما میدانم یک معضل بزرگ در زندگی من وجود دارد و من متوجه اعتیاد همسرم به مواد مخدر شدم، ایشان گفتند: راهی برای درمان اعتیاد خود پیدا کردند و من امروز ناگزیر برای اینکه بدانم همسرم با این پوشش و نظم راهی کجا میشود، همراه او آمدم.
راهنمای تازهواردین: شما در کنگره ۶۰ نامتان همسفر است و برای همراهی یک مسافر که قبل از ورود به کنگره آن را مصرفکننده میخوانند، وارد این مکان میشوید؛ اما این آغاز داستان است که راه خود را بیابید و بشناسید که در اولویت اعتیاد چیست و درنهایت امر بدانید اعتیاد درمان دارد، فقط کافی است که در این مسیر او را همراهی کنید و سپس بهمرور، نتایج شگفتانگیز این همراهی را خواهید دید.
همسفر: یعنی من باید همیشه در جلسات باشم؟
راهنمای تازهواردین: بله
همسفر: من که مصرفکننده نیستم، چرا باید بیایم!
راهنمای تازهواردین: شما بهعنوان حامی قرار است در کنار مسافرتان حضور پیدا کنید تا بتوانید در این مسیر کمککننده راه درمان باشید و در ادامه شناخت بیشتر نسبت به تخریبهای خود پیدا کنید و با کمک یک راهنما و مربی این مسائل را بهصورت تدریجی خواهید آموخت.
این مکالمه و پرسشها تا جلسه سوم برای یکایک ما همسفران وجود داشت، با کوله باری از ترس، ناآگاهی، شکست، تلخی، ناکامی و ناباوری در کنگره ۶۰ وارد شدیم و پس از سه جلسه راهنمایی، توسط راهنمایان تازهوارد؛ راهنمایان DST را انتخاب کردیم. تردید در دلهایمان موج میزد، بهواسطه تخریبهای اعتیاد شکسته بودیم و تکیهگاهی نداشتیم، همه افراد ما را قضاوت میکردند تا اینکه وارد لژیون شدیم. بهمحض اینکه برگه را به راهنمای منتخب دادیم، برای اولین بار بدون اینکه کلامی ردوبدل شود، حس امنیت را تجربه کردیم، عشق در چشمان و آغوش راهنما موج میزد؛ نمیدانستیم در کجا هستیم، چرا هستیم؛ اما ماندیم! بعد از چند جلسه و زمان کوتاهی حسی را دریافت کردیم که بسیار نادر بود و آن حس چیزی نبود؛ جز عشق!
راهنما را نمیشناختیم، ولی با حس و ندای قلبمان بهسوی او رفتیم؛ در کمال ناباوری دیگر حس ناخوشایندی نسبت به این همراهی نداشتیم و بعد از مدتی دیگر مشکلات را بهگونهای دیگر دیدیم؛ این است معجزه داشتن رب و مربی، این است بودن در عشق و غوطهورشدن در آن...
با آموزشهای راهنما، خود را یافتیم، ناامیدی در وجودمان کمرنگ و کمرنگتر شد؛ دیگر آدم قبل که امیدی برای زندگی نداشت نبودیم، چرا؟ چون دستی در پشتمان قرار گرفت که استقامتی چون کوه داشت، فردی که به ما عشق را هدیه داد، روزی مثل ما درد را تجربه کرده بود و امروز از آن گذرگاه عبور کرده، خود و علم خود را وقف کرد؛ برای رشد منِ همسفر، برای محکمشدن من، برای کمک به من و این عشق تن مرده ما را جان بخشید و بهپاس قدردانی و سپاس از جایگاه ارزشمند راهنما قدری کوتاه به مطلب زیر گریز خواهیم زد تا بدانیم آنچه در باب جایگاه راهنما نمیدانیم.
ابتدا از مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان سپاسگزارم که بستری را برای ما همسفران ایجاد نمودند که از قهر و کینه عبور کنیم تا امروز نسخه بهتری از خودمان بسازیم.
این هفته پر شگون و زیبا را خدمت یکایک راهنمایان کنگره ۶۰ تبریک عرض میکنم و دست این عزیزان را میبوسم که با بخشش زمان و علم خود باعث این تغییر بزرگ در زندگی افراد شدند.
در جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰، افرادی راهنما خوانده میشوند که ظلمت و تاریکی اعتیاد را تجربه و پشت سر گذاشتهاند و اکنون در مسیر درمان و رهایی مسافران و همسفران از بند تاریکی تلاش مینمایند. در کنگره ۶۰ در ابتدای ورود افراد با زبان حرف نمیزند، بلکه احساس انسانهاست که حرف میزند، اعضاء همدیگر را نمیشناسند، ولی نگاهی که به هم میکنند آن حس خوب و عشق را به هم انتقال میدهند.
اگر کسی بخواهد از تاریکیها رها شود، اول باید قلب او شفا پیدا کند و این موضوع را تنها با آموزش و مطالعه نمیتوان حل کرد؛ بلکه اول باید دل یا قلب از کینهها و ناپاکیها خالی شود تا شفا اتفاق بیفتد؛ قلب انسان گاهی خواسته یا ناخواسته با بدیها پیوند نامبارکی میخورد و این پیوند، توسط نیروهای تاریکی است که زده میشود و ذرهذره انسان را احاطه کرده و تبدیل به یک مرداب میکند. راهنما در کنگره ۶۰ تاریکی افراد را میگیرد و او را به روشنایی هدایت میکند، به رهجو میآموزد که زمان بزرگترین معجزه است و با صبوری و حرکت است که میتواند از این صحرای سوزان عبور کند؛ شرط اول برای اینکه از تاریکی عبور نماییم این است که فرمانبردار باشیم.
راهنما بهمثابه باغبانی دلسوز است که بذر ایمان میافشاند و تصویر دریافت گل رهایی را در دل رهجو میپروراند تا ایمان او رشد کند و ذرهذره آن نهال ضعیف، تبدیل به درختی تنومند گردد تا هیچچیز او را از پای درنیاورد. این عشق را از قلب، جان و بدون منت میبخشد تا این نهال رشد کند. حرکت و عمل یک راهنما هم در صور پنهان و هم در صور آشکار است. عملکرد و گذشت راهنما، همانند کوهی در آب که نیمی از آن تنها دیده میشود، است. در صور آشکار او علم را میبخشد؛ اما در صور پنهان، چیزی فراتر از علم را در اختیار یک رهجو میگذارد تا او نیز از این گذرگاه سخت عبور کند؛ این راز بیوقفه حضور راهنمایان در کنگره ۶۰ است.
علم به دوصورت وجود دارد؛ یک علم مصرفی و یک علم تولیدی است که هدف کنگره ۶۰ نیز انتقال دانش و پرورش نیروی متخصص است و هرساله شاهد تولید شایانی در این بخش هستیم و این ارتقا توسط رب و راهنما امکانپذیر است.
یک راهنما درواقع پس از کسب اطلاعات، درزمینهٔ اعتیاد و رسیدن به درجه راهنمایی باید در قسمت آسیبشناسی نیز اطلاعات و علم کسب کند تا بتواند نسبت بهصورت مسئلهای که هست نسخه درستی را بپیچد. راهنما در جایگاه خود ممکن است دچار گره قدرتطلبی و منیت و... بشود و درعینحال که باید با این نیروهای منفی و تاریکی جدال کند باید تاریکی رهجو را بگیرد و مسیر درست را به او نشان دهد و این قسمتی دشوار و سخت است که اگر یک راهنما از آن عبور کند، میتواند به فرمان عقل نزدیک شود. تمام کسانی که در کنگره در جایگاه راهنمایی درحالخدمت هستند و به عبارتی نسخه میپیچند، باید طبق پروتکل درمانی و چهارچوب قوانین کنگره پیش بروند تا به نتیجه مطلوب و خروجی خوب برسند؛ زیرا میدانند عدول از قوانین همانند بومرنگ عمل میکند و در صورت تخطی دچار مشکل میشود.
راهنما همواره در کنگره ۶۰، نقش اصلی و اساسی در پرورش و تربیت انسان دارد. در اینجا علمی را علم میخوانند که بتواند گویی یک سنگ (مصرفکننده) را تبدیل به طلا (راهنما) نماید و یکی از بارزترین ویژگیهای طلا این است که بهراحتی با چیزی ترکیب نمیشود؛ زمانی فرد به این مرحله میرسد که این تغییر در خاصیت و صفت او اتفاق بیفتد.
راهنمایان با عشق بلاعوض خود، نهال وجودی رهجو را آبیاری میکنند تا جان بگیرد و زیستن را به رهجو میآموزد؛ گویی فرد دیگری را خلق میکند و با قلموی زیبای عشق، جور دیگری او را ترسیم میکند تا جایی که عشق در بندبند وجود یک رهجو پیوند بخورد؛ باورهایمان را تغییر میدهد تا روی دیگر حیات را دریابیم و ما نیز به عشقی بلاعوض برسیم.
این هفته بر همه ما واجب و ضروری است که از این فرشتگان زمینی آنطور که شایسته است، قدردانی نماییم و بهپاس زحمات این عزیزان تلاش نماییم این صدا و عشق را به سایرین نیز انتقال بدهیم.
منابع: سی دی های «معلم و قلب» از دکتر امین دژاکام و سی دی « نسخه پیچی» آقای مهندس دژاکام
نویسنده: ایجنت همسفر نازنین
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر پروانه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آبیک
- تعداد بازدید از این مطلب :
481