همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم):
به رسم ادب، هفتهی راهنما را به همهی راهنمایان گرامی کنگره ۶۰ تبریک عرض میکنم. خانم اعظم عزیز، واژهی «سپاس» در برابر از خودگذشتگیها و محبتهای بیپایان شما بسیار کوچک است و حقیقتاً قادر به بیان عمق احساس من نیست. خداوند صدایم را شنید و برای نجاتم از تاریکی و ظلمت، راهنمایی فرستاد تا مسیر رسیدن به خداوند را به من نشان دهد؛ همان راهی که بسیار نزدیک بود، اما چشم دلم آن را نمیدید. ورود من به این مسیر مقدس با حضور عاشقانهی راهنمای مهربانم و لطف و خواست خداوند اتفاق افتاد. نمیدانم چگونه از شما بنویسم… مهربانی و آرامش شما سرشار از ایمان و عشق الهی است، و یقین دارم تنها حضور خداوند بود که مرا به مسیر کنگره رساند. از صمیم دل، خدا را هزاران بار شاکرم که شما را سر راه من قرار داد؛ شما همچون مادر دلسوز و مهربانی هستید که آرامش امروز من، حال خوبم، سلامتی جسم و روان و آرامش خانوادهام را مدیون زحمات بیدریغ، تلاش و ازخودگذشتگیهای شما میدانم. از عمق قلبم شما را دوست دارم و هفته راهنما را به شما همسفر اعظم راهنمای محترم، و تمام راهنمایان شعبهمان صمیمانه تبریک میگویم. انشاءالله خدمتهای باارزش شما همواره نوری از امید و عشق در زندگیتان باشد.
همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول):
در مسیر تاریکیها، تو چراغی بودی که هرگز خاموش نشد. وقتی دل خسته بود و قدمهایم سست، صدای مهربانت امید را در جانم زنده میکرد. تو فقط راه را نشان ندادی، بلکه باور کردی که میتوانم، حتی آن زمان که خودم باور نداشتم. صبر و آرامش تو، و ایمانی که به مسیر داشتی، به من آموخت که رهایی فقط یک واژه نیست، بلکه آغاز یک زندگی تازه است. امروز اگر لبخند بر لب دارم و دوباره خودم را پیدا کردهام، سهم بزرگی از آن به عشق، مهربانی و راهنماییهای تو بازمیگردد. هفتهی راهنما، بهانهای کوچک است برای گفتن یک حقیقت بزرگ: سپاسگزارم که بودی، که ماندی، و که چراغ مسیرم شدی. قدردان زحماتت هستم و همیشه دعای خیر من همراهت خواهد بود.
همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم):
راهنما، یعنی نشاندهنده مسیر تاریکی به سوی نور، غم به شادی، و نفرت به عشق… یعنی نماد راه رسیدن به آرامش، راه بهشت، و نجات از جهنم درون. مانند آموزگاری مهربان، الفبای زندگی را برایم سرمشق قرار دادی و با صدای پرمهرت در گوشم زمزمه کردی: آموختن عشق را. امروز حال خوش و آرامشم را مدیون زحمات، تلاشها و آموزشهای راهنمای عزیزم هستم و تا زندهام، سپاسگزار شما خواهم بود، چراکه شما سرآغاز تولد دوبارهی من هستید. همچون ابری پرمهر که جان تشنه کویر وجودم را از باران دانش سیراب کردی، و چون چشمهای زلال، در سایهسار درخت دانایی، درس زندگی بخشیدی. آنقدر صمیمی و مهربان هستید که دل من در حضور شما آرام میگیرد. از عمق جان، هفته راهنما را به شما، راهنمای عزیزم، و به تمامی راهنمایان کنگره ۶۰ صمیمانه تبریک میگویم.
همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم):
شکرگزاری یعنی سپاسگزاری کردن. شکرگزار بودن در برابر خالق، یعنی سپاس و تشکر؛ البته تشکر فقط با زبان نیست، بلکه در چند مرحله انجام میشود: در زبان، در قلب، و در عمل.
زمانی که کسی با نوشیدنی از ما پذیرایی میکند، ما بهصورت زبانی از او تشکر میکنیم، در حالی که در قلب نیز احساس قدردانی نسبت به او داریم.
یکی از آموزههای مهم ما در کنگره، یاد گرفتن درست تشکر و قدردانی است.
شکرگزاری از مخلوق، در حقیقت شکرگزاری از خالق است.خداوند نیازی به شکر ما ندارد، اما وقتی مخلوقات او را تکریم میکنیم، این خود نوعی شکرگزاری از ذات الهی است. اغلب این پرسش پیش میآید که آیا فرزندان به همان اندازهای که والدین برایشان زحمت میکشند، آنها نیز برای والدین خود تلاش میکنند؟ پاسخ قطعاً خیر است، چون اغلب ما قدرشناس واقعی نیستیم و روش درست شکرگزاری را نیاموختهایم.
کنگره به ما آموخت که چگونه با شناخت و سپاس حقیقی، راه درست زندگی را پیدا کنیم.
راهنماهایی که در کنگره با عشق و فیسبیلالله خدمت میکنند، شایستهی بالاترین قدردانیاند.
هفته راهنما را به تمامی عزیزان راهنما تبریک عرض میکنم، بهویژه راهنمای خودم، خانم اعظم، که وجودشان سرشار از انرژی، عشق و انگیزه است.
رابطین خبری :همسفر گلثومه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون سوم)
همسفر سکینه رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول)
ویراستاری: راهنمای تازهواردین همسفر زهرا نگهبان سایت
ارسال :راهنمای تازهواردین همسفر اکرم دبیر سایت
همسفران نمایندگی قوچان
- تعداد بازدید از این مطلب :
138