راهنما کسی است که مرتباً با بینش حیرت آوری درباره نواقص شخصیتی، ما را شگفتزده میکند، آرامش امروز، حالخوش، سلامت جسم و روح همه را به خاطر تلاشهای بیوقفه و از خود گذشتگی راهنماها میدانیم.
همسفر مهسا همراه مسافرشان بهزاد با چند سال تخریب وارد کنگره شدند با انواع آنتی ایکس روش درمان DST داروی درمان OT، سفر خودشان را شروع کردند با راهنما همسفر سودابه و راهنما مسافر علی واثقی رشته ورزشی همسفر تیر و کمان و ایروبیک و رشته ورزشی مسافر والیبال، هم اکنون یک سال و هشت ماه است که آزاد و رها هستند.
فونداسیون یک فرد راهنما برای شروع آموزش از نظر شما چه چیزهایی میتواند باشد؟
پیشاپیش هفته راهنما را به مهندس دژاکام و تکتک اعضا خانوادهشان و به تمامی راهنمایان سراسر شعب ایران تبریک عرض میکنم، انشاءالله که همیشه در این راه ثابت قدم باشند. به نظر من راهنما هنگام شروع آموزش باید سراسر عشق و محبت باشد؛ باید کاملا به مسیری که داخلش قرار گرفته و به عنوان یک رب و مربی باشد کاملاً ایمان قلبی داشته باشد، راهنما باید کاملاً معنی گذشت و صبر را درک کرده باشد تا بتواند شنونده و مشاور خوبی باشد، راهنما باید بتواند همزاد پنداری قوی داشته باشد تا بتواند بهترینها را در اختیار رهجو قرار بدهد، راهنما باید بداند هدفش از قرار گرفتن در این جایگاه چیست؟ روی خوش و بر خورد، کلام مناسب و نافذ داشته باشد تا بتواند امیدی باشد در ناامیدی رهجویی که در تاریکیها و نا امیدیها قرار گرفته، یک راهنما باید از لحاظ آموزشی در سطحی باشد که بتواند جوابگوی سوالات رهجو باشد و بتواند خیلی راحت این آموزشها را به سادگی به رهجو انتقال بدهد.
اولین برداشت یا اولین پلان در جایگاه راهنما در کنگره۶۰ چه چیزی میتواند باشد؟
اولین برداشت از جایگاه راهنمایی به نظر من یعنی برای خود من این جوری بود، هنگامی که در این جایگاه قرار گرفتم سرشار از انرژی و حال خوب بودم و از خدا کمک خواستم که دچار منیت و غرور نشوم، احساس خود بزرگبینی نداشته باشم تا بتوانم باتمام وجودم خدمت کنم، همه رهجوها برایم به یک اندازه محترم باشند. من احساس میکردم که با راهنما شدن و خدمت خالصانه میتوانم ادای دین کنم و بار سنگینی که روی دوشم هست را سبکترش کنم. خدمت راهنمایی پر از آموزش هست و با شنیدن درد و دل رهجوها و صحبتهایشان از زندگی هیچ وقت نمیگذارد که یادت برود از کجابهکجا رسیدهای و هر لحظه قدردان مکان مقدسی باشی که داخلش قرار گرفتهایی و سپاسگزار مرد محترمی باشی که خالق این مکان مقدس بوده است. جایگاه راهنمایی پر از حسخوب، حالخوب، پر از بهترین ارزشهای دنیا است به شرط این که یک راهنما هیچ وقت فراموش نکند هدف مسیری را که برای او انتخاب شده است.
تفکر شما در مورد این که کنگره۶۰ مجموعهایی برای رشته ورزشی، موسیقی و لژیون جونز تشکیل داده چیست؟
تمام کارهایی که در کنگره انجام میشود، حساب شده و دقیق است، مطمئناً تدبیر و درایتی حساب شده پشت پرده آن هست. آقای مهندس در یکی از سیدیهایشان میفرمایند: «باعث افتخار و مباهات کنگره است مسافری که تا بعد از ظهر میخوابیده و روز تعطیل برایش معنایی نداشته الان ساعت ۵ صبح ۶ صبح میآید و ورزش میکند و خدمت نگهبان نظم میشود یا همسفری که یک تایمی از زندگیاش هم خانه مسافری بوده که لحظهبهلحظه زندگی برایش زجرآور بوده و فقط گذر زندگی و زمان را داشته، همیشه خودش را به آشپزی و کارهای خانه و افکار بیهوده مشغول میکرده، برای خودش ارزش قائل شده و یک رشته ورزشی را انتخاب کرده و در آن فعالیت دارد.» چه بسا که صدای خندهها، شادیها و انرژیهای زیاد همسفران داخل پارک گویای این قضیه هست، همینطور برای رشتههای موسیقی کنگره۶۰ این اجازه را به همه مسافران و همسران داد تا بتوانند در هر زمینهای که استعداد نهفتهای دارند و از آن بیخبرند این استعداد شکوفا شود و هدف شود و تلاش، تکرار و تمرین برای موفق بودن در آن استعداد و به نظر من بزرگترین خدمت کنگره لژیون جونز بود؛ چون خیلیها در راه مانده بودند و ناامید از اضافه وزنهای زیاد، بیماریهای مختلف و خیلی راهها را رفته بودند که بیجواب بود، خدا را صدهزار مرتبه شکر که ما رهاییهای زیادی از لژیون جونز داریم و همه پر از انرژی و حال خوب که بسیاری از بیماریهایی که باعث شده بود جلوی حرکتشان را بگیرد درمان شده و حال خوبی که بعد از رهایی جونز را دارند فکر میکنم که غیر قابل توصیف باشد.
.jpg)
زیباترین واژه را از جایگاهی که در آن قرار دارید را در مورد کمک راهنما بیان کنید.
زیباترین واژه در جایگاهی که من قرار دارم، عشق بدون حد و مرزم نسبت به مهندس دژاکام هست، نسبت به هدف و مسیر کنگره جایگاه راهنمایی پر از عشق، محبت، گذشت، صبور بودن و مهربان بودن پر از امید پر از روشنایی، پر از حس و حالخوب پر از تکرارهایی که هیچ وقت از تکرارشان خسته نمیشوی پر از خوشحالی و شادیهایی که از شادی و خوشحالی دیگران نصیبت میشود، پر از حال خوبی که از حال خوب رهجوهایت نصیبت میشود، پر از دعاها و آرزوهایی که از صمیم قلب برایت دارند، به نظر من جایگاه راهنمایی یعنی از نو متولد شدن و بزرگ شدن با عشق و محبت است.
شما در جایگاه راهنمای تازهواردین قدردانی کردن را چگونه آموختهاید؟
به نظر من قدردان بودن این نیست که من حتماً در یک جایگاه ویژه باشم و بابت آن جایگاه قدردان باشم. در سیدی نازعات آقای مهندس میفرمایند: «همین قدری که نگاه به خودت بیاندازی ببینی آن مهسا قبل نیستی و تغییر کردی به نظر من جای قدردانی دارد، همین که در کنگره بمانی، خودت را موظف بدانی به پاس تغییرات و حس و حالخوبی که گرفتهایی، به پاس درمانی که هم برای خودت هم برای مسافرت صورت گرفته، خدمت بدون منت داشته باشی.» قدردانی این که من مهسا از آن لحظهای که قدم در شعبه میگذارم یادم بیاید کجا بودهام چه حالی داشتهام و الان کجا هستم و با چه حالی میآیم و با چه انرژی فوق العادهای برمیگردم، جای قدردانی دارد اینکه من مهسا الان هم که در جایگاه راهنمایی هستم، هیچ وقت فراموش نکنم که من هم روزی رهجوی حال خرابی بودهام که به واسطه راهنمایم بذر عشق، محبت و خدمت به کنگره در دل من جوانه زد، قدردان آن باشم. قدردان جایگاهم هستم؛ چون با هر مشاورهای که انجام میدهم و با هر صحبتی که از رهجویم میشنوم برای من تلنگر و یاد آوری این هست که هیچ وقت خودم را فراموش نکنم و هر لحظه هزار بار مهسا و زندگی قبلش جلو چشمانم میآید و مثل فیلمی که یک بار دیدی و خلاصه و آن چه گذشت فیلم را برایت میگذارند، گویای این میشود که قدردان خالق این سیستم باشم و از تمام خدمتگزارانی که با جان و دل و با عشق در کنگره خدمت میکنند تا خلق چنین آثاری کنند که کمیاب هست سپاسگزاری کنم.
طراح سؤال و مصاحبه کننده: همسفر مرضیه رهجو راهنما همسفر هاجر (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر مریم رهجو راهنما همسفر نجمه (لژیون هشتم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
262