English Version
This Site Is Available In English

D.SAP بخشندگی طبیعت در مسیر کنگره

D.SAP بخشندگی طبیعت در مسیر کنگره

سومین جلسه از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی غزالی مشهد با استادی دیده بان محترم مسافر جواد فلاح، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه « D.SAP » در روز پنج‌شنبه مورخ ۱۴۰۴/۱۱/۲۳ رأس ساعت ۱۵ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، جواد هستم، یک مسافر. خیلی ممنون که امروز اجازه دادید در جمع شما باشم، زمان کارگاه‌ها کمی کوتاه‌تر از قبل شده و همه ما به ساعت قبلی عادت کرده بودیم. امیدواریم در این وقت کم، با برنامه‌هایی که داریم بتوانیم جلسه را برگزار کنیم و لحظات خوبی را کنار هم باشیم، پیشاپیش ماه رمضان را به همگی شما تبریک عرض می‌کنم. انشاءالله ماه خوبی در پیش داشته باشید، ماه آزمون‌های بزرگ و امتحانی برای تمام آموزش‌هایی که دیدیم. همچنین هفته راهنما را به همه راهنمایان عزیز تبریک می‌گویم. امیدوارم در این هفته همه ما بهترین انتخاب را انجام دهیم و تقدیر و تشکر مناسبی از راهنمایان خود داشته باشیم. چرا که تشکر از مخلوق خدا، خودِ تشکر از خداست؛ نشان می‌دهیم قدرشناس نعمت‌هایی هستیم که داریم. اگر قدردان نباشیم، مطمئناً از ما می‌گیرند و به دیگری می‌دهند.

در مورد دستور جلسه (D.SAP) می‌خواهم بگویم من در کنگره اعتیادم درمان شد و مقدار زیادی از درگیری‌های ذهنی و فکری‌ام کم شد. بهتر شدم، توانستم دوباره ورزش کنم، وزنم را مدیریت کنم، شرایط اقتصادی‌ام بهتر شد و نسبت به قبل خیلی پیشرفت کردم.

خیلی مواقع فکر می‌کنم کنگره چه چیزی به من یاد می‌دهد و چه کاری انجام می‌دهد. خیلی‌ها تلاش می‌کنند زندگی‌شان بهتر شود، به انواع و اقسام کلاس‌ها می‌روند، کتاب و سی‌دی می‌گیرند، گوش می‌دهند، این‌طرف و آن طرف می‌روند، اما می‌بینیم که تغییر زیادی نمی‌کنند. اما کنگره با مخاطبانش که طیف وسیعی از انسان‌ها با هر درجه اجتماعی و شرایطی هستند، با زبانی ساده و قابل استفاده برای همه، باعث می‌شود اگر کسی تن به راه بدهد، شرایطش بهتر شود، خیلی فکر می‌کنم کنگره چه چیز خاصی یاد می‌دهد. کنگره انسان را با خودش آشنا می‌کند. اینکه من کی هستم، چه هستم، اصلاً چه‌کاره هستم، حد و حدود من چیست، چارچوب‌های من کجاست؟ این‌ها را مشخص می‌کند. انسان گاهی با تلاش بیش از حد و تلاش بیهوده، خودش را نابود می‌کند، و گاهی هم با تلاش نکردن. من باید بدانم به‌عنوان یک پدر خانواده، کار من چیست. کاری که مال من است را باید انجام دهم، بقیه‌اش دست من نیست. ولی بعضی وقت‌ها در ذهنم این است که من باید فلان کار را بکنم، باید بچه‌ام را تربیت کنم. وقتی این‌طور فکر می‌کنم، می‌روم این بایدها را انجام دهم، درحالی‌که دست من نیست. می‌بینی تمام عمرم درگیر کارهایی هستم که نتیجه‌ای ندارد. برعکسش هم هست. بعضی وقت‌ها باید کاری انجام دهم، می‌گویم ولش کن، اگر خدا بخواهد خودش می‌شود. این که انسان بداند دقیقاً در کجای این حلقه زنجیره قرار دارد، کارش چیست، چه چیزهایی به او ربط دارد و چه چیزهایی ربط ندارد، خیلی اهمیت دارد.

در درمان اعتیاد هم همین‌طور است. کنگره نمی‌گوید من درمانگرم، من درمان می‌کنم، من تو را ترک می‌دهم. می‌گوید من راهنمای درمان تو هستم؛ یعنی کنگره با رفتار خودش و آموزش‌هایش به من یاد می‌دهد که یک سری کارها را تو باید انجام دهی، یک سری کارها را باید خود سیستم انجام دهد، کنگره حد و حدود را مشخص می‌کند، زور الکی هم نمی‌زند. در تمام آموزه‌هایش همین‌طور است. اگر نگاه کنی، همه چیز را به تنظیمات کارخانه برمی‌گرداند. بر اساس برنامه‌ای که خلقت بر آن نهاده شده، باید به خودِ اصلی‌ات برگردی. در همه چیز اگر نگاه کنیم، همین‌طور است. من وقتی به امروزم نگاه می‌کنم و می‌بینم نسبت به قبل چه چیزهایی بهتر شده، یکی از مهم‌ترین‌ها این است که دیگر زور الکی نمی‌زنم.

یک نکته درباره D.SAP می‌خواهم بگویم. همگی با خواص آن آشنا هستید، در لژیون‌ها هم بحث می‌شود. اما گاهی می‌شود از یک دستور جلسه، برداشت دیگری هم داشت.

کنگره ۶۰ یک ویژگی مهم دارد: سعی می‌کند خیرش کثیر باشد. خیر خوب وقتی کثیر باشد، ماندگار می‌شود. مثلاً اگر هزار نفر را یک وعده غذا بدهی، فردا تمام می‌شود. اما همان پول را می‌شود صرف ساختن یک مدرسه کرد؛ تا دنیا هست، هر کسی در آن درس بخواند، در ثوابش با تو شریک است.

رفتار کنگره هم همین‌طور است. تو می‌آیی درمان می‌شوی، به خانواده‌ات کمک می‌کنی، بعد خودت راهنما می‌شوی، چند نفر را درمان می‌کنی، آنها هم راهنما می‌شوند. یک حلقه در دنیا می‌چرخد و تو در ثواب همه آن‌ها شریک هستی، در تغذیه هم همین نگاه هست. می‌گوید صبحانه دو تخم‌مرغ آب‌پز بخور زیرا یک غذای کامل است. D.SAP را هم خداوند در همین مسیر قرار داد. بروید درباره D.SAP مطالعه کنید، که همان عصاره سیب است و خواص زیادی دارد، برای همه چیز خوب است و خیر کثیری در آن است.

این که چرا شرایط من بهتر می‌شود، همه این‌ها درس است. بارها در زندگی خودم دیده‌ام، ده سال درگیر بودم که حال فلانی را بگیرم. اما تو نمی‌توانی حال کسی را بگیری؛ دست تو نیست. تنها کاری که می‌توانی بکنی، بهبود خودت و تلاش برای ماندگار کردن خیر است، شناخت انسان، شناخت جایگاهش، و این که چه کاری از دستش برمی‌آید و چه کاری نه همه این‌ها نکاتی است که هر چه بیشتر بیاموزیم، بهتر زندگی می‌کنیم و در صلح و دوستی بیشتری کنار هم خواهیم بود.

در پایان به ایجنت و گروه مرزبانی قبلی خسته نباشید می گویم و برای ایجنت و گروه مرزبانی جدید آرزوی موفقیت دارم، از اینکه به صحبت های من گوش سپردید سپاسگزارم.

در ادامه جلسه اهدای شال دوره جدید ایجنت و گروه مرزبانی شعبه غزالی انجام گردید.

مرزبان خبری: مسافر حسین

عکاس: مسافر مجید لژیون چهارم

نگارش: مسافر مهدی لژیون یکم، مسافر مجید لژیون چهارم

ویرایش و ارسال خبر: مسافر مهدی لژیون یکم 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .