راهنما همسفر لعیا (لژیون چهارم):
به نام آنکه اگر او نخواهد برگی نمیافتد و اگر او بخواهد انسانی دوباره متولد میشود. این هفته بزرگداشت کسی است که نامش راهنما است اما نقش اش درزندگی من بسیار فراتر از یک واژه است. راهنما یعنی نوری درتاریکی ،یعنی دستی که وقتی در عمیقترین نقطهی سقوط بودی بیهیاهو به سمتت دراز شد نه برای سرزنش، نه برای تحقیر فقط برای بلند شدنت! راهنمای من، تو برای من فقط آموزش دهندهی وادیها نبودی تو به من یاد دادی دوباره خودم را باور کنم. یاد دادی که سقوط پایان نیست اگر بخواهم برخیزم. یاد دادی مسئولیت زندگیام رابپذیرم به جای آنکه از آن فرار کنم. وقتی ذهنم پر از آشوب بود، وقتی ناامیدی درگوشم فریاد میزد: (نمیشود) صدای تو آرام گفت :میشود،قدم به قدم، تو راه را نشانم دادی و کنار ایستادی تا خودم راه رفتن را یاد بگیرم و چه زیباست این نوع کمک کردن کمکی که وابستگی نمی آورد بلکه استقلال میسازد.
درکنگره ۶۰ آموختیم که هیچکس به تنهایی به رهایی نمیرسد و من امروز با تمام وجودم قدردان تو هستم که بی چشم داشت و باصبوری باعشق و باایمان "زمان" و دانسته هایت را بخشیدی تا من دوباره زندگی کردن را بیاموزم. در این هفته میخواهم از سرچشمه این جریان عظیم بگویم: مهندس حسین دژاکام به عنوان بنیان گذار کنگره۶۰ و نخستین راهنمای این مجموعه. نام مهندس دژاکام با مفهوم رهایی گره خورده است ایشان با تجربه شخصی درمان اعتیاد و با سال ها تحقیق و تلاش مستمر dst را پایه گذاری کردند اگر امروز در داخل وخارج از مرز هزاران نفر به درمان رسیده اند و درمان اعتیاد از آرزو به واقعیت تبدیل شده است این مهم حاصل اندیشه و تلاش بی وقفه ایشان است. مهندس دژاکام بذر دانایی را کاشت و راهنمایان باغبانان این باغ شدند و ما رهجویانی هستیم که در سایه این درخت رشد میکنیم، هفته راهنما مبارک.
همسفر عطیه رهجوی راهنما همسفر لعیا (لژیون چهارم):
راهنمای محترم تو به من آموختی با تفکر ساختارها آغاز میشود. با تو دانستم هیچ کس به میزان خودم به خویشتن من فکر نمیکند. حکم عقلم را فرمانده کردم تا با حرکتم راه نمایان شود و چشمههای جوشانم را به بحر و اقیانوس برسانم و در آخر، امر اول اجرا شود. من همانجا فهمیدم که پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است و با تو درک کردم که آنچه باور است محبت است و هر چه نیست ظروف تهیست. همچون کوه استوار از حوادث روزگار ایستادهای و همچون ابر، باران پر شکوه معرفت و تجربهات را بر چمنهای دشت خشک و پر از ترک رهجویانت فرو میریزی. خورشید نگاهت گرمابخش وجود رهجویت است و حرارت کلبه سرد یأس و ناامیدی اوست. کلام روح بخش و دلنشین تو موسیقی دلنوازی است که بر گوش جان مینشیند و آهنگ زندگی را به شور در میآورد. شمع وجودت از نیروی ایمان و انسانیت شعله ور است. تو نجات بخش آدمیان از ظلمت جهل و نادانی هستی. لبخندت امید زندگی و غضبت مانع گمراهیست. با دستان پر عطوفتت گلهای علم و ایمان را در گلستان وجودمان میپرورانی و شهد شیرین رهایی از بند ضد ارزشها را به کام ما میریزی. راهنمای عزیزم از تو تشکر میکنم برای هدایت من در سفر از قهر به مهر، از جهالت به دانایی، از تاریکی به ظلمت از نفرت به عشق! از اینکه بهترین راه را برای ساختن دنیایم نشان دادی تشکر میکنم. تویی که ما را از هیچ به همه چیز رساندی.
همسفر دینا رهجوی راهنما همسفر لعیا (لژیون چهارم):
به نام خدایی که دوست داشتن را آفرید،خدایی که ایثار و محبت را آفرید. هرکس بهاندازهی دلهایی که آرام میکند آرام میشود. شکر خدا را که هست و خدای ماست. معنای کلمهی راهنما و بزرگی آن جایگاه و قدرت نفوذ بر دلهای ما حقیقتاً کاره سختی است و قابلبیان نیست. و من هزاران بار این سؤال را پرسیده بودم؛ خداوندا، چرا کسی نیست که راه و رسم زندگی را به من بیاموزد؟ گویی خداوند صدای مرا شنید، و برای نجات من از ظلمت و تاریکی، راهنمایی فرستاد. راه رسیدن به خداوند، همین نزدیکی بود، اما چشم دلِ من نابینا بود. گام نهادن در این راه، با حضور عاشقانه راهنمای خوبم، و به خواست و مشیت خداوند صورت گرفت .
راهنما، یعنی نشاندهنده مسیر تاریکی به نور، غم به شادی، نفرت به عشق، یعنی نمایانگر راه رسیدن به آرامش، نمایانگر راه بهشت، و نجات از جهنم درون و مرا از جهنمی که سالها وجودم را تسخیر کرده بود، نجات دادی. روزی که شما را دیدم، جسم و جانم را غبار غم فراگرفته بود. نه چیزی میدیدم، نه چیزی میشنیدم و نه امیدی به زندگی داشتم. آمدی و دنیای تازهای به من هدیه کردی، روح تازهای در من دمیدی آمدی و مرا دلگرم کردی، تا جاده پر پیچوخم زندگی را با امید طی کنم. راهنمای مهربانم؛ واژهی سپاس در برابر ازخودگذشتگیها و ایثار شما ذرهای بیش نیست. تنها دارایی من برای شما، دعای خیری است که بهپاس تمام الطافتان میتوانم بدرقه راهتان کنم، تا پایدار باشید، تا بمانید برای من، و برای هزاران هزار انسان دیگر مانند من. آرامش امروزم، حال خوشم، سلامت جسم و روحم، همه و همه به خاطر تلاشهای بیوقفه، و ایثار و ازخودگذشتگی شما بوده است از اعماق قلبم هفته راهنما را به تمام اعضای کنگره، جناب اقای مهندس و راهنمای خوبم خانم لعیا و تمام راهنمایان کنگره۶۰ تبریک میگویم.
ویرایش و ارسال : همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون اول) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی لواسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
77