جلسه سوم از دوره چهلم سری کارگاههای آموزشی، عمومی کنگره۶۰ نمایندگی شیخبهایی اصفهان با استادی راهنما مسافر مجید، نگهبانی مسافر موسی و دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه «D.SAP» در روز پنجشنبه ۲۳ بهمنماه ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مجید هستم مسافر
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که امروز در جمع شما عزیزان حضور دارم و بار دیگر توفیق تجربه یک روز آموزشی، تجربهای تازه و حالی خوش نصیبم شده است. از مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان صمیمانه سپاسگزارم که بستری برای تغییر و مسیری جهت آموزش انسانها فراهم کردهاند.
پیش از آنکه درباره دستور جلسه «D.Sap» صحبت کنم، دو توصیه به مسافران عزیز دارم؛ توصیههایی که خودم نیز زمانی در آنها مشکل داشتم. اول اینکه حضور همسفر، رحمت و نعمتی الهی است که خداوند در قالب همراهی همسفر به انسان عطا میکند؛ پس اگر همسفرتان در کنارتان نیست، حتماً او را با خود بیاورید؛ زیرا مسیر رهایی آسانتر خواهد شد. دوم، اهمیت درمان سیگار است. درمان اعتیاد بدون درمان سیگار، مانند همان سخن جناب خدامی «آب در هاون کوبیدن» است. اگر هنوز برای درمان سیگار اقدام نکردهاید، حتماً شروع کنید.
درباره «D.Sap» تجربه شخصی خودم را میگویم. من فشار خون بالا داشتم. طبق توصیه یکی از راهنمایان عزیز، خدمت مهندس دژاکام رفتم. ایشان فرمودند، مصرف نمک را کاهش دهم یا حذف کنم و «D.Sap» را منظم مصرف کنم. پس از ۱۵ ماه استفاده منظم از «D.Sap» توانستم قرص فشار را کنار بگذارم؛ حتی پزشکم گفت: عجیب است که فشار شما از ۹ بالاتر نمیرود!
موضوع دیگر، دستور جلسه هفته آینده با عنوان «هفته تجلیل و گرامیداشت راهنما» است. ایجنت محترم دستور دادند من درباره این دستور جلسه صحبت کنم؛ چون مسئلهای بسیار مهم است. انسانها میتوانند در اوج تاریکی تغییر کنند و از یک معلم بد به معلمی خوب تبدیل شوند و به دیگران نیز کمک کنند. این اساس و شاکله وجود یک راهنما است. شال نارنجی «D.S.T»، شال مغزپستهای تازهواردین، شال سرمهای ویلیام و راهنمایان جونز ، نمادهایی از مسیری هستند که بیانگر تعادل، تزکیه، پالایش و تکامل است.
خداوند وقتی شادمانی را به بندهای میبخشد، توانایی بخشش به دیگران را نیز در وجود او قرار میدهد تا انسانی که رهایی یافته است، بتواند همان حال خوب خود را با دیگران تقسیم کند. این جایگاه بسیار رفیعی است. از آن بابت راهنما بودن خودم نمیگویم؛ بلکه چون در کنگره۶۰ هر راهنما خود نیز شاگرد است و همانطور که آموزش میدهد از دیگران نیز میآموزد.
بزرگی جایگاه راهنما را میتوان چنین توصیف کرد: زمان رسیدن یک انسان به رهایی، خداوند شاد میشود، فرشتگان پایکوبی میکنند و درگاه احدیت چراغانی میشود؛ زیرا یک انسان توانسته است از تاریکی عمیق بیرون بیاید. من نیز روزی در تاریکی کامل بودم. تمام زندگیخود را از دست داده بودم. چیزی برای ادامه حیات نداشتم؛ حتی ترس از زندگی در من بیشتر از ترس از مرگ شده بود. در همان دوران، یکی از دوستانم در کنگره۶۰ روزنهای از امید را به رویم گشود و مرا به آغوش مهر یک راهنما رساند؛ راهنمایی که عشق را با تمام وجود تجربه میکرد و همهچیزش را در خدمت دیگران گذاشته بود.
اگر امروز حدود ده سال از رهایی من گذشته است، همه آن را مدیون راهنما هستم؛ انسانی که دستم را گرفت. او به من کمک کرد از چاه سیاه اعتیاد بیرون بیایم و خودم را از چنگال تاریکی پس بگیرم و دوباره متولد شوم. بذری را در من کاشت تا من هم روزی بتوانم مثمر ثمر باشم و تنها مهمان این سفره زیبا نباشم، بلکه خود میزبان باشم و دست دیگران را بگیرم.
قوانین هستی دقیق و استوارند؛ اگر انسان از آنها استفاده کند، آرامش و رفاهی پایدار خواهد داشت. من و خانوادهام، زندگی خود را مدیون راهنمایانی میدانیم که در این ده سال مسیر جدیدی را به ما آموختند و موجب تحول در زندگیمان شدند. واقعاً ایمان دارم که در شعبه شیخ بهائی، مسافران با تمام وجود قدردان راهنمایان هستند و این نشانه بیداری انسانهاست؛ لیاقتی که خداوند به آن با حال خوش، آرامش و بازگشت به کانون گرم خانواده پاسخ میدهد. یادمان نرود بزرگترین آفت در این مسیر، ناسپاسی است؛ چراکه ناسپاسی خودبهخود نعمتها را از انسان میگیرد.
-
تایپ: مسافر محمد (لژیون ۸)، مسافر مهدی (لژیون ۲۰)، مسافر سینا (لژیون ۵)، همسفر کسری
-
ویراستار: مسافر حسین (لژیون ۲۳)
-
سیستم صوتی: مسافر دانیال (لژیون ۱۴)
-
دیتاشو: مسافر محمدحسین (لژیون ۱۹)
-
تنظیم: مسافر رضا (لژیون ۱۶) دبیر سایت
-
مرزبان کشیک: مسافر علی
-
تهیه و ارسال: مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
105