هفته راهنما را به اولین راهنما آقای مهندس حسین دژاکام، خانم آنی و تمامی راهنمایان گرامی تبریک میگویم و یک تبریک و خدا قوت هم به راهنمایان خودم همسفر فاطمه و همسفر معصومه عرض میکنم. اگر یک نگاهی به دستور جلسه هفته راهنما بکنیم؛ شاید بشود دو برداشت از این دستور داشت.
۱_ جایگاه راهنما
۲_ سپاسگزار و قدردان بودن
راهنما به معنای کسی است که راه را نشان میدهد یا بلد راه بوده. ما میدانیم که خداوند بزرگترین رب انسانها است، کلمه رب در سوره حمد و در طول روز در نماز استفاده میشود. انسان نیازمند رب یا مربی است که خداوند هم برای هدایت خلق، یکسری افراد را بهعنوان رب سر راه انسان قرار میدهد؛ پس چه خوب است که همیشه بهترین راهنما در مسیر انسان قرار بگیرد.
در کنگره راهنما قبلاً این مسیر را طی کرده؛ یعنی اعتیاد را با گوشت و پوست خویش درک کرده، به کنگره آمده و راه درمان را طی کرده است؛ شاید اگر بروید پیش یک روانشناس، آن شخص فقط درس اعتیاد را تئوری آموزش گرفته باشد و آن را به دیگران انتقال دهد؛ در صورتیکه مسافر یا همسفر با اعتیاد زندگی کرده؛ کاملاً آن را درک کرده و در این مرحله قرار گرفته است. ما در کنگره میگوییم جایگاه راهنمایی مقدس است؛ چون یک راهنما براساس آن عشق و محبتی که در درون او وجود دارد، فرد را دوست دارد؛ همانطور که روزی یک نفر دست او را گرفت و به رهایی رساند، او هم به دیگران خدمت میکند. در عوض خدمت، به راهنما پولی داده نمیشود؛ یعنی مزدی دریافت نمیکند تمامی هزینهها را خود او پرداخت میکند.
فرق معلم با راهنما در این است که وقتی یک دانشآموز وارد مدرسه میشود، صفحه درونی او سفید است و معلم میتواند؛ بهراحتی کمک کند که یک دانشآموز تصویرهای زیبایی را خلق کند؛ درصورتیکه من وقتی وارد کنگره شدم صفحه درونی من سیاه بود با ناامیدی، ترس و کلی شکست؛ حتی بلد نبودم که گذشت کنم؛ اما وارد این مکان امن شدم و این راهنما بود که کمک کرد تا صفحه سیاه را پاک کنم و دوباره شروع به کشیدن نقاشیهای زیبا کنم. یک راهنما راه را به من نشان و چراغ را به دست من میدهد تا راه را ادامه بدهم؛ یعنی مسئولیت تمامی کارها به عهده خودم است. حضرت علی میفرمایند: «اگر میخواهید به کسی کمک کنید به آن ماهی ندهید، به آن ماهیگیری یاد بدهید». دقیقاً راهنما همین کار را انجام میدهد.
به بخش دوم میرسیم که مهمترین مسئله شکرگذار بودن است. ما در کنگره میتوانیم با چهار جشن این عمل را انجام بدهیم. هفته مرزبان، هفته راهنما, هفته همسفر و هفته دیدهبان. اگر من تشکر کردن را یاد نگرفته باشم هستی و کائنات دستبهدست هم میدهند که دیگران از من تشکر نکنند. خیلی مواقع است که انسان فکر میکند اگر دیگران کاری میکنند وظیفه آنها است؛ اگر خداوند انسان را خلق کرده وظیفه او بوده که به انسان چشم و گوش داده یا وظیفه پدر و مادر است که به من خدمت میکنند؛ همینطور راهنما، پیش خودمان خیال میکنیم؛ اگر من به کنگره نروم راهنما به من احتیاج دارد؛ در صورتیکه من به راهنما احتیاج دارم و نیاز به آموزش دارم؛ اگر من به این مکان مقدس نروم مطمئن باشم که هستی ساکن نیست؛ یک نفر دیگر روی این صندلی مینشیند و از این آموزشها استفاده میکند.
در کنگره۶۰ یاد گرفتیم به سه طریق قلب، زبان و در عمل تشکر کنیم. من در قلبم دیگران را دوست دارم، نیاز است که به زبان هم آورده شود و تشکر و قدردانی هم بشود. ما در درون، خود انسانها را دوست داریم؛ ولی وقتیکه میگوییم، باعث ارتباط بیشتری میشود و زمانیکه در عمل انجام میشود، تأثیر خود را بیشتر میگذارد. ما در عمل با پاکت دادن این کار را انجام میدهیم که انشاءالله این عمل را به نحو احسن انجام بدهیم.
نویسنده: راهنما همسفر اکرم
ارسال: همسفر محدثه رهجو راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امیر اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
116