English Version
This Site Is Available In English

D.sap یک شربت کامل است

D.sap یک شربت کامل است

جلسه چهارم از دوره سوم جلسات آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر طاهر و نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر مهران با دستور جلسه «D.sap» در روز پنج‌شنبه ۲۳ دی ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵ شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد؛ 

سلام دوستان، طاهر هستم؛ مسافر. تشکر می‌کنم از لژیون سردار که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا خدمت کنم. به علت اینکه وقت کم داریم مجبورم ام‌پی‌تری صحبت کنم.
نه اهل صلاحم و نه مستان خرابم
اینجا نه و آنجا نه که مقیم کجاییم

حلاج وشانیم که از دار نترسیم
مجنون صفتانیم که در عشق خداییم

در مورد D.sap می‌گوید: آنچه خوبان همه دارند تو یک‌جا داری؛ D.sap یک شربت کامل است از مواد معدنی و ویتامین‌ها. در یک کلام، اگر بخواهم بگویم، اکثیر جوانی است. در مورد ماه رمضان و افطاری، عزیزان ما اینجا خودمان هستیم و در کنگره ۶۰ ما یاد گرفتیم بازیگر باشیم؛ این است که در حد توانمان شرکت کنیم و به اندازه وسعمان کمک کنیم تا انشاءالله بتوانیم در کنار یکدیگر افطاری خوبی داشته باشیم. در مورد لژیون سردار باید سعی کنیم در لژیون سردار شرکت کنیم؛ با دستگاه پوز یا به صورت حامی. هفته راهنما هم در پیش داریم. انشاءالله به فکر هفته راهنما هم باشیم تا  بتوانیم جشن خوبی را برگزار کنیم.
چند تا موضوع را پشت سر هم گفتم. می‌خواهم بگویم که ما یک مسافریم و یک مسافر چه کاری انجام می‌دهد؟ یک سفر، مراحل و شرایطی دارد.
اگر ما در کنگره ۶۰ هستیم و پیرو آقای مهندس هستیم باید آن چیزی را که آقای مهندس می‌گوید در حد امکان انجام دهیم. در این سفر یکی باید وقت بگذاریم، یکی باید صبر و حوصله داشته باشیم و دیگری مرحله به مرحله پیش برویم.
می‌خواهم بگویم که عزیزان اگر می‌گویند افطاری، اگر می‌گویند هفته راهنما، اگر می‌گویند ورزش، اگر می‌گویند سی‌دی بنویسید، اگر می‌گوییم درمانتان را با درمان سیگار تکمیل کنید، اینها همه مراحل درمان است.
می‌گوید حالا من مواد را درمان می‌کنم؛ سیگار بعداً این حرف‌ها نیست.
ببینید ما می‌گوییم در حد توانمان، ولی باید هست یعنی درمان را با درمان سیگار کامل کنید؛ باید هدیه بدهید. بی‌مایه فطیر است مگر زمان مصرف نبود که هزینه می‌دادیم.

کلام الله می‌گوید: هر قومی را با پیامبرش می‌خواهند. حال پیامبر ما کیست؟ مهندس هست.
یک روز همه ما را با هم می‌خواهند؛ با مهندس می‌گویند برو بالا. مهندس می‌گوید: اینها قوم من هستند. ای قوم من، بیایید برای حساب کتاب چه کردید؟
لژیون سردار رفتی، مواد را درمان کردی، سیگار را درمان کردی. فرق نمی‌کند ما چه مسافر چه همسفر این راه را رفتیم.
حالاً هم باید با هم به آن حال خوب و خوشی که مد نظر مهندس و کنگره هست برسیم. این است که باید سعی کنیم به معنای کلمه یک کنگره‌ای باشیم.

نویسنده تنظیم و ارسال: مسافر عباس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .