جلسه سیزدهم از دوره بیست و ششم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی شیروان به استادی دستیار محترم دیده بان مسافر محمود، نگهبانی مسافر یوسف و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه « D.SAP » پنجشنبه 23 بهمنماه 1404 ساعت 15 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمود هستم یک مسافر. ابتدا از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و راهنمای لژیون خدمتگزار ممنونم که به من اجازه دادند تا در این جایگاه خدمت کنم.
با توجه به اینکه ساعت جلسات هم کمی تغییر کرده است، اولاً خوشحالم که شما را میبینم. امیدوارم که این پیوند محبت که بین ما جاری است، همینطور بماند و ما بتوانیم منتقلکننده این انرژی و محبت به دیگران باشیم و خدای ناکرده قطعکننده این انتقال نباشیم.
**دستور جلسات و اهمیت آنها**
میخواهم خیلی کوتاه در مورد دو سه مطلب صحبت کنم تا وقت برای باقی مسائل برسد. ما در کنگره ۶۰ دو دستور جلسه داریم (کارگاه و لژیون) که از نظر محتوا و کلیدواژهها، حاوی مطالب بسیار مهمی هستند. وقتی یک موضوع به دستور جلسه میآید، یعنی از اهمیت ویژهای برخوردار است که یک هفته تمام ۱۸۷ نمایندگی کشور در مورد آن واحد صحبت میکنند.
همانطور که همه میدانید، اولین ابداع و شگفتی کنگره، ابداع روش **DST** بود و داروی درمان آن، یعنی **اوپیوم تینچر (OT)**. نکته مهم این است که روش DST، که برای درمان اعتیاد آغاز شد، پس از رسیدن به سفر ششماهه، به ما میفهماند که این روش در تمامی موارد زندگی ما – در اقتصاد، در اجتماع، در خانواده و در مسائلی که خودمان در آن ضعف داریم – کاربرد دارد. ما میفهمیم که باید ذره ذره نکات و حسهای منفی را کاهش دهیم. پس DST یک الگو و شاهرگ حیاتی است که روی هر موضوعی بگذاری جواب میگیری.
**مکمل درمانی: شربت D.SAP (دیسپ)**
یکی دیگر از مکملهای این روش، بحث تهیه شربت **D.SAP** شد. ما انسانها ذاتاً در خسران هستیم؛ همانطور که در سوره والعصر آمده است: «اِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ». یعنی ما انسانها دارای صفت ناسپاسی یا نادیدهگیری نعمتها هستیم، چون انسان مجموع رذایل و فضایل است؛ هم خوبی دارد و هم بدی. کار ما در این حیات این است که خوبیهایمان را بیشتر و بدیهایمان را کمتر کنیم. به همین دلیل، وقتی چیزهای زیادی را داریم، شاید قدر واقعیاش را ندانیم. شاید تا زمانی که جلسات سر ساعت بود و داروها به موقع میرسید، قدرش را نمیدانستیم. (مثلاً در مشهد شنیدم که اکنون دارو اوتی در بازار آزاد تهیه میشود). این اتفاقاتی که میافتد، مانند بحث کرونا که جلسات تعطیل شد، از نظر من لازم است، زیرا در اجتماع، آن غربالگری که در کنگره شده بود، در همین اتفاقات خودش را نشان میدهد. کسی که رهجوی کنگره است، تا کنگره هست و هستی هست، او هم هست، فرقی نمیکند کارگاه بیاید، ساعت کم یا زیاد شود، دارو باشد یا نباشد؛ چرا؟ چون به دنبال تفکر کنگره است.
همانطور که آقای مهندس هم گفتند، یکی از شاهکارهای کنگره، درمان اعتیاد نیست، بلکه نجات جانهاست. شربت D.SAP معجزه کرد. در دوره کرونا، این دارو تمام کنگره ای ها را نجات داد. ما در کل کنگره شصت، فقط یکی یا دو مورد فوت داشتیم، در حالی که در اجتماع باید روزی ۵۰ تا ۱۰۰ مورد فوتی میدادیم.
دیسپ مکملی است که تمامی آنزیمهای مورد نیاز بدن را درون خود دارد؛ یک مکمل بسیار مفید و ویژه است. اعضای کنگره این دارو را میشناسند. امیدوارم بتوانید از آن برای مشکلات گوارشی که تمام دنیا با آن درگیر است، استفاده کنید. قبل از DSAP، مصرفکنندگانی که وارد سفر میشدند، درگیر مشکلات گوارشی و مزاجی بودند، اما اکنون با استفاده از D.SAP، کل این سیستم ظرف یک یا دو ماه اصلاح میشود.
**نگاه ما به داروها و فهمیدن**
نگاه ما بسیار مهم است. رهجویی که OT را به چشم داروی درمان میبیند، با کسی که تریاک مصرف میکند، فرق دارد. مهم این است که آن چیزی را که لازم داریم، از یک جریان بگیریم و قدردانش باشیم.
تمامی مسائل فقط بر مبنای **دیدن، فهمیدن و سپاسگزار بودن** اتفاق میافتد. یعنی وقتی فهمیدی که یک نفر چه کاری برای تو کرده، همین فهم باعث تکثیر این حس میشود. اگر نفهمی، ارتباط قطع میشود.
الان متوجه شدم که دو موضوع در حال جابهجایی است و این بیربط با آخر صحبت نیست که بحث سپاسگزاری بود. هفته آینده **هفته راهنما** است. ما در کنگره از چهار جشن اصلی، یکی را به راهنما اختصاص دادهایم که نحوه قدردانی از راهنمایی است، که آن هم از طریق **پاکت** صورت میگیرد.
ما در هستی وظایفی داریم. برخی وظایف مانند خدمت سربازی، وظایف حکومتی است. اما در کنگره ۶۰، خیلی از بچهها با معرفت و داوطلبانه آمدند و این جایگاه را پذیرفتند که وقت بگذارند و به منِ رهجو مطلبی یاد بدهند.
یادمان نرود که این وظایف، مرز دارند. وظیفه راهنما این است که پیمانی را که بسته، پایبند باشد و سر جلسات بیاید. اما این وظایف، **وظایف معنوی** هستند، وظایف پولی نیستند. من چون پول گرفتم، شما را به مقصد نمیرسانم. این وظیفه از یک **فهم** و یک **درک** میآید.
کمترین کاری که ما میتوانیم برای نشر این حسهای خوب انجام دهیم، همین است. ما همیشه میگوییم دنیا بد شده، همه دزدند، در حالی که جاهایی که خوب هستند را تکثیر نمیکنیم. در کنگره، تمام رهجوها باید پاکت بدهند. مهم نیست عدد پاکت چقدر باشد؛ مهم این است که در هفته راهنما، رهجو به راهنما بفهماند که **قدردان این کار هستم.** راهنمای ما به عدد تومان و ریال کار ندارد. اگر بخواهیم ساعتی کارگری حساب کنیم، جایگاههای کنگره جور دیگری تعریف میشود. حرف من این است که رهجو باید به راهنما بفهماند قدردان هستم و نگذاریم راهنمای من شب که به خانه میرود، با انرژی منفی بگوید چرا وقتم را صرف این کار کردم؟ بگذاریم حال انسانها بهتر شود و این فضا ادامه داشته باشد.
**ماه رمضان و افطاری**
مطلب دیگر اینکه از هفته آینده **ماه مبارک رمضان** آغاز میشود. لحظه تولد کنگره ۶۰ بر اساس ماه رمضان است و ما افطاری میدهیم. تمام جلسات در این ماه با افطاری همراه است. ما نه بودجهای داریم و نه واریزی از جایی میشود؛ خودمان حمایت میکنیم. انسان ذاتاً کار خوب کردن و خیر کردن را دوست دارد؛ مثل ساختن مدرسه یا مسجد. اما گاهی اوقات، هزینه افطاری یک نفر دادن، همان کار خیر است. وظیفه ما این است که به افرادی که تازه وارد شدهاند بگوییم این سبدی که برای ماه روزه گذاشته شده، برای همه اعضا تهیه میشود. ما در کنگره جنس ارزان و بیکیفیت نمیخریم، پس باید خوب هم خرج کنیم. هیچ جایی بهتر از این جمع نیست که بتوانیم این کار خیر را انجام دهیم. با وجود ۲۴ سال تداوم کنگره، اتفاقات جور و واجور زیادی بوده است، این هم یکی از آنهاست. اگر همه بایستیم، کار آنقدر سخت نیست؛ اما اگر از این ۱۰۰ نفر، ۳۰ نفر کنار بکشند و خودشان را مهمان بدانند، فشار روی تعداد باقیمانده میآید. اما اگر همه بایستیم، کار خیلی سخت نخواهد بود.
مرزبان خبری: مسافر صادق
تایپ و ارسال: مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
94