جلسه هفتم از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگرۀ ۶۰؛ نمایندگی زالپارس؛ با استادی مرزبان محترم مسافر حامد، نگهبانی مسافر یحیی و دبیری مسافر مسعود با دستور جلسه «D.SAP» پنجشنبه 23 بهمن 1404 ساعت 15:30 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
به لطف بنفشههایی که دزدانه سر از ابرهایی بر فرش زمین آرامیدهاند سر به در آوردهاید شما از سختترین طوفانها گذشتهاید و بر بالای ابر و طوفان حرکت کردهاید و از پایینترین نقطه به بالاترین آن فکر نمودهاید و صعود کردهاید و توانستهاید خود و شخصیت خود را که دزدیده شده بود پس بگیرید بسیار زیبا دنیایی است که اکنون یافتهاید این سعادت را حافظ باشید و جای خود را استوار بگردانید و حرکت نمایید و غیرممکنها را جان دوباره دهید ما هم خواستار ادامه راههای خوب و بدون بند برای شما هستیم و امیدواریم فرمان خداوند در راستای خواستههای شما باشد و با هر طلوع خورشید قدمی به الله نزدیک شوید.
سلام دوستان، حامد هستم، یک مسافر؛
از ایجنت محترم، لژیون، مرزبانی و نگهبان جلسه سپاسگزارم که این اجازه را به من دادند تا یک بار دیگر در این جایگاه از شما عزیزان آموزش بگیرم. انشاءالله که جلسهای پرانرژی و مملو از آموزش داشته باشیم. جا دارد از تمام کسانی که در طول هفته برای ماه مبارک رمضان از سبد حمایت کردند، صمیمانه تشکر کنم. امیدوارم امسال هم همچون سال گذشته، ماه رمضانی خوب را در کنار هم تجربه کنیم و خاطرات دلنشینی برای یکدیگر بسازیم. یک تشکر نیز از آشپز، راهنمای محترم «آقا رحیم» دارم؛ ایشان همواره به ما کمک کرده و راهکارهای ارزشمندی ارائه دادهاند.
دستور جلسه امروز «دیسپ» است. در مورد این دستور جلسه هرچه تحقیق و مطالعه کردم، مطلب خاصی نیافتم؛ بنابراین تصمیم گرفتم از تجربیات شخصی خودم، اطرافیانم و تجربه خودم صحبت کنم. آقای مهندس میفرمایند که دو دارو از خود برای ما به یادگار گذاشتهاند: یکی شربت OT و دیگری دیسپ. واقعاً دیسپ به من هم در سفر اول و هم در سفر دوم کمکهای شایانی کرده است.
آشنایی من با دیسپ به دوران کرونا برمیگردد. باوجوداینکه دارو مصرف میکردم و این تصور را داشتم که کرونا نمیگیرم، اما متأسفانه به آن مبتلا شدم. در آن زمان، برادرم که در کنگره بود، یککاسه را پر از سنگداغ کرد و با دیسپ به من بخور داد و آشنایی من با دیسپ از همانجا شروع شد.
بعداً که به کنگره آمدم و سفرم را آغاز کردم، در سفر اول از شدت یبوست و اسید معده بسیار در عذاب بودم. هرروز بعد از وعدههای غذایی، مجبور بودم قرص معده مصرف کنم. وقتی به لژیون آمدم، راهنمای محترم از من پرسیدند چه قرصی مصرف میکنم؛ گفتم قرص معده. ایشان به من گفتند که دیگر استفاده نکنم. وقتی گفتم معدهام اذیت میشود، گفتند: «برو دیسپ بگیر.» من دیسپ را استفاده کردم و این ترشی معده کاملاً از بین رفت. اکنون آخرین باری که برای معدهام قرص خوردهام را به یاد نمیآورم! یبوست من نیز بهکلی درمان شد.
چیزی که برایم بسیار جالب بود این است که از زمانی که بخور دیسپ وارد خانه ما شده است، هیچکدام از اعضای خانواده سرماخوردگی نگرفتهایم. ما دیسپ را به همان روش TDS استفاده میکنیم. شاید برای مسائل دیگر به پزشک مراجعه کرده باشیم، اما برای سرماخوردگی اصلاً نیازی به دکتر پیدا نکردهایم.
مورد دیگری که جناب مهندس در مورد آن صحبت میکنند، زگیلهای تناسلی است. خود من دانهای کنار پایم داشتم که بسیار آزارم میداد. به چندین پزشک مراجعه کردم و از پمادهای گرانقیمت هم استفاده کردم. آن زمان در یک کلینیک خدمت میکردم؛ یکی از بچهها به من گفت دیسپ را با بتادین مخلوط کنم و استفاده کنم. من همین کار را انجام دادم و در کمال تعجب، بعد از سه چهار روز، آن دانهی روی پایم بهکلی از بین رفت؛ انگار که از اول وجود نداشته است.
کرم دیسپ نیز از دیگر تجربیات شخصی من است. من در سنین پایین آبلهمرغان نگرفته بودم و در اوایل سفر دومم به آبلهمرغان مبتلا شدم که شدت آن بسیار زیاد بود. دانههای بزرگی در صورتم زده بود که پس از بهبودی بیماری، جای آنها خوب نشده بود. راهنمای محترم، کرم دیسپ را به من توصیه کردند و من استفاده کردم و واقعاً مشکلی که از دانههای آبلهمرغان باقی مانده بود، رفع شد.
و در آخر، پیشاپیش هفته راهنما را به تمام راهنمایان عزیز و زحمتکش تبریک و تهنیت عرض میکنم. امیدوارم در این هفته، جشن راهنمای خوبی داشته باشیم و همانطور که در کنگره به ما آموختهاند، بتوانیم قدردان و سپاسگزار زحمات راهنمایان عزیزمان باشیم. از اینکه با سکوت زیبایتان به سخنانم گوش دادید، از همه شما متشکرم.
گروه سایت نمایندگی زالپارس
مرزبان کشیک: مسافر محسن
لژیون خدمتگزار: لژیون دوم
راهنمای محترم: مسافر رحیم
مرزبان خبری: مسافر حامد
تایپ و ویراستار: مسافر جعفر لژیون سوم
تنظیم برای سایت: مسافر رحمان لژیون سوم
عکاس: مسافر جلال لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
126